baking oven

پیشنهاد کاربران

ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ، oven" داشته ایم.
واژگانِ "بریزَن /بریجَن" از تکواژهایِ زیر ساخته شده اند:
...
[مشاهده متن کامل]

1 - "بریز - : - briz/بریج - : - brij" بُن کُنونیِ "بریشتَن: brištan/برِشتَن" می باشد و با واژگانی همچون "بریشته/برِشته" در پارسی همریشه است.
2 - پسوندِ " - َن:an - " : این پسوند برآمده از پسوندِ اوستاییِ " َن:an، نَ:na، َنَ:ana" می باشد که در زبانِ پارسیِ نو در واژگانی بمانندِ "سُخَن، گردَن، زبان، زیان و. . . " داریم.
برپایه یِ آواشناسی در زبانِ پارسیِ نو، پسوندِ " - َن" به همین ریخت آمدنی است ( بریزَن یا بریجَن ) .
نکته: "بریشتَن" در پارسیِ نو بیشتر به ریختِ "برِشتَن" خوانده می شود ولی بُن کُنونیِ آن، می تواند همان "بریز - /بریج - " باشد، بمانندِ "نوِشتَن/نویس - " یا به ریختِ "برِز - /برِج - " باشد ( برِزَن یا برِجَن ) .
پیشنهاد 1: برای واژگانِ بیگانه ای همچون "فِر، گاز، اجاق و. . . " می توان از واژگانِ نامبرده یِ بالا بهره برد.
پیشنهاد 2: همین واژگانِ نامبرده، نشان می دهند که ما برایِ دستگاه ها و ابزارهایِ دیگرِ خانه وساختمانی ( =افزارنامها ) نیز می توانیم از پسوندِ " َن:an - " ( به همراهِ بُن کُنونی ) بهره بگیریم؛ بمانند: پزَن ( بُن کنونیِ "پختن" و پسوندِ " - َن" ) ، شارَن یا شُرَن ( بُن کُنونیِ "شاردَن/شُردَن" و پسوندِ " - َن" )
. . . . .
پَسگشت:
روبرگِ 171 از نبیگ " Persiche Studien: پژوهشهایِ پارسیک" ( هاینریش هوبشمان )

baking oven
فر آزمایشگاهی؛ وسیله ای برای گرم کردن یا خشک کردن مواد در دمای کنترل شده.
مثال: فرهای آزمایشگاهی برای خشک کردن نمونه ها یا انجام فرآیندهای حرارتی در دماهای ثابت استفاده می شوند.
baking oven ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: تنور
تعریف: محفظۀ پخت به کمک حرارت خشک|||متـ . فِر