عجیب الخلقه
/~ajibolxelqe/
برابر پارسی: شگفت آفریده
معنی انگلیسی:
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
دانشنامه عمومی
عجیب الخلقه یا فریک ( به انگلیسی: Freak ) شخصی است که به دلیل یک وضعیت پزشکی فوق العاده یا تغییر بدن دچار تغییر شکل یا تغییر شکل فیزیکی شده است. این تعریف برای نخستین بار با این معنی در دههٔ ۱۸۸۰ به عنوان یک شکل کوتاه تر از عبارت "freak of nature" تأیید شد که خود اصطلاحی گسترده تر به معنای «هوس طبیعت» است که حداقل در سال ۱۸۴۷ نسبت داده شده است. [ ۱] معنای ضمنی خنثی اولیه این اصطلاح در طول سدهٔ بیستم کاملاً منفی شد؛ بنابراین، freak با معنای تحت اللفظی آن «فرد غیرعادی رشد یافته» امروزه صرفاً به عنوان یک تحقیرآمیز تلقی می شود. [ ۲] [ ۳] با این حال، این اصطلاح اخیراً برای اشاره به یک فرد مشتاق یا وسواسی نیز به صورت بازیگوشی استفاده می شود.
فریک استفاده از زبان حرفه ای را توسط مروجین و مجریان شوهای عجیب و غریب می دید، اگرچه استفاده از آن به این معنا همراه با محبوبیت نمایش های فریک کاهش یافته است. [ ۴] یکی از نمونه های معروف این کلمه در اشاره به جوزف مریک، «مرد فیل»[ ۵] بود. به عنوان یک اصطلاح، عجایب نمایش های جانبی به دو گروه طبقه بندی می شوند: عجایب طبیعی و فریک های خودساخته. [ ۶] یک عجیب و غریب طبیعی معمولاً با یک ناهنجاری ژنتیکی به دنیا می آمد، در حالی که یک فرد خودساخته فردی بود که به طور مصنوعی ( با روش هایی مانند ایمپلنت های جراحی ) تغییر یافته بود.
این اصطلاح معانی بسیار جدیدتری دارد. یک مثال، چیزی است که در مورد ظاهر یا رفتار فرد به طرز شگفت انگیزی غیرعادی است. این استفاده از «صحنه عجیب و غریب» در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ سرچشمه گرفت که معروف ترین آن توسط آلبوم فریک اوت! ساخته شده توسط گروه راک مادرز آو اینونشن ترویج شد.
استفاده اخیر از freak به عنوان مترادف برای اشتیاق است، مانند سلامتی freak[ ۷] . یا اشاره به رفتار وسواسی، مانند وسواس کنترل اوضاع. [ ۸]
فریک در علم برای توصیف گیاهان و حیوانات دارای جهش ژنتیکی استفاده می شود. [ ۹] [ ۱۰]
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلففریک استفاده از زبان حرفه ای را توسط مروجین و مجریان شوهای عجیب و غریب می دید، اگرچه استفاده از آن به این معنا همراه با محبوبیت نمایش های فریک کاهش یافته است. [ ۴] یکی از نمونه های معروف این کلمه در اشاره به جوزف مریک، «مرد فیل»[ ۵] بود. به عنوان یک اصطلاح، عجایب نمایش های جانبی به دو گروه طبقه بندی می شوند: عجایب طبیعی و فریک های خودساخته. [ ۶] یک عجیب و غریب طبیعی معمولاً با یک ناهنجاری ژنتیکی به دنیا می آمد، در حالی که یک فرد خودساخته فردی بود که به طور مصنوعی ( با روش هایی مانند ایمپلنت های جراحی ) تغییر یافته بود.
این اصطلاح معانی بسیار جدیدتری دارد. یک مثال، چیزی است که در مورد ظاهر یا رفتار فرد به طرز شگفت انگیزی غیرعادی است. این استفاده از «صحنه عجیب و غریب» در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ سرچشمه گرفت که معروف ترین آن توسط آلبوم فریک اوت! ساخته شده توسط گروه راک مادرز آو اینونشن ترویج شد.
استفاده اخیر از freak به عنوان مترادف برای اشتیاق است، مانند سلامتی freak[ ۷] . یا اشاره به رفتار وسواسی، مانند وسواس کنترل اوضاع. [ ۸]
فریک در علم برای توصیف گیاهان و حیوانات دارای جهش ژنتیکی استفاده می شود. [ ۹] [ ۱۰]

wiki: عجیب الخلقه
پیشنهاد کاربران
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ":
در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" برابر با واژه یِ آلمانیِ "missgebildet" و برابر با واژگانِ اروپاییِ زیر بوده است:
... [مشاهده متن کامل]
crooked , shapeless , abnormal ، misshapen ، deformed ، malformed
بررسیِ واژه یِ اوستاییِ " وی. میتَ" و روشِ بکارگیریِ آن در زبانِ پارسیِ نو:
1 - در زبانِ پارسی، پیشوندِ "وی" به ریختِ پیشوندِ "گُ" درآمده است.
2 - "میتَ" در اوستایی، کُنیده واژه ( =PPfP ) یِ ریشه یِ "ما ( ی ) " می باشد و این ریشه در زبانِ پارسی به ریختِ "مودَن/مای - " ( مادَن ) در دسترس است، چنانکه داریم: نمودن/نمای - ، آزمودن/آزمای - ، آمودَن/آمای - ( آمادَن ) و. . . . پس این کُنیده واژه با واژه یِ "موده" در پارسی برابری می کند.
اکنون با نگاه به 1 و 2 به آسانی در می یابیم که واژه یِ "وی. میتَ" در اوستا با واژه یِ "گُموده" ( گُماییده، گُماده، گُمون ) از فعلِ "گُمودَن/گُمای - " برابری می کند.
واژه یِ "گُمودن/گُمای - " ( گُمادن ) برابر با واژه یِ آلمانیِ "missbilden" است، چنانکه کریستین بارتولومه نیز در پَسگشتِ زیر آن را آورده است. از اینرو، واژه یِ "گُمودگی، گُمایِش" ( گُمایی ) برابر با واژه یِ آلمانیِ "Missbildung" خواهد بود که برابر با واژگانِ اروپاییِ زیر است:
freak ، abnormality ، abnormity ، deformity ، malformation
نکته 1: اکنون ما می توانیم برای واژگانِ بیگانه یِ " دِفرمه، ناقص، ناقص الخلقه، معیوب و بدشکل" از واژگانِ "گُموده، گُماییده، گُمون، گُماده" بهره ببریم.
نکته 2: فعلهایِ پایان یافته به " - ودن" با بُن کُنونیِ پایان یافته به " - آی" در زبانِ پارسی تواناییِ ساختِ واژگانی را که به " - ون" پایان می یابند، دارند؛ برای نمونه:
رَهنمون . . . رَهنمودن/رَهنمای -
نِمون، نِمونه. . . نِمودن/نِمای -
اَفزون، اَفزونه. . . اَفزودن/اَفزای -
زبون. . . زبودن/زبای -
و. . . . از اینرو، از فعلِ "گُمودن/گُمای - "، ما واژگانِ "گُمون، گُمونه" را نیز خواهیم داشت.
نکته 3: "مودَن/مای - " در واژه یِ " گُمودَن" به معنایِ "ساختن، بوجود آوردن" و برابر با واژه یِ آلمانیِ "bilden" بوده است؛ در این باره، آن را با واژه یِ "ماده" در زبانِ پارسی همسنجی کنید.
نکته 4: برپایه یِ آنچه کریستین بارتولومه آورده است، " گُمودن/گُمای - " برابر با واژه یِ آلمانیِ "umstalten" به معنایِ "تغییر شکل دادن، تبدیل کردن" نیز می باشد و "Umstaltung" به معنایِ "تغییر و تبدیل".
نکته 5: من از رویِ آگاهی واژگانِ بیگانه را بکار می برم تا خواننده جایگزینهایِ درخور را بیابد.
. . . .
پَسگشت:
1 - ستونهایِ 1165 و 1166 از نبیگِ "فرهنگنامه ی زبانِ ایرانیِ کهن" ( کریستین بارتولومه )
2 - روبرگِ 1350 از نبیگِ "فرهنگ واژه های اوستا"


در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" برابر با واژه یِ آلمانیِ "missgebildet" و برابر با واژگانِ اروپاییِ زیر بوده است:
... [مشاهده متن کامل]
بررسیِ واژه یِ اوستاییِ " وی. میتَ" و روشِ بکارگیریِ آن در زبانِ پارسیِ نو:
1 - در زبانِ پارسی، پیشوندِ "وی" به ریختِ پیشوندِ "گُ" درآمده است.
2 - "میتَ" در اوستایی، کُنیده واژه ( =PPfP ) یِ ریشه یِ "ما ( ی ) " می باشد و این ریشه در زبانِ پارسی به ریختِ "مودَن/مای - " ( مادَن ) در دسترس است، چنانکه داریم: نمودن/نمای - ، آزمودن/آزمای - ، آمودَن/آمای - ( آمادَن ) و. . . . پس این کُنیده واژه با واژه یِ "موده" در پارسی برابری می کند.
اکنون با نگاه به 1 و 2 به آسانی در می یابیم که واژه یِ "وی. میتَ" در اوستا با واژه یِ "گُموده" ( گُماییده، گُماده، گُمون ) از فعلِ "گُمودَن/گُمای - " برابری می کند.
واژه یِ "گُمودن/گُمای - " ( گُمادن ) برابر با واژه یِ آلمانیِ "missbilden" است، چنانکه کریستین بارتولومه نیز در پَسگشتِ زیر آن را آورده است. از اینرو، واژه یِ "گُمودگی، گُمایِش" ( گُمایی ) برابر با واژه یِ آلمانیِ "Missbildung" خواهد بود که برابر با واژگانِ اروپاییِ زیر است:
نکته 1: اکنون ما می توانیم برای واژگانِ بیگانه یِ " دِفرمه، ناقص، ناقص الخلقه، معیوب و بدشکل" از واژگانِ "گُموده، گُماییده، گُمون، گُماده" بهره ببریم.
نکته 2: فعلهایِ پایان یافته به " - ودن" با بُن کُنونیِ پایان یافته به " - آی" در زبانِ پارسی تواناییِ ساختِ واژگانی را که به " - ون" پایان می یابند، دارند؛ برای نمونه:
رَهنمون . . . رَهنمودن/رَهنمای -
نِمون، نِمونه. . . نِمودن/نِمای -
اَفزون، اَفزونه. . . اَفزودن/اَفزای -
زبون. . . زبودن/زبای -
و. . . . از اینرو، از فعلِ "گُمودن/گُمای - "، ما واژگانِ "گُمون، گُمونه" را نیز خواهیم داشت.
نکته 3: "مودَن/مای - " در واژه یِ " گُمودَن" به معنایِ "ساختن، بوجود آوردن" و برابر با واژه یِ آلمانیِ "bilden" بوده است؛ در این باره، آن را با واژه یِ "ماده" در زبانِ پارسی همسنجی کنید.
نکته 4: برپایه یِ آنچه کریستین بارتولومه آورده است، " گُمودن/گُمای - " برابر با واژه یِ آلمانیِ "umstalten" به معنایِ "تغییر شکل دادن، تبدیل کردن" نیز می باشد و "Umstaltung" به معنایِ "تغییر و تبدیل".
نکته 5: من از رویِ آگاهی واژگانِ بیگانه را بکار می برم تا خواننده جایگزینهایِ درخور را بیابد.
. . . .
پَسگشت:
1 - ستونهایِ 1165 و 1166 از نبیگِ "فرهنگنامه ی زبانِ ایرانیِ کهن" ( کریستین بارتولومه )
2 - روبرگِ 1350 از نبیگِ "فرهنگ واژه های اوستا"


{عجیب الخلقه}؟!!!!!
کارکردش در گزاره ها مانند همان {عجیب} است، این {خلقه} را نمی دانم چرا می گویند!
پس باید به جایش گفت {شگفت انگیز، شگرف، شگفت آور} یا گاهی {ترسناک} یا گاهی {پادهنجار} یا گاهی {دیوانه، دیوانه وار} یا گاهی . . . . .
بدرود!!!!
کارکردش در گزاره ها مانند همان {عجیب} است، این {خلقه} را نمی دانم چرا می گویند!
پس باید به جایش گفت {شگفت انگیز، شگرف، شگفت آور} یا گاهی {ترسناک} یا گاهی {پادهنجار} یا گاهی {دیوانه، دیوانه وار} یا گاهی . . . . .
بدرود!!!!
ما در این تارنما، برخی کاربران بسیار شگفت آوری و ترسناکی داریم!
باور کنید.
باور کنید.