پیشنهاد‌های سید علی شجاعی (٧٧)

بازدید
٣٥٦
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای به تعویق انداختن و موکول کردن هست و با دو کلمه بسیار مهم call off و postpone هم معنی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه ی harbor به معنای �داشتن� یا �حامل بودن� نیز هست. به مثال زیر دقت بفرمایید؛ Cancer cells harbor various mutations that allow for enhanced pro ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

از دیدگاه ریشه شناسی؛ در این کلمه یک ریشه داریم به نام radic که معنای ریشه میده که کلمه رادیکال radical هم دیده می شود. پیشوند e قبل از radic نیز به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دوستان این لغت به معنای محتاط , ملاحظه گر هست و مترادف هست با با لغات prudent و cautious این لغت رو با discrete اشتباه نگیرید، این یعنی مجزا و جدا و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای افزایش یافتن هست بصورت کلی، اما یک معنای معنوی هم داره، مثلا میگن عروج ملکوتی، با همین فعل بیانش میکنند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

به معنای عاجزانه هست، مثلا درخواست عاجزانه Desperate plea

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این یعنی گور به گور شد. سقط شد ( مردن چهارپایان ) که برای انسان ها هم بکار می رود. در واقع حسن تعبیری است از بد بودن اون شخصی که مرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به معنای آزار و اذیت جنسی یا Sexual harassment هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دوستان به این سه لغت بر اساس علم ریشه شناسی دقت بفرمایید؛ 1. Incline 2. decline 3. Recline ریشه هر سه کلمه cline هست به معنای شیب یا slope. در لغ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای فراموش نشدنی و به یاد ماندنی و لغت memorable هم معنی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای متنوع و گلچین شده هست. با لغات eclectic و diverse هم معنیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به تعیبری، در اصلیا حتی ذاتا معنی میده به این جمله دقت بفرمایید. A tapestry is by defination, a flat - woven cloth that uses discontinues weft threa ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نکته اول؛ حرف اضافه می باشد به معنای بخاطر اینکه، چونکه نکته دوم؛ مترادف because of و due to می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

معنی این عبارت، هر چه ساده تر، بهتر، هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

معنای پذیرایی و مهمانی میدهد در برخی متون علمی و با لغت entertainment هم معنی است، همچنین معنای دسته و گروه هم میدهد که با لغت multitude نیز هم معنی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای باز گذاشته شده و با لغت exposed در معرض گذاشته شده هم معنی هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

به معنای بیان کردن می باشد، البته بیان کردن از روی تسلط و فن بیان، با لغت enunciate هم معنی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای روشن کردن و توضیح دادن و با لغت clarify هم معنی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

معنای به شرطی که میدهد و با کانکتور as long as هم معنی می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

From this time on

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

این لغت با لغات all encompassing و sweeping هم معنی است و به معنای همه جانبه، فراگیر، جامع و در برگیرنده می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در هر لغتی در زبان انگلیسی این ریشه یعنی frag رو دیدین بدونید معنای شکستن در اون لغت هست، مثلا fragile یعنی شکستنی، یا fragment که به معنای خرده و تک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به معنای جذب کردن و بدست آوردن با لغت attract هم معنی است. To make efforts to attain or gain something

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یعنی کاری رو بدون فکر یا توجهی انجام دادن و شدیدا سهل انگار Done without though or consideration and grossly negligent با کلمه sesnless هم معنی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به معنای تکراری و کلیشه ای ( cliche ) هست، چیزی که اینقدر استفاده و تکرار شده که دیگه رایج یا commonplace شده. به مثال زیر دقت بفرمایید؛ She tries to ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

به معنای بتن و ملموس و محسوس است، در واقع چیزی که همیشه احساس بشه و با لغت tangible به معنای ملموس، هم معنی است. به مثال زیر دقت بفرمایید؛ The solut ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

لطفا در ترجمه این دو لغت یعنی imaginative و imaginary رو اشتباه ترجمه نکنید، اولی یعنی خلاقانه و با لغت creative هم معناست ولی دومی یعنی خیالی یا غیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به معنای غالب شدن و چیره شدن بر چیزی یا شخصی است. با لغت overcome هم معنی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Rebellious youth in many countries dress outlandishly. بسیازی از جوانان سرکش/یاغی در کشورهای مختلف بصورت عجیب غریبی لباس می پوشند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این لغت در معنای نزدیک با لغت kindle به معنای روشن کردن و بر افروختن ( غالبا آتش ) می باشد و در معنای دور که از قضا طراحان سوال خیلی هم دوسش دارند با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به معنای تقلید کردن است و با لغات mimic و imitate هم معنی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به معنای یک حس ( a feeling ) یا غریزه ( instinct ) است و یک مترادف خوب برای لغت hunch که معنای یک حس درونی قوی می باشد، تلقی می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی غلط داشتن ( having erorr ) یا ناصحیح ( incorrect ) ، خیلی عمومی تر بخوام بگم میشه سفسطه و مغلطه آمیز، به مثال زیر دقت بفرمایید؛ Her fallacious ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به معنای رفتار می باشد و از فعل demean نشات گرفته می شود به معنای رفتار کردن و با لغت conduct هم معنی است. به مثال زیر دقت بفرمایید؛ The old woman h ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این لغت به معنای defiant یا shameless هست به ترتیب یعنی جسور یا بی شرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To get information

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای بر طبق گزارش، از قرار معلوم، ظاهرا، چیزی که شما میدونید و فقط گزارش شده اما تایید نشده و با لغت rumored یا شایعه شده هم معنی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

To get back; to have somthing returned ( v ) Retrive ( syn ) Recovered, Recoverable ( adj ) Recovery ( n ) The NASA team was unable to recover th ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در متون تخصصی مربوط به شرایط آب و هوایی معمولا همان بخار شدن و تبخیر شدن معنا میدهد اما در اغلب متون عادی معنای از بین رفتن و ناپدیدشدن معنا میدهد، ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به معنای disappear slowly یا غیب شدن ( معنای مجازی ) به آرامی که مترادف هست با لغت deteriorate. ساییده شدن، فرسوده شدن، از بین رفتن معنی میده To wear ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با کلمه anchored مترادف است به معنای تثبیت شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف هست با subsequently و بسیار مورد سوال قرار می گیرد در درک مطالب های آزمون دکتری بخصوص msrt و mhle

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

این لغت در اکثر سوالات درک مطلب مورد سوال طراحان است و اینطور است که همیشه در یک گزینه شما schedule رو میبیند و دقیقا با همین کلمه هم معنی است, به مع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای برخورد کردن و تصادف ید تصادم می باشد و با کلمات collisions و crash هم معنی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

regularly Usually done Ordinarily

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سه معنی مهم دارد این کلمه، ۱. خاموش کردن، ۲. به اتمام رساندن ۳. مهار کردن، به مثال زیر توجه کنید؛ The firefighters quickly extinguished the flames. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای تجزیه و فروپاشی است و با لغت disintegeration مترادف است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Very intelligent smart, clever and astute.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

هر جا شما ریشه spect دیدید یعنی look یا نگاه کردن و ریشه retro هر جا دیدین یعنی back یا backward که میشه به طرف عقب، حالا back look یعنی نگاه کردن به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای قریب الوقوع یا close danger یا imminent danger در واقع می شود happening in near feuture یعنی اتفاق می افتد در آینده نزدیک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

این سه لغت هم معنی هستند: کلمات odd, strange و wierd که هر سه معنای عجیب و غریب می دهند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

ریشه های vit و viv هرجا دیدین بدونید اون کلمه معنی زندگی داره. مثلا surivive به معنای زنده ماندن یا بقا که مربوط به زندگی است. یا همین لغت vital که ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریشه viv به معنای زندگی و زیست هست. لغت viva به معنای زنده باد رو نگاه کنید، خود لغت اسپانیایی هست، حالا انگلیسی ها برداشتن از همین ریشه viv فعل surv ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با لغات average و mean

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

این لغت دو سیلابی است. اگر استرس ( فشار صدا ) روی سیلاب اول باش اسم است ( ککانسنت ) به معنای توافق و اگر روی سیلاب دوم باشد، فعل است ( کااانسنت ) به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تاریخچه این لغت بسیار جالب است. ریشه crastine در این کلمه از زبان لاتین وارد زبان اسپانیایی شده و از زبان اسپانیایی وارد زبان انگلیسی به معنای tomorr ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

خیلی از دوستان وقتی کلمه manage رو میشنوند، بلافاصله مدیریت و اداره کردن رو بیان می کنند که کاملا هم درسته، اما اگر بعد از manged شما مصدر داشتید، یع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

در زبان انگلیسی پیشوند post یعنی after یا بعد از و دو ریشه post و pone به معنای put هست یعنی قرار دادن، گذاشتن یا نهادن، حالا وقتی شما کاری رو postpo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لغت charged اگر با حرف اضافه with همراه شود به معنای متهم کردن است به مثال زیر دقت بفرمایید؛ They are both charged with conspiracy ( to make a plot ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

به معنای جامع و کامل و با کلمات complete و through هم معنی هست، دقت شود با صفت comprehensible که به معنای قابل فهم هست نباید اشتباه گرفته شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای eliminate، leave out

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

این لغت مترادف هست با لغات encompass و encircle به معنای محاصره کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دوستان این لغت همیشه به معنای خزیدن نیست البته که معنای اولش هم همین است اما به معنای "مرحله به مرحله پیش رفتن" هم هست، به این جمله دقت بفرمایید. Th ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مترادف با astute می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

این لغت که قید است به معنای به "طرز قابل قابل اعتمادی" می باشد و با قید Reliability هم معنی است. اغلب کلماتی که به ly ختم میشوند قید هستند اما همیشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

این لغت مترادف با Oblige به معنای وادار کردن و اجبار است. دوستان اکیدا توصیه می کنم به همراه هر لغت یک الی دو مترادف بلد باشید و سعی شود در متن این ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف با لغت legitimate به معنای معتبر و قانونی نیز می باشد. به عبارتی مشروعیت بخشیدن به چیزی و تایید آن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مترادف با لغت outdated به معنای منسوخ، قدیمی، کهنه، از مد افتاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Make worse

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف با implement می باشد به معنای پیاده سازی یا اجرا کردن.

پیشنهاد
٠

با سلام و احترام. روستای شاه پیرآباد یکی از روستهای پرجمعیت، با فرهنگ، با سواد و با صفای شهرستان بهبهان است که فاصله حدود ۳۰ کیلومتری با شهر بهبهان د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

این کلمه مترادف هست با Reportedly به معنای طبق گزارش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این کلمه با humiliate هم معنا می باشد و به معنای تحقیر کردن و شرمنده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

این کلمه به معنای تمیز دادن و تفکیک کردن یک چیز از چیز دیگر و با کلمه distinction هم معنی است. مثلا شما اگر یک نژاد را برتر از نژاد دیگر بدانید انگار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از کلمات پرکاربرد در آزمون های دکتری بخصوص msrt ، این کلمه مترادف با investigation به معنای جستجو کردن می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

کلمه epitomize چندین بار در آزمون های ارشد و دکتری مورد سوال واقع شد. مترادف هست با pinpoint به معنای به نمایش گذاشتن و نشان دادن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

این کلمه مترادف با afflication می باشد به معنای درد و مصیبت که بیشتر برای امور شخشی و مربوط به سلامتی استفاده می شود.