managed to

انگلیسی به انگلیسی

• succeeded in

پیشنهاد کاربران

گاهی managed to به چم : به زحمت یا به سختی کاری را انجام دادن است. برای نمونه : He managed to say : او به زحمت گفت یا او به سختی توانست بگوید. . .
خیلی از دوستان وقتی کلمه manage رو میشنوند، بلافاصله مدیریت و اداره کردن رو بیان می کنند که کاملا هم درسته، اما اگر بعد از manged شما مصدر داشتید، یعنی موفق شدن به مثال زیر دقت بفرمایید.
He managed to evade capture because of the breakdown of a police computer.
...
[مشاهده متن کامل]

او موفق شد که فرار کنه از دستگیری بخاطر خرابی کامپیوتر پلیس

succeeded in
از عهده ی کاری یا چیزی بر آمدن
موفق شدن به
تونستن
the gap was very narrow but I managed to get through.
شکاف بسیار باریک بود اما من موفق به عبور از آن شدم.
همان طور که از شکل فعل پیداست در حالت گذشته کاربرد دارد و به معنای " موفق شدن در انجام کاری" می باشد.