پیشنهادهای سید محراب میرکریمی (٣٧,٣٦٦)
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repeat اسم ( noun ) : repeat / repetition / repetitiousness / repetitiveness ص ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repeat اسم ( noun ) : repeat / repetition / repetitiousness / repetitiveness ص ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repeat اسم ( noun ) : repeat / repetition / repetitiousness / repetitiveness ص ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repeat اسم ( noun ) : repeat / repetition / repetitiousness / repetitiveness ص ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repeat اسم ( noun ) : repeat / repetition / repetitiousness / repetitiveness ص ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repeat اسم ( noun ) : repeat / repetition / repetitiousness / repetitiveness ص ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repay اسم ( noun ) : repayment صفت ( adjective ) : repayable قید ( adverb ) : _
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repay اسم ( noun ) : repayment صفت ( adjective ) : repayable قید ( adverb ) : _
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repay اسم ( noun ) : repayment صفت ( adjective ) : repayable قید ( adverb ) : _
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : remunerate اسم ( noun ) : remuneration صفت ( adjective ) : remunerative قید ( ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : remunerate اسم ( noun ) : remuneration صفت ( adjective ) : remunerative قید ( ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : remunerate اسم ( noun ) : remuneration صفت ( adjective ) : remunerative قید ( ...
( از لغات کتاب 1100 واژه 📚 ) ( formal ) 🖊 توضیح: money paid for work or a service. 🔍 مترادف: payment 💡 معادل فارسی: حق الزحمه، دستمزد ✅ م ...
( از لغات کتاب 1100 واژه 📚 ) ( formal ) 🖊 توضیح: showing great energy or enthusiasm in pursuit of a cause or objective. 🔍 مترادف: ardent; en ...
اره مویی
hacksaw
coping saw
hacksaw
گیره ای که مته را در دریل نگه می دارد
به معنای مته دریل هم می باشد
سوهان ( ابزار ) می شود file
به معنای سوهان ( ابزار ) هم می باشد
ابزار آلات مختلف به انگلیسی: toolbox = جعبه ابزار bolt = پیچ 🔩 screw = پیچ ❗️نکته: هم screw و هم bolt به معنای پیچ هستند اما تفاوت آنها در این ...
تصویر تراز را مشاهده کنید
رنده نجاری می شود plane
بیلچه
به معنای رنده نجاری هم هست
گیره
گیره
چنگک
ابزار آلات مختلف به انگلیسی: toolbox = جعبه ابزار bolt = پیچ 🔩 screw = پیچ ❗️نکته: هم screw و هم bolt به معنای پیچ هستند اما تفاوت آنها در این ...
مترادفِ buzz saw هست
مترادفِ circular saw است
کلمه ی claw میخ کش چکش هم معنی میده
درفش
تفاوت screw و bolt رو در تصویر ببینید
تفاوت screw و bolt رو در تصویر ببینید
asparagus = مارچوبه
به این علامت نوشتاری میگن angle bracket 👇
به این علامت نوشتاری میگن angle brackets 👇
دینام
headrest = پشت سری صندلی ماشین
air vent = دریچه کولر و بخاری ( ماشین )
tachometer / rev counter = تاکومتر، دور سنج موتور
fuel gauge = آمپر سوخت
speedometer = سرعت سنج ماشین
instrument panel = صفحه نشانگر آمپر ها
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : _ اسم ( noun ) : suicide صفت ( adjective ) : suicidal قید ( adverb ) : suicida ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : _ اسم ( noun ) : suicide صفت ( adjective ) : suicidal قید ( adverb ) : suicida ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : _ اسم ( noun ) : suicide صفت ( adjective ) : suicidal قید ( adverb ) : suicida ...