پیشنهاد‌های سید محراب میرکریمی (٣٧,٣٦٦)

بازدید
٢٣,٣٣٩
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repeat اسم ( noun ) : repeat / repetition / repetitiousness / repetitiveness ص ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repeat اسم ( noun ) : repeat / repetition / repetitiousness / repetitiveness ص ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repeat اسم ( noun ) : repeat / repetition / repetitiousness / repetitiveness ص ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repeat اسم ( noun ) : repeat / repetition / repetitiousness / repetitiveness ص ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repeat اسم ( noun ) : repeat / repetition / repetitiousness / repetitiveness ص ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repeat اسم ( noun ) : repeat / repetition / repetitiousness / repetitiveness ص ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repay اسم ( noun ) : repayment صفت ( adjective ) : repayable قید ( adverb ) : _

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repay اسم ( noun ) : repayment صفت ( adjective ) : repayable قید ( adverb ) : _

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : repay اسم ( noun ) : repayment صفت ( adjective ) : repayable قید ( adverb ) : _

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : remunerate اسم ( noun ) : remuneration صفت ( adjective ) : remunerative قید ( ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : remunerate اسم ( noun ) : remuneration صفت ( adjective ) : remunerative قید ( ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : remunerate اسم ( noun ) : remuneration صفت ( adjective ) : remunerative قید ( ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

( از لغات کتاب 1100 واژه 📚 ) ( formal ) 🖊 توضیح: money paid for work or a service. 🔍 مترادف: payment 💡 معادل فارسی: حق الزحمه، دستمزد ✅ م ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

( از لغات کتاب 1100 واژه 📚 ) ( formal ) 🖊 توضیح: showing great energy or enthusiasm in pursuit of a cause or objective. 🔍 مترادف: ardent; en ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

اره مویی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

hacksaw

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

coping saw

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

hacksaw

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

گیره ای که مته را در دریل نگه می دارد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

به معنای مته دریل هم می باشد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

سوهان ( ابزار ) می شود file

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

به معنای سوهان ( ابزار ) هم می باشد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

ابزار آلات مختلف به انگلیسی: toolbox = جعبه ابزار bolt = پیچ 🔩 screw = پیچ ❗️نکته: هم screw و هم bolt به معنای پیچ هستند اما تفاوت آنها در این ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

تصویر تراز را مشاهده کنید

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

رنده نجاری می شود plane

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

بیلچه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٧

به معنای رنده نجاری هم هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٧

گیره

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

گیره

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

چنگک

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

ابزار آلات مختلف به انگلیسی: toolbox = جعبه ابزار bolt = پیچ 🔩 screw = پیچ ❗️نکته: هم screw و هم bolt به معنای پیچ هستند اما تفاوت آنها در این ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

مترادفِ buzz saw هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

مترادفِ circular saw است

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

کلمه ی claw میخ کش چکش هم معنی میده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

درفش

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨٣

تفاوت screw و bolt رو در تصویر ببینید

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦٣

تفاوت screw و bolt رو در تصویر ببینید

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

asparagus = مارچوبه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

به این علامت نوشتاری میگن angle bracket 👇

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

به این علامت نوشتاری میگن angle brackets 👇

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

دینام

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

headrest = پشت سری صندلی ماشین

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

air vent = دریچه کولر و بخاری ( ماشین )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

tachometer / rev counter = تاکومتر، دور سنج موتور

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

fuel gauge = آمپر سوخت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

speedometer = سرعت سنج ماشین

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

instrument panel = صفحه نشانگر آمپر ها

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : _ اسم ( noun ) : suicide صفت ( adjective ) : suicidal قید ( adverb ) : suicida ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : _ اسم ( noun ) : suicide صفت ( adjective ) : suicidal قید ( adverb ) : suicida ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : _ اسم ( noun ) : suicide صفت ( adjective ) : suicidal قید ( adverb ) : suicida ...