tachometer

/tæˈkɑːmɪtər//tæˈkɒmɪtə/

معنی: سرعت سنج، اندازه گیر سرعت چرخش، سرعت نما
معانی دیگر: (دستگاه سنجش سرعت یا میزان چرخش محور یا چرخ) تندی سنج، دور سنج
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: tachometrically (adv.), tachometry (n.)
• : تعریف: an instrument for measuring speed, esp. the revolutions per minute of a rotating shaft.

جمله های نمونه

1. The speedometer, tachometer, trip meter, fuel gauge and other indicators are set in optimum position to keep the field of vision clear.
[ترجمه ترگمان]سرعت سنج، سرعت سنج، meter، درجه سوخت و دیگر شاخص ها در موقعیت بهینه برای حفظ میدان دید مشخص شده اند
[ترجمه گوگل]سرعت سنج، تچموت، متر، اندازه گیری سوخت و سایر شاخص ها در موقعیت مطلوب قرار گرفته اند تا زمینه دید را روشن کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Engine crank tachometer provide VTEC control function.
[ترجمه ترگمان]سرعت سنج crank موتور کار کنترل vtec را فراهم می کند
[ترجمه گوگل]تچمتر موتور کمانگیر عملکرد کنترل VTEC را ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Motor has thermo-elements to monitor temperature, electronic tachometer and high pressure oil jacking device when needed. The excitation device currently uses micro- computer control device.
[ترجمه ترگمان]موتور دارای خواص ترموفیزیکی برای پایش دما، سرعت سنج الکترونیکی و دستگاه jacking فشار بالا در زمان نیاز است دستگاه تحریک در حال حاضر از دستگاه کنترل کامپیوتری خرد استفاده می کند
[ترجمه گوگل]موتور دارای ترموئل برای نظارت بر درجه حرارت، الکترونیکی سنج و دستگاه فشار بالا روغن در هنگام نیاز است دستگاه تحریک در حال حاضر از دستگاه کنترل میکرو کامپیوتر استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This paper mainly expounds the electronic tachometer acquisition of 3d data method, measurement method is analyzed, and points out that the prism range.
[ترجمه ترگمان]این مقاله عمدتا درباره گرفتن سرعت سنج الکترونیکی از روش داده های سه بعدی بحث می کند، روش اندازه گیری تحلیل می شود، و اشاره می کند که محدوده منشور
[ترجمه گوگل]این مقاله به طور عمده تکنیک سنجش الکترونیکی داده های سهبعدی را تشریح کرده و روش اندازه گیری آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The practice proves that the cooperation of electronic tachometer and computer can rapid alignment in this terrain.
[ترجمه ترگمان]این عمل ثابت می کند که هم کاری سرعت سنج الکترونیکی و رایانه می تواند هم تراز سریع در این ناحیه باشد
[ترجمه گوگل]تمرین ثابت می کند که همکاری الکترونیکی سنج و کامپیوتر می تواند هماهنگی سریع در این زمین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Tachometer is a short experiment about motion and speed in a public space.
[ترجمه ترگمان]tachometer تجربه کوتاهی در مورد حرکت و سرعت در فضای عمومی است
[ترجمه گوگل]تچمتر یک آزمایش کوتاه در مورد حرکت و سرعت در یک فضای عمومی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. To make an rpm - drop test, a tachometer is needed.
[ترجمه ترگمان]برای انجام تست تک دور در دقیقه، سرعت سنج مورد نیاز است
[ترجمه گوگل]برای تست rpm-drop، یک تچمتر مورد نیاز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The measuring verification of handle automobile engine tachometer is always difficulty area of automobile measurement.
[ترجمه ترگمان]اندازه گیری دقیق سرعت سنج ماشین خودرو، همیشه دشواری اندازه گیری خودرو است
[ترجمه گوگل]تست اندازه گیری موتور تچمتر موتور خودرو همیشه مساحت اندازه گیری وسایل نقلیه دشوار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I am unable to find a supplier of an add on tachometer.
[ترجمه ترگمان]قادر به پیدا کردن یک supplier از یک add بر روی سرعت سنج نیستم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم یک تامین کننده یک افزودنی را در تچمتر پیدا کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Automatic gauge control system in double-stand reversing cold mill is introduced. This system is consists of regulating device, thickness gauge and tachometer.
[ترجمه ترگمان]سیستم کنترل سنجش اتوماتیک در یک کارخانه دو برابر معکوس کننده معکوس سرد معرفی می شود این سیستم شامل تنظیم دستگاه، اندازه گیری ضخامت و سرعت سنج است
[ترجمه گوگل]سیستم کنترل اتوماتیک اندازه گیری در آسیاب غلطکی معکوس دو طرفه معرفی شده است این سیستم شامل تنظیم کننده دستگاه، ضخامت سنج و تچمتر می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The meteorological representative error is the main source of EDM error, as well as the main obstruct to realize the nominal accuracy of the precision electronic tachometer also.
[ترجمه ترگمان]خطای نماینده هواشناسی منبع اصلی خطای EDM و نیز مانع اصلی برای تحقق دقت اسمی سرعت سنج الکترونیکی دقیق است
[ترجمه گوگل]خطای نماینده هواشناسی منبع اصلی خطای EDM و همچنین مانع اصلی برای تحقق دقت اسمی دقیق سنج الکترونیکی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. An algorithm of unoscillation spot is given by example, and a practical method of tachometer generator installation is presented as well.
[ترجمه ترگمان]یک الگوریتم از نقطه unoscillation به طور مثال داده می شود، و یک روش عملی برای نصب ژنراتورهای سرعت سنج هم ارائه شده است
[ترجمه گوگل]یک الگوریتم نقطه ناپیوستگی به واسطه مثال داده می شود و یک روش عملی از نصب ژنراتور تچموند نیز ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. New gauges are added to a high - mount tachometer and longer handlebar wires allow for easier customization.
[ترجمه ترگمان]gauges جدید به سرعت سنج سوار بالا اضافه می شوند و کابل های اضافی طولانی تر برای سفارشی سازی آسان تر مجاز هستند
[ترجمه گوگل]سنسورهای جدید به یک تچمتر از ارتفاع بالا اضافه می شوند و سیمهای ادوات طولانی تر برای سفارشی سازی آسان تر می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. This is the origin of a dynamometer. AC dynamometer is usually a three-phase AC commutator motor and dynamometer, tachometer generator combination.
[ترجمه ترگمان]این منشا یک dynamometer است AC dynamometer معمولا یک موتور - سه فاز AC و dynamometer، ترکیب ژنراتور سرعت سنج است
[ترجمه گوگل]این منبع دینامومتر است دینامومتر AC معمولا موتور ترکیبی سه فاز AC و دینامومتر، ترکیبی از ژنراتور سنجنده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Welding carriage, screw - driven, powered by AC ( VVVF ) drive motor and controller with tachometer speed control.
[ترجمه ترگمان]کالسکه جوشکاری، پیچ - گردنده توسط موتور محرک AC (VVVF)موتور محرک و کنترل کننده با کنترل سرعت سرعت سنج است
[ترجمه گوگل]واگن جوش، پیچ با موتور، موتور AC و VVVF با کنترل سرعت سرعت سنج
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سرعت سنج (اسم)
cyclometer, speedometer, tachometer

اندازه گیر سرعت چرخش (اسم)
tachometer

سرعت نما (اسم)
tachometer

تخصصی

[سینما] سرعت سنج
[عمران و معماری] مسافت یاب چشمی
[برق و الکترونیک] دورسنج، تاکومتر ابزاری که سرعت زاویه ای را بر حسب دور بر دقیقه اندازه می گیرد . دروسنج الکتریکی، ولتاز خروجی متناسب با سرعت تحویل می دهد . - دور سنج، تاکومتر
[مهندسی گاز] دورسنج
[زمین شناسی] دور سنج، دوران سنج، سرعت سنج

به انگلیسی

• device that measures the revolutions per minute of a revolving shaft

پیشنهاد کاربران

Tach یا Tachometer
وسیله ای است که با آن، سرعت چرخش شفت یا دیسک را، در یک موتور اندازه گیری می کنند و واحد آن دور بر دقیقه RPM
Revolutions Per Minute
می باشد!
دور موتور سنج!
تاکو متر !
دور سنج موتور!

با speedometer فرق می کند چون speedometer یا همون سرعت سنج، ( در یک اتومبیل بعنوان مثال ) سرعت مربوط به چرخهای اتومبیل را اندازه گیری می کند و واحد آن km/h ( کیلومتر در ساعت ) یا mph
Miles Per Hour
( مایل بر ساعت ) می باشد ولی تاکومتر یا
دور سنج موتور، سرعت چرخش شفت یا دیسک در موتور را می سنجد و با فشردن پدال گاز، عقربه آن بالا میرود.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما