پیشنهادهای سید محراب میرکریمی (٣٧,٣٦٦)
بخش های مختلف چشم را هم در تصویر می توانید مشاهده کنید. . .
بخش های مختلف چشم را هم در تصویر می توانید مشاهده کنید. . .
بخش های مختلف چشم را هم در تصویر می توانید مشاهده کنید. . .
fibula = استخوان نازک نی
fibula = استخوان نازک نی
fibula = استخوان نازک نی
tibia / shin bone = استخوان درشت نی
tibia / shin bone = استخوان درشت نی
tibia / shin bone = استخوان درشت نی
thigh bone / femur = استخوان ران
thigh bone / femur = استخوان ران
thigh bone / femur = استخوان ران
tailbone / coccyx = دنبالچه
tailbone / coccyx = دنبالچه
tailbone / coccyx = دنبالچه
hip bone = استخوان خاصره
hip bone = استخوان خاصره
pelvis = لگن، لگن خاصره
pelvis = لگن، لگن خاصره
pelvis = لگن، لگن خاصره
radius = استخوان زند زِبَرین
ulna = استخوان زند زیرین
ulna = استخوان زند زیرین
radius = استخوان زند زِبَرین
spine / backbone = ستون فقرات
spine / backbone = ستون فقرات
⚠️ دوستان دقت کنید که sternum مترادفِ rib cage نیست! rib cage به معنای کل قفسه سینه هست اما sternum فقط به استخوان قفسه سینه اشاره داره
ribs = دنده ها costal cartilages = غضروف های دنده ای sternum = استخوان جناغ سینه
ribs = دنده ها costal cartilages = غضروف های دنده ای sternum = استخوان جناغ سینه
ribs = دنده ها costal cartilages = غضروف های دنده ای sternum = استخوان جناغ سینه
ribs = دنده ها costal cartilages = غضروف های دنده ای sternum = استخوان جناغ سینه
استخوان گونه مترادف: zygomatic bone
استخوان گونه مترادف: cheekbone
breastbone / sternum = استخوان جناغ سینه
breastbone / sternum = استخوان جناغ سینه
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : conflict اسم ( noun ) : conflict صفت ( adjective ) : conflicted / conflicting ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : conflict اسم ( noun ) : conflict صفت ( adjective ) : conflicted / conflicting ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : conflict اسم ( noun ) : conflict صفت ( adjective ) : conflicted / conflicting ...
shoulder blade / scapula = استخوان شانه، استخوان کتف
shoulder blade / scapula = استخوان شانه، استخوان کتف
collarbone / clavicle = ترقوه، استخوان چنبر
collarbone / clavicle = ترقوه، استخوان چنبر
استخوان فک مترادف: mandible
استخوان فک مترادف: jawbone
استخوان های دو بازو جمع: humeri ( هیومِرای )
استخوان بازو جمع: humeri ( هیومِرای )
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : _ اسم ( noun ) : precariousness صفت ( adjective ) : precarious قید ( adverb ) ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : _ اسم ( noun ) : precariousness صفت ( adjective ) : precarious قید ( adverb ) ...
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند: فعل ( verb ) : _ اسم ( noun ) : precariousness صفت ( adjective ) : precarious قید ( adverb ) ...
ترجمه خانم نازنین درسته ✅️ تصاویر manifold رو هم مشاهده کنید