اسم دختر - صفحه 41

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

فالقه/fāleqe/

فالق، شکافنده، ( مؤنث فالق )


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
فام گل

به رنگ گل


دختر

فارسی
فانوس/fanos/

هر چراغی که جایی را روشن میکند


دختر

یونانی
فانید/fānid/

پانید، شکر سرخ، نام نوعی حلوا، ( = پانید )


دختر

عربی
فاکهه/fākehe/

میوه، ( در قدیم ) میوه ( خرما، انگور، انار و غیره )، نوعی حلوا


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
فایحه/fayehe/

مؤنث فایح


دختر

عربی
فایزه، فائزه

مؤنث فائز، نایل، رستگار


دختر

عربی
فایقه/fayeghe/

مؤنث فایق، دارای برتری، مسلط، چیره، مؤنث فائق


دختر

عربی
فتات/fatāt/

دختر جوان


دختر

فارسی
فتنه/fetne/

عاشق، دلداده، شورش، طغیان، مفتون


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
فخرآفاق

باعث سرافرازی آسمان


دختر

عربی
سوینا/sevina/

بانوی عشق


دختر

ترکی
سوینچ/sevinch/

شادی


دختر

ترکی
سی سام

نام دختر مگابات


دختر

یونانی
سی سی کام

کامروا


دختر

فارسی
سی گل

سی عدد گل


دختر

فارسی
سیب گل

شکوفه سیب


دختر

فارسی
سیبل/Sibel/

نشانه، هدف، نام ربة النوع خاک


پسر، دختر

یونانی، فرانسوی
سیتا/sita/

جهان، گیتی


دختر

هندی
سیتکا/sitka/

مرغ مینا


دختر

گیلکی
سیدا/sida/

در پناه مادر


دختر

لری
قاصدک/qāsedak/

چیزی بسیار سبک و گِرد متشکل از پرهای چتر مانندی که در هوا پرواز می کند، ( در گیاهی ) چیزی بسیار سبک ...


دختر

فارسی

طبیعت
قانته/gānete/

زن فرمانبردار، ( مؤنث قانت )، زنِ فرمانبردار و مطیع، ( به مجاز ) زنِ نمازگزار


دختر

عربی
قاهره/ghahere/

مؤنث قاهر، نام پایتخت مصر


دختر

عربی
قدم خیر/ghadam-kheyr/

خوش قدم، نیک قدم، آن که دارای قدم مبارک است


دختر

عربی
قدیسه/qeddise/

زن پاک، منزه، مؤمن پرهیزگار و متقی، ( مؤنث قِدیس )، ( در ادیان ) زنی که از بزرگان دین مسیح باشد، در ...


دختر

عربی
قرنفل/gharanfol/

نام یک گل زینتی، معرب از یونانی، گلی زینتی معمولاً به رنگ قرمز یا صورتی


دختر

یونانی

گل
قرة العین/qorratoleeyn/

آن که موجب روشنایی چشم است، نور دیده، ( به مجاز ) فرزند عزیز، ( اَعلام ) زرین تاج دختر محمّدصالح قز ...


دختر

عربی

تاریخی و کهن
گزل/gouzal/

زیبا، قشنگ


دختر

ترکی
گزینه/gozine/

برگزیده و انتخاب شده، گزیده


دختر

فارسی
گشتا/gaštā/

فردوس، پردیس، بهشت، جنت، این واژه قرائتی از رسم الخط پهلوی «vahisht» به معنی بهشت است، این واژه قرا ...


دختر

فارسی
گل

نام زنی در منظومه ویس و رامین


دختر

اوستایی، پهلوی
گل آئین/gol ā’in/

زیبا، لطیف و با طراوت، ( گل، آئین = ( در قدیم ) جلال و شکوه )، دارای جلال و شکوه گل


دختر

فارسی

گل
گل آذین/gol āzin/

آرایش گل بر روی ساقه گیاه، ( در گیاهی ) آرایش و چگونگی قرار گرفتن گل ها بر روی ساقه ی گیاهان، آرایش ...


دختر

فارسی

گل
گل ارا/golara/

آراینده گل ها


دختر

فارسی

گل
گل اسا/golasa/

مانند گل، مرکب از گل و پسوند مشابهت


دختر

فارسی

گل
گل افزا/gol afzā/

افزاینده ی گل، فزاینده ی گل


دختر

فارسی

گل
گل آنا/gol ānā/

گلِ مادر، ( گل، آنا ( ترکی ) = مادر )، ( به مجاز ) زیبارویِ لطیف که برای مادر عزیز و گرامی است


دختر

ترکی، فارسی

گل
گل اندام/gol-andam/

دارای پیکر ظریف و زیبا چون گل


دختر

فارسی

گل
گل بخش/gol bakhš/

دارای سرنوشت و تقدیرِ همچون گل، ( مجاز ) همچون گل زیبا و لطیف، [گل، بخش = ( در قدیم ) سرنوشت، تقدیر ...


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گل بهاره/gol bahāre/

گلِ بهاری، گلی که در بهار می شکفد، ( مجاز ) زیبا و باطراوت، ( گل، بهاره = مربوط به بهار، به عمل آمد ...


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گل بید/gol bid/

گل های معطر و سنبله های نر درخت بید ( بید مشک ) که مصرف دارویی دارد، ( = بیدمشک )


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گل بیز/gol biz/

گل افشان، گلریز، معطر، خوشبو، ( در قدیم ) ( به مجاز ) عطر افشان


دختر

فارسی

گل
گل پاک/gol pāk/

گلِ پاکیزه و روشن و درخشان، ( مجاز ) زیباروی با طراوت و پاکیزه، مبرا از گناه، [گل، پاک = پاکیزه، رو ...


دختر

فارسی

گل
گل پرست

دوستدار گل


دختر

فارسی
گل پناه

پناه گل


دختر

فارسی
گل پونه/gol pune/

گل های کوچک معطر به رنگ صورتی یا بنفش، پونه جوان و تازه، ( در گیاهی ) گل های کوچک معطر به رنگ صورتی ...


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گل پیرا/gol pirā/

کسی که کارش پیرایش دادن و تربیت کردن گل است، باغبان، گل کار، گل آرا، پیرایش دهنده ی گل، آن که گل را ...


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گل تابان/gol tābān/

( مجاز ) زیباروی، روشن روی، گل درخشان، ( گل، تابان= دارای نور و روشنی، درخشان، روشن ) ( به مجاز ) ز ...


دختر

فارسی

گل
گل تاج

تاجی پر از گل


دختر

فارسی
گل جو/gol ju/

جوینده گل، خواهان گل، ( مجاز ) دارای لطافت و ظرافتِ طبع، ( گل، جو ( جزء پسین ) = جوینده یا خواهان ) ...


دختر

فارسی

گل
گل خواه/gol khāh/

گل جو، خواهان گل، جوینده گل، ( = گل جو )


دختر

فارسی

گل
گل دامن/gol dāman/

گل بدن، گل اندام، ( گل، دامن= آغوش، بغل )


دختر

فارسی

گل
گل ریزان/golrizān/

گلریز، گل افشان، گلباران، مراسم گلریزی به سر عروس و د اماد یا به سر پهلوان در زورخانه، ( = گلباران )


دختر

فارسی

گل
گل سر/gol-sar/

آن که سر و رویی چون گل دارد


دختر

فارسی

گل
گل سفید/gol sefid/

نوعی از گل سرخ که سفید و خوشبوی می باشد که به هندی گل سبوتی می گویند، گل مشکین، ورد چینی


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گل سمین/gol samin/

گلِ ارزشمند، گل خوب و عالی، [گل، سمین = ( به مجاز ) ارزشمند، خوب، عالی] گلِ ارزشمند، خوب و عالی


دختر

فارسی

گل
گل سور/gol sur/

گل درخت سور، گلِ درختِ سور، [سور درختی همیشه سبز از خانواده ی سرو با برگ های سوزنی، پوست قرمز و تنه ...


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گل سوری/gol suri/

گل سرخ، گل آتشی از اسفرم ها


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گل فروغ/gol foruq/

زیبا و لطیف، ( گل، فروغ = روشنایی، نور )، روی هم به معنی نور، روشنایی و فروغ گل


دختر

فارسی

گل
گل فشان/gol fešān/

گل ریزنده، نوعی آتش بازی، گل افشان، ( = گل افشان )


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گل گیتی/gol giti/

نوعی از گل که برگ های آن از هر طرف سه خار دارد و دو نوع سفید و زرد است، نوعی از گل که برگ های آن از ...


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گل گیسو/gol gisu/

گل گیس، دختری با موهایی به لطافت گل، ( = گل گیس )


دختر

فارسی

گل
گل میس/gol mais/

زیبا و لطیف، ( گل، مَیس = نام درختی، داغداغان )، گلِ درخت مَیس، گلِ درخت داغداغان


دختر

فارسی، عربی

گل
گل مینو/gol minu/

گل بهشتی، زیباروی، پری روی، ( گل، مینو = بهشت )


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گل نسیم/gol nasim/

بوی خوش، عطر گل، عطر آگین چون گل، [گل، نسیم = ( در قدیم ) بوی خوش]، بوی خوشِ


دختر

فارسی، عربی

طبیعت، گل
گل نوشا/gol nušā/

دارای زیبایی همیشگی، ( گلنوش، ا ( پسوند نسبت ) )، منسوب به گلنوش


دختر

فارسی

گل
گل واژه/gol vazhe/

زیباترین سخن


دختر

فارسی
گل وش/golvaš/

مانند گل، گلوار، ( مجاز ) زیبارو و لطیف، ( گل، وش ( پسوند شباهت ) )، شبیه گل


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گلارین/gelārin/

پاک و زلال، ( گلار = رود کوچک، دانه ی انگور، حبّه انگور، ین ( پسوند نسبت ) )، منسوب به گلار، ( به م ...


دختر

فارسی
گلال/golal/

نام نوعی ماده خوشبو، عبیر سرخ


دختر

هندی
گلالان

نام روستایی در آذربایجان غربی


دختر، پسر

فارسی
گلان دخت/g.-dokht/

دختر گلان، ( به مجاز ) دختر مثل گل و زیبارو، ( گلان، دخت = دختر )


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گلانه/golāne/

گلان، ( مجاز ) زیبا و لطیف، ه/ e ـ/ ( پسوند نسبت ) )، ـ گلان


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گل آویز/gol āviz/

گلِ آویز، گل گوشواره، ( = گلِ آویز )، گلی زینتی به شکل زنگوله و قرمز رنگ، گیاه همین گل که از خانواد ...


دختر

فارسی

گل
گلایول

گلایل، گلی زینتی و زیبا به رنگهای مختلف


دختر

فارسی
گلبار/gol bār/

محصول گل، ( مجاز ) زیبارو، ( گل، بار = میوه، محصول )، محصولِ گل


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گلباش/gol-bash/

از نامهای رایج میان زنان کرد


دختر

کردی

گل
گلبام/gol bām/

گلبانگ، نام لحنی از لحن های موسیقی ایران در قدیم، از الحان موسیقی قدیم ایران


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گلبان/gol bān/

گلِ درخت بان، ( مجاز ) زیبارو و لطیف، نگهدارنده و محافظ، ( گل، بان = گیاهی درختی که دانه های روغنی ...


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گلبانگ/gol bāng/

بانگ بلند، آواز رسا، گلبام، آواز بلند، نام لحنی از لحن های موسیقی، ( در قدیم )، ( به مجاز ) آواز خو ...


دختر

فارسی

هنری
گلبانو/golbanu/

بانویی زیبا چون گل


دختر

فارسی

گل
گلبن/golbon/

درخت و بوته گل، بیخ بوته گل، به صورت خاص به بوته گل سرخ گویند، ( در قدیم ) بوته یا درخت گل به ویژه ...


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گلبوی/gol buy/

گلبو، آنکه چون گل بو دهد، خوشبو، معطر، ( = گلبو ) ( در قدیم ) دارای بوی خوشی چون بوی گل


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گلبین/gol bin/

نشان دهنده ی گل، ( مجاز ) دارای طبعی لطیف و ظریف، ( گل، بین ( جزء پسین ) = نشان دهنده )


دختر

فارسی

گل
گلپاد/golpād/

محافظ و نگهبان گل، گلبان، باغبان، ( گل، پاد = نگهبان، پاسبان )، ( گل + پاد = نگهبان، نگهبان گل


پسر، دختر

فارسی

گل
گلخند/gol khand/

شکوفه، شکوفه ی گل، ( مجاز ) زیبا و با طراوت، ( گل، خند = خندیدن ( به مجاز ) باز شدن شکوفه یا گل، شک ...


دختر

فارسی

گل
گلدشت/gol dašt/

دشتِ گل، زمین وسیع و هموار پر از گل، گلزار، ( مجاز ) خرم و زیبا و با طراوت، ( گل، دشت = پهنه ی وسیع ...


دختر

فارسی

طبیعت، گل
گلدوست/gol dust/

دوست دار گل، معشوق و محبوبِ زیبای با طراوت چون گل، گل عزیز و گرامی، ( گل، دوست = جزء پسین بعضی از ک ...


دختر

فارسی

گل
گلدوش/gol duš/

ویژگی آن که بر روی شانه هایش گل نصب شده است، آراسته به گل، ( گل، دوش = شانه )


دختر

فارسی

گل
گلراز/gol rāz/

سِر و راز گل، رنگِ گل، ( مجاز ) زیبا و لطیف، ( گل، راز = پسر، ( در قدیم ) رنگ )


دختر

فارسی

گل
گلرام/gol rām/

آن که دارای طبعی موافق و سازگار با گل است، گل شاد و خوشحال، ( مجاز ) زیباروی شاد و با طراوت، [گل، ر ...


دختر

فارسی

گل
گلربا/gol robā/

رباینده گل، عاشق گل، ( مجاز ) زیبارو و با طراوت، ( گل، ربا = ربودن، جزء پسین بعضی از کلمه های مرکب ...


دختر

فارسی

گل
گلرخسار/gol rokhsār/

گل رخ، آنکه رخسارش چون گل باشد، گلچهره، زیبارخسار


دختر

فارسی

گل
گلرخشان/gol rakhšān/

گل درخشان، گل تابنده، ( مجاز ) زیبارو و لطیف، ( گل، رخشان = تابنده، فروزان، درخشان )، روی هم به معن ...


دختر

فارسی

گل
گلرنگ/gol rang/

به رنگ گل، هم رنگ گل سرخ، گل فام، ( مجاز ) زیبارو، گلِ رنگ، به رنگ گل سرخ، سرخ


دختر

فارسی

تاریخی و کهن، گل
گلسار/golsār/

منسوب به گل، همانند گل، جایی پر از گل، ( گل، سار ( پسوند نسبت ) )، ( به مجاز ) زیبارو و لطیف


دختر

فارسی

طبیعت، گل
صبار/sabar/

بسیار صبر کننده، صبور، از نامهای خداوند


دختر، پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صبح آسا

صبح ( عربی ) + آسا ( فارسی ) مانند صبح سپید و روشن


دختر

فارسی، عربی
صبح جبین

سپید چهره، سپیدپیشانی


دختر

عربی



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسم