اسم دختر - صفحه 37
شکوفه سیب
دختر
فارسی سیبل
نشانه، هدف، نام ربة النوع خاک
پسر، دختر
یونانی، فرانسوی سیتا
جهان، گیتی
دختر
هندی سیتکا
مرغ مینا
دختر
گیلکی سیدا
در پناه مادر
دختر
لری سیرا
عشق، ( اَعلام ) نام روستایی در شهرستان کرج در استان تهران
دختر
فارسی، ارمنی سیرت
شیوه ی رفتار، خلق و خو، ( در قدیم ) روش، طریقه، روش تفکر و نگرش فلسفی، مذهب
دختر
عربی سیرنگ
سیمرغ
دختر
فارسی سیفور
پارچه ابریشمی لطیف و ظریف
دختر
فارسی سیلوانا
دختر جنگل، الهه جنگل، دختر جنگلی
دختر
لاتین، ایتالیایی سیم تن
دارای اندامی سفید، زیبا، ( در قدیم ) ( به مجاز ) سیم اندام، آن که بدنی سفید چون نقره دارد، نام یکی ...
دختر
فارسی سیمادخت
زیبارو، ( سیما، دخت= دختر )
دختر
فارسی، عربی سیمرخ
آن که چهره ای سفید چون نقره دارد
دختر
فارسی سیمیا
بلاغت، فصاحت، در باورِ قدما دانشی که بر مبنای آن می توان کارهای خارق العاده انجام داد، یکی از خفیه، ...
دختر
عربی، فارسی سیمین تن
سیم تن
دختر
فارسی سیمین چهر
سیمین عذار، سپید گونه، ( سیمین، چهر = چهره ) ( = سیمین عذار )
دختر
فارسی سیمین رو
سیمین عذار، سپید گونه، ( = سیمین عذار )
دختر
فارسی سیمین فر
دارای شکوه و جلال، ( سیمین = نقره ای، فر = شکوه و جلال ) ( به مجاز ) دارای شکوه و جلال و والا و ارز ...
دختر
فارسی سینادخت
دختر دانا و دانشمند، دختر با علم و دانش
دختر
فارسی سیناز
دختر با ناز و مهربان
دختر
لری سمین
ارزشمند و عالی، چاق، فربه، ارزشمند و عالی معمولاً در مورد سخن و شعر گفته می شود
دختر
عربی سمینه
مؤنث سمین، چاق، فربه
دختر
عربی سنار
عروس، زنِ پسر که عروس شده باشد، ( در ترکی ) گلین
دختر
ترکی شاه ناز
نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی
دختر
فارسی شاه نبات
شاه ( فارسی ) + نبات ( عربی ) نام همسر فتحعلی شاه قاجار
دختر
فارسی، عربی شاها
منسوب به شاه و شاهی، نام قلعه ای که هولاکوخان اموال و خزاین خود را آنجا گذاشته بود
پسر، دختر
فارسی شاهجان
عنوان مرو که از شهرهای قدیم خراسان بوده است
دختر
فارسی شاهدانه
نام نوعی گیاه، نام گیاهی است که از دانه آن روغن می گیرند
دختر
فارسی
طبیعت شاهدخت
شاه دختر دختر شاه
دختر
فارسی شاهفرند
شاه پرند
دختر
فارسی شاهگل
شاه گل ها، زیباترین گل در میان گلها
پسر، دختر
فارسی شاهنای
نام نوعی ساز
دختر
فارسی
هنری شاهنده
متقی و پرهیزگار و صالح و نیکوکار، نیکوکار، صالح، شاینده، لقب بهرام پسر هرمز پادشاه ساسانی
پسر، دختر
فارسی شاهنگ
ملکه زنبور عسل، ملکه ی زنبور عسل، شاه + انگین ملکه زنبور عسل
دختر، پسر
فارسی
طبیعت شاهیده
پارسا، پرهیزکار، نیکوکار، نیکوکار و صالح، شاهنده، متقی
پسر، دختر
فارسی شاهیکا
قله، اوج
دختر
ترکی شاورک
نام نوایی قدیمی در موسیقی
دختر
فارسی
هنری شاوه
نام نوعی پرنده
دختر
کردی
پرنده شاکره
شاکر، شکرگزار، ( مؤنث شاکر )
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی ستاک
شاخه تازه رسته و نازک
دختر
فارسی ستایش زهرا
ترکیب دو اسم ستایش و زهرا ( ستودن و روشن تر )، از نام های مرکب، ستایش و زهرا
دختر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی ستین
عزیز
دختر
لری ستین دا
پناه مادر، عزیز مادر
دختر
لری سحرنوش
دوستدار سحر و روشنایی، صبوحی کننده، سحر ( عربی ) + نوش ( فارسی )
دختر
فارسی، عربی سحورا
غذایی که هنگام سحر میخورند
دختر
عربی سخن
کلام، گفتار، ( به مجاز ) دانش ادبیات، ادب، ( در قدیم ) شعر، نظم
دختر
فارسی سدا
نام قهرمان یکی از داستانهای ارمنی
دختر
ارمنی سرافشان
ویژگی کسی که سر می دهد و فداکاری می کند، ( در قدیم ) جنباننده ی سر از ناز و کرشمه و یا از کبر و غرور
دختر
فارسی سرآویز
آنچه به سر می آویزند
دختر
فارسی سرایه
آواز دسته جمعی، کر، کُر، به ضم سین، آواز، ترانه
دختر
فارسی شهرگل
گل شهر
دختر
فارسی شهرنوش
زیبای شهر، مرکب از شهر+ نوش ( عسل ) یا نوش از مصدر نوشیدن ( نیوشیدن )
دختر، پسر
فارسی شهرویه
نام دختر خسروپرویز پادشاه ساسانی
دختر
فارسی شهنا
نوعی ساز معروف به سرنا، شاهنای
دختر
فارسی
هنری شهنواز
مورد نوازش شاه قرار گرفته
دختر
فارسی شهنیا
از خاندان شاه
دختر
کردی شهیدا
شاهد، حاضر، کسی که در راه خدا کشته شود، ( شهید، الف اسم ساز )، ( در عرفان ) آن که در پرتو تجلیات مع ...
دختر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی شهیده
کشته شده در راه خدا و دین، شاهد، گواه
دختر
عربی شهیره
بانوی مشهور، دختر نامدار، ( مؤنث شهیر )، مشهور، معروف ( زن )، نامدار و نام آور ( زن )
دختر
عربی شوار
حسن و جمال، خوبی، زینت آرایش، باد ملایم و نسیم، ( در کردی ) شب هنگام
دختر
کردی، فارسی سوگلی
مورد محبت و علاقه بسیار، محبوب
دختر
ترکی سوگی
محبت
دختر
ترکی سولار
آب ها، ( سو = آب، لار ( پسوند جمع در ترکی ) )
دختر
ترکی سولاف
آبشار، آبشارکوچک
دختر
کردی سولین
غنچه تازه شکفته
دختر
کردی
طبیعت سولینا
رسمی، مقدس، موقر، محترم، با احترام، با تشریفات
دختر
ترکی، فرانسوی سومیا
محبوب، دوست داشتنی
دختر
فارسی سومیتا
لطف و محبت، مهربانی
دختر
فارسی سومینا
سومینا
دختر
عربی سوناز
ناز عشق
دختر
ترکی سونالیکا
طلا
دختر
سانسکریت شفقت
مهربانی، عطوفت
دختر
عربی شقاقل
گیاهی پایا با برگهای معطر و ریشه های ضخیم و خوراکی
دختر
یونانی شگفتی
تعجب، شگفت
دختر
فارسی شلر
لاله واژگون
دختر
کردی شلیر
نام گلی زیبا، ( = شَلیل )، میوه ی خوشبو و گوارا و آبدار شبیه شفتالو و هلو، درخت این میوه، به فتح شی ...
دختر
کردی
گل شمس الشریعه
ترکیب دو اسم شمس و شریعه ( خورشید و شریعت )، به معنی آفتاب شریعت
دختر
عربی شمس الملوک
خورشید شاهان، نام یکی از پادشاهان ایلک خانی ترکستان
دختر
عربی شمس الهدی
ترکیب دو اسم شمس و هدی ( خورشید و هدایت کردن )، آفتاب هدایت، خورشید هدایت
دختر، پسر
عربی شمس ایران
شمس ( عربی ) ایران ( فارسی ) خورشید ایران
دختر
عربی، فارسی شمسیه
خورشید
دختر
عربی شمید
مدهوش از عشق، مدهوش از عشق و اندوه و اضطراب
دختر
فارسی شمیده
بوییدن، ( اسم مفعولِ شمیدن )، مشموم
دختر
فارسی شمیرا
سمیرا، الهه عشق، ( = سمیرا )، نام عمه شیرین در منظومه خسروشیرین
دختر
فارسی شمیس
نور، روشنایی و روشنایی معنوی، ( مأخوذ از سریانی )، ( مأخوذ از سُریانی ) به معنی نور، مصغر شمس
دختر
عربی شمیسه
آفتاب کوچک، مؤنث شمیس، مصغر شمس
دختر
عربی شمیم فاطمه
ترکیب دو اسم شمیم و فاطمه ( بوی خوش و رانده شده از آتش )، از نام های مرکب، شمیم و فاطمه، بوی خوش فا ...
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی شمینا
عطر آگین و خوشبو
دختر
فارسی، عربی شناز
لطیف و نازنین، شیناز، مرکب از شی ( شبنم ) +ناز
دختر
فارسی شناسا
آگاه، مطلع، شناسایی، آگاه و مطلع
دختر
فارسی شنایا
همه چیز دان
دختر
فارسی شنبلید
نام گلی است، از شخصیتهای شاهنامه، نام کوچکترین دختر برزین، یکی از همسران بهرام گور پادشاه ساسانی
دختر
فارسی سینره
گیاهی زینتی، گیاهی زینتی و نیز دارویی با گلهایی که در اواخر زمستان و اوایل بهار شکوفا می شوند، پامچ ...
دختر
فرانسوی
طبیعت، گل سیوا
سیب، ( سیو = سیب، الف ( اسم ساز ) )
دختر
مازندرانی سیکا
در گویش مازندران اردک
دختر، پسر
فارسی
پرنده شا پری
شاه پری
دختر
فارسی شاخ شمشاد
کنایه از قدبلند و رعنا
دختر
فارسی شاخ نبات
شاخ ( فارسی ) + نبات ( عربی )، شاخ شکر، نام افسانه ای معشوقه حافظ شیرازی
دختر
فارسی، عربی شاخسار
محل انبوهی شاخه های درخت
دختر
فارسی شاد
خوشحال، بدون غم و اندوه، مسرور، ویژگی آنچه سبب شادی می شود، ( در قدیم ) با شادی و خوشی
دختر
فارسی