اسم پسر با حرف ا - صفحه 9

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

آسلان/aslan/

شیر


پسر

ترکی
آگاس/agas/

آگاه


پسر

فارسی
آگاه/āgāh/

بینا، دقیق، مطلع، باخبر، آن که در امری بینش و بصیرت دارد، دانا


پسر

فارسی
ال ایستین/elistiyan/

محبوب و مورد علاقه ایل و خانواده


پسر

ترکی
ال یاسین/elyāsin/

الیاس، ( = الیاس )


پسر

عربی
آلاتان/alatan/

روشن شدن افق در سحرگاهان


پسر

ترکی
الاروس/alarus/

این مرد در داستان بابلی بجای هوشنگ پیشدادی ایرانیان است


پسر

عبری

تاریخی و کهن
آلاز/alaz/

شعله


پسر

ترکی
آلب/alb/

دلیر، پهلوان


پسر

ترکی
آلب ارسلان

شیر شجاع، کنایه از مرد شجاع و نترس، نام یکی از پادشاهان مقتدر سلجوقی


پسر

ترکی
آلب تکین

مرد دلیر، نام مؤسس سلسله غزنویان، نام یکی از امرای آل بویه


پسر

ترکی
البتگین/albatgin/

نام جد محمود پادشاه غزنوی


پسر

ترکی

تاریخی و کهن
آلبرت/albert/

مسئول، استوار


پسر

لاتین
آلپ/ālp/

شجاع، قهرمان، پهلوان، دلاور، ( فرانسوی ) ( اعلام ) رشته کوه اصلی و مرتفع در جنوب اروپای مرکزی به طو ...


پسر

ترکی

طبیعت
آلپ ارسلان

آلب ارسلان، شیر مرد، شیر شجاع، کنایه از مرد شجاع و نترس، نام یکی از پادشاهان مقتدر سلجوقی


پسر

ترکی
آلپار/alpar/

قهرمان


پسر

ترکی
آلپ تکین

آلب تکین، مرد دلیر، نام مؤسس سلسله غزنویان، نام یکی از امرای آل بویه


پسر

ترکی
آلپر/alpar/

دلیر، جسور


پسر

ترکی
آلپمان/alpman/

شخص جسور، شجاع، قهرمان


پسر

ترکی
آلتای/altay/

روح والایی که بر گستره زمین فرمان میراند


پسر

ترکی
آلتونتاش/alton tash/

زیبارو، مرکب از آلتون ( طلا ) + تاش ( پسوند شباهت )، نام حاجب سلطان محمود غزنوی که به فرمان وی حاکم ...


پسر

ترکی
الچین/elchin/

ایلچین، برگزیده ایل، ال ( ترکی ) + چین ( فارسی )


پسر

ترکی، فارسی
افران/afrān/

خلق شدن


پسر

کردی
افرود/afrod/

فرود، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر سیاوش و جریره و برادر کیخسرو پادشاه کیانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
آفریدون

فریدون، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک م ...


پسر

فارسی
افریدون/afereydun/

فریدون، از شخصیتهای شاهنامه


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
افصح/afsah/

فصیح ترین، شیوا ترین، ( در قدیم ) زبان آورترین، فصیح تر


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
افضل الدین/afzaloddin/

برترین در دین، برتر در دین، ( اَعلام ) ) لقب ابراهیم ابن علی نجار متخلص به خاقانی شاعر معروف [قرنِ ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
آقاجان

آقا ( مغولی ) + جان ( فارسی ) عنوان محبت آمیز برای پدر یا پدربزرگ


پسر

فارسی، مغولی
آقاگل

آقا ( مغولی ) + گل ( فارسی ) نام روستایی در نزدیکی اصفهان


پسر

فارسی، مغولی
آقامیر

آقا ( مغولی ) + میر ( ازعربی ) سلطان بزرگ، امیر والامقام، نام روستایی در نزدیکی بیرجند


پسر

عربی، مغولی
اقبال علی

آن که بخت و اقبال از علی ( ع ) یافته است


پسر

عربی
اقدم/aghdam/

پیش تر، مقدم تر، قدیمی تر


پسر

عربی
اقشین

معنی اسم را در این قسمت بنویسید


پسر

فارسی
آگا

آگاه، مطلع، با خبر


پسر

کردی
آمن/āman/

ایمن، بی خوف


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
آمنید/amnid/

نام دبیر داریوش پادشاه هخامنشی


پسر

فارسی
آموی

رود جیحون، آمودریا


پسر

فارسی
امید بخش/o.-bakhš/

امیدوار کننده، امید بخشنده، کسی یا چیزی که امیدواری کند، کنایه از حق سبحانه و تعالی


پسر

فارسی
امید محمد/o.-mohammad/

ترکیب دو اسم امید و محمد ( آرزو و ستوده )، از نام های مرکب، ی امید و محمد


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
امیدحسین/o.-hoseyn/

ترکیب دو اسم امید و حسین ( آرزو و نیکو )، از نام های مرکب، ی امید و حسین


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
امیدمهدی/o.-mahdi/

ترکیب دو اسم امید و مهدی ( آرزو و هدایت شده )، از نام های مرکب، ی امید و مهدی


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
آلقان/alghan/

ستودن و تمجید کردن


پسر

ترکی
آلقین/alghin/

محکوم کردن، متّهم نمودن


پسر

ترکی
الله داد

الله ( عربی ) + داد ( فارسی ) داده خداوند


پسر

فارسی، عربی
آلماگل/alma gol/

گل سیب، کنایه از زیبایی و تر و تازگی، آلما ( ترکی ) + گل ( فارسی ) گل سیب


پسر، دختر

فارسی، ترکی

گل
النور/elnor/

نور ایل


پسر

ترکی
الوا/alva/

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلاوران ایرانی و نیزه دار رستم پهلوان شاهنامه


دختر، پسر

فارسی

تاریخی و کهن
الوین/elvin/

بزرگ و سرآمد خانواده و ایل


پسر

ترکی
آلکا

در گویش سمنان نام امامزاده ای


دختر، پسر

فارسی
انتظار/entezar/

چشم به راه بودن، امید، نگرانی


پسر

عربی
آنتی گون

حاکم بابل درزمان اسکندرمقدونی


پسر

لاتین
اندرز/andarz/

نصیحت، پند


پسر

فارسی
اندریمان/andariman/

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی از سپاهیان افراسیاب تورانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
اندمان/andaman/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر طوس سردار ایرانی و از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
اندیان/andiyan/

از شخصیتهای شاهنامه، و بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه نام یکی از سرداران فریدون پادشاه پیشدادی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
اندیش/andiš/

اندیشه، اندیشمند، اندیشیدن، استفاده کردنِ آگاهانه از ذهن برای شکل دادن به تصورات و مفاهیم مربوط به ...


پسر

فارسی
انشان/anshan/

دارنده فر آسمانی


پسر

فارسی
آنلار/anlar/

فهمیده


پسر

ترکی
انوش زاد

زاده جاویدان، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر خسرو انوشیروان پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
انوشتکین/anush takin/

پهلوان جاودانی، از نامهای تاریخی، انوش ( فارسی ) + تکین ( ترکی )


پسر

ترکی، فارسی، عربی

تاریخی و کهن
انوشروان/anuše (a) rvān/

انوشیروان، دارای روان جاوید، ( در پهلوی، anošak ruvān ) ( = انوشیروان، نوشیروان )، ( اَعلام ) ) لقب ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
آنوشه/anosheh/

خوشی و شادی، داماد، پادشاه نوجوان


پسر

عربی
آنیت/anit/

مجسّمه، تندیس یادبود


پسر

ترکی
الیان/elyan/

نام یکی از پهلوانان خورشید شاه در داستان سمک عیار


پسر

فارسی
آلیشان/ālišān/

شعله ور


دختر، پسر

ترکی
امام قلی

امام ( عربی ) + قلی ( ترکی )، غلام امام، نام پسر کوچک تر نادر شاه افشار


پسر

عربی، ترکی
امان الله

آن که در پناه و لطف وعنایت خداوند است


پسر

ترکی
آمانج/amanj/

مرام، هدف، مقصد


دختر، پسر

کردی
آیاش/ayash/

روشنایی مهتاب


پسر

ترکی
آیان/ayan/

آشکار و هویدا


پسر

ترکی
آی بک

بت، صنم


پسر

ترکی
ایبک/aybak/

ماه بزرگ، یا آن که ماه او را بزرگ ساخته است


پسر

ترکی

کهکشانی
آیت الله

نشانه خداوند


پسر

عربی
آیتاش/āy tāš/

همتای ماه، ( آی= ماه، تاش= هم، شریک ) ( به مجاز ) زیباروی مثل ماه، نام شخصی در دوره سامانیان


دختر، پسر

ترکی
آیتغمش

زاده ماه


پسر

ترکی
آیتونا/aytuna/

زیبا و درخشان مانند ماه، در ترکی به معنای زیبا و درخشان مانند ماه و در فارسی به معنای حالا، در حال ...


پسر

ترکی، فارسی
ایتکین

آیتکین، غلام ماه


پسر

ترکی
ایثار/isār/

از خود گذشتگی، فداکاری، برگزیدن، بخشش، عطا، کرامت کردن، نفع دیگری با دیگران را بر نفع خود ترجیح داد ...


دختر، پسر

عربی
آیحان/ayhan/

صاحب ماه، آدم زیبا و مشهور مثل ماه


پسر

ترکی

کهکشانی
آیخان

آیخان ( آی + خان ) پادشاه ماه


پسر

ترکی
ایدون/eydun/

این گونه، همچنین


پسر

فارسی
ایدین

آیدین، شفاف و روشن، درخشنده مانند ماه


پسر

ترکی
ایراث/iras/

میراث


پسر

فارسی
آیراد/ayrad/

ماه جوانمرد


پسر

ترکی، فارسی

کهکشانی
ایرانیار/iranyar/

یار ایران


پسر

فارسی
ایرتا/irta/

راستی و درستی


پسر

اوستایی
امیر اسحاق/a.-eshagh/

ترکیب دو اسم امیر و اسحاق ( فرمانروا و خندان )


پسر

عربی، عبری

مذهبی و قرآنی
امیر داوود/a.-davud/

ترکیب دو اسم امیر و داوود ( پادشاه و محبوب )


پسر

عربی، عبری

مذهبی و قرآنی
امیر رشید/a.-rašid/

ترکیب دو اسم امیر و رشید ( فرمانروا و شجاع )، امیر و پادشاه رستگار، حاکم دلیر و شجاع، ( اَعلام ) لق ...


پسر

عربی
امیر عارف/a.-āref/

ترکیب دو اسم امیر و عارف ( فرمانروا و دانا )، از نام های مرکب، ی امیر و عارف


پسر

عربی
امیر فراز/a.-farāz/

ترکیب دو اسم امیر و فراز ( فرمانروا و اوج )، ( به مجاز ) امیر بزرگ و والا مقام، پادشاه بلند مرتبه


پسر

فارسی، عربی
امیر هانی/a.-hani/

ترکیب دو اسم امیر و هانی ( پادشاه و مسرور )


پسر

عربی
امیراتابک/a.-atābak/

ترکیب دو اسم امیر و اتابک ( فرمانروا و پادشاه )، از نام های مرکب، ( امیر و اتابک


پسر

ترکی، عربی
امیراردوان/a.-ardavān/

ترکیب دو اسم امیر و اردوان ( فرمانروا و نگهبان درستکاران )، امیر و پادشاه نگهبان درستکاران


پسر

فارسی، عربی
امیرارسام/a.-arsām/

ترکیب دو اسم امیر و ارسام ( فرمانروا و آرشام )، از نام های مرکب، ه امیر و اَرسام


پسر

فارسی، عربی
امیرارشا/a.-aršā/

ترکیب دو اسم امیر و ارشا ( فرمانروا و دلیرمرد )، از نام های مرکب، ه امیر و اَرشا


پسر

عربی
امیرارشان/a.-aršān/

ترکیب دو اسم امیر و ارشان ( فرمانروا و دلیر )، از نام های مرکب، ه امیر و اَرشان


پسر

فارسی، عربی
امیرارشد/a.-aršad/

ترکیب دو اسم امیر و ارشد ( فرمانروا و بزرگتر )، امیر بزرگتر، پادشاه بزرگتر و رشیدتر


پسر

عربی
امیرآرمن/a.-ārman/

امیر آریایی منش


پسر

فارسی، عربی



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسماسم پسراسم دختر