تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقل کسی به جایی نرسیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

be imposed on مورد سوء استفاده قرار گرفتن چیزی به کسی تحمیل شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فامیل دوست فامیل پرست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

If you say that someone is in the picture, you mean that they are involved in the situation that you are talking about. If you say that they are out ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تشویش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( گیاه ) برنجاسف جنوبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در یک بنا یا ساختمان به معنی بخش فرعی یا بخش کناری است wing

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که شش میزند مشنگ شیرین عقل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سینه خود را صاف کردن مثلا میگوییم : او سینه اش را صاف کرد و گفت . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی استعاری: ( برای رسیدن به چیزی ) زجر و عذاب چیزی را متحمل شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوعی کلاه زینتی زنانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. to begin speaking : to become able to speak. 2. : to be able to express oneself as a writer. به حرف آمدن لب به سخن گشودن

پیشنهاد
٠

از انجام کاری دریغ کردن از انجام کاری ابا داشتن خود را برتر از انجام دادن کاری دیدن انجام کاری در شأن کسی نبودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

to tend to do something, especially something that you should not do

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در برخی جاها مخصوصا متن های داستانی میشه به این شکل ترجمه کرد: به چشم خریدار مثلا به چشم خریدار نگاهی به چیزی یا کسی انداختن . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

throw up your hands in horror/despair to show that you are shocked or that you disagree strongly with something نشان دهنده شوکه شدن؛ متعجب شدن؛ یا م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عاقبت بالاخره eventually

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با کسی بد بودن با کسی خصومت داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی مثلا جاده یا خیابان یا مسیر یا . . . از دو طرف خانه یا درخت یا مغازه . . . باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با کسی در مورد تصمیم خود صحبت نکردن دیگران را در جریان قرار ندادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در مورد گل ها و گیاهان: عرق ( مثلا عرق نعناع؛ عرق بیدمشک )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خبردار ( ایستادن یا نشستن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهسازی توان یعنی بالابردن کیفیت توان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

منبع تغذیه سوئیچینگ منبع تغذیه با حالت کلیدزنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دکتر معالج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در مثال زیر به معنی حرف زدن و گفتگو برای وقت گذرانی معنی میدهد you were all merely talking against time

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از سر هیجان و غریزه هیجانی و غریزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هست مندی به وضعیت احساسی هم اشاره داره برای همین همچنین میتوان گفت: خلق و خو حال و روز ؛ حال و هوا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دل چرکین

پیشنهاد
٠

all that can or need be said اصطلاح، به معنی: تمام چیزی که لازم است گفته شود؛ تمام آنچه میتوان گفت؛ خلاصه مطلب این که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاسکه سورتمه ای نوعی کالسکه یا درشکه که به جای چرخ سورتمه دارد و در زمستان به کار می رفته است و می تواند با اسب کشیده شود یا بدون اسب به کار رود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسوده خاطر شدن خیال کسی از چیزی راحت شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کسی با دیده ی احترام و تحسین نگریستن کسی برای ما ابهت داشته باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پر از سوال سوال برانگیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در برخی جاها به معنی متقابلا است مثلا در she added with a returning smile به معنای متقابلا لبخند زدن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی جاها همچنین به معنی: به طور موجه و متین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به عنوان صفت در توصیف انسان به معنی آرام، خونسرد و عدم بروز واکنش هیجانی است calmly and without strong emotion or variation

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ید طولایی داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحی که اوایل قرن بیستم در اشاره به جوان های مد روز و پر انرژی و جذاب و . . باب شد شاید بشود اینطور ترجمه اش کرد: جوانک های خوش تیپ پرانرژی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بعضی جاها به معنی: بارانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنگ از رخسار کسی پریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ای قدیمی است به معنی nevertheless

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نور ماه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرت و پلا گفتن پرت و پلا گویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرشار از پر از مملو از غرق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مشاعر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیال انگیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( درخت ) سپیدار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در ترکیبی مثل unhealed quarrel به معنای: ختم به خیر نشده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در برخی جاها همچنین به معنی: کسی که مبادی آداب نیست کسی که آداب دان نیست