تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفت و آمد با همسایه ها رفت و آمد همسایگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در معنای قیدی: خشک و رسمی عصا قورت داده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

teasing بازیگوش؛ شیطان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

extremely and sharply synonyms: bitingly, bitter, bitterly. گزنده؛ آزارنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثلا دارید یک ماجرایی را تعریف می کنید که چند تا موضوع به هم ربط دارند. یکی را تعریف می کنید بعد می گویید "خب این از این" بعد می روید سراغ یک بخش دیگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خشم و نارضایتی خود را آشکار کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مات و مبهوت شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معمولا در موضوعات عاشقانه کسی که به خاطر وضعیت و شرایط مطلوبش همه دنبالش باشن، مثلا خیلی پولدار یا خیلی خوشگل باشد: یک تیکه خوب یک لقمه حسابی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از من گفتن بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لباس ( یک ) دست لباس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لباس مجلسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علم دوست دانش دوست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

معادلی که کاربر marjan ذکر کرده اند کاملا درست است، بدون اطلاع dislike نکنید یکی از معانی coed که البته قدیمی شده و در متن های قدیمی تر دیده میشود و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون هیچ توضیحی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاری انجام بدهی که دهان بقیه بسته بشود و دیگه چوب لای چرخت نکنن دهان مردم را بستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خالی بستن خالی بندی جدی نگفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نود درصد مواقع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای انجام کاری لحظه شماری کردن برای انجام کاری سر از پا نشناختن کشته مرده انجام کاری بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای توصیف فردی یا چیزی یا موقعیتی که : شوخی شوخی انتقادهای تند و تیز ی میکند به خنده حرفهای گزنده میگوید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کوتاه آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. ( of a problem or issue ) difficult and much debated; problematic. 2. annoyed, frustrated, or worried. 1. غامض ( درباره مشکل ) 2. ( صفت برای ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احساس زیادی بودن کردن یا داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در بعضی جاها به معنی: احساس زیادی بودن کردن البته فعل نیست، در جمله این معنی رو میده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در مقایسه به کار می رود برای همین میتوان گفت: چیزی دست کمی از چیز دیگر نداشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه ایه که واقعا توی جمله سخت میشه به فارسی روان ترجمه اش کرد به نظرم بعضی جاها بشه گفت: دلگرمی؛ دلخوشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قانون خاص خود را داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرت و دورافتاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به صورت قیدی به معنی: فوراً و صریح [گفتن] بی درنگ و صادقانه [گفتن]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از کسی عصبانی بودن با کسی لج افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در مورد لباس، به کسی آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درمورد دارو به معنی دارویی که بدون نسخه قابل فروش باشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به هیچ قیمتی هرگز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

clumsy, foolish, or inept دست و پاچلفتی بی کفایت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به خود واگذار شدن رها شدن و مجبور به تکیه به خود شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برخورد سرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تربیت معلم تربیت مدرس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معذب بودگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تا جایی که تا آنجا که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گُلسَنگ یک موجود تشکیل شده از جُلبَک و قارچ است. گلسنگ ها معمولاً بر روی تخته سنگ ها و همچنین دیوارها و تنه درختان به صورت ورقه های زرد یا خاکستری ما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا حدی به لحاظ معنای کاربردی = دائم الخمر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در زبان عامیانه به معنی brain یا mind است ؛ در فارسی مخ یا کله می توان ترجمه کرد: مثلا در جمله زیر: after a time I'll get this through my noodle and ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی کاربردها در واقع حالت محاوره ای kind of می باشد

پیشنهاد
٠

دست به سینه در خدمت کسی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

من توی پارک دیدم که خود بچه ها اسم "بپر بپر" را روی این وسیله گذاشته اند که بنظرم معادل خوبیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گیر انداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقل کسی به جایی نرسیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

be imposed on مورد سوء استفاده قرار گرفتن چیزی به کسی تحمیل شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فامیل دوست فامیل پرست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

If you say that someone is in the picture, you mean that they are involved in the situation that you are talking about. If you say that they are out ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تشویش