stewardship

/ˈstuːərdˌʃɪp//ˈstjuːədʃɪp/

معنی: نظارت، مباشرت، نظارت خرج، رفاقت و معاونت
معانی دیگر: نظارت، نظارت خرج، رفاقت ومعاونت، مباشرت

جمله های نمونه

1. Some critics have doubts about his stewardship of the nation.
[ترجمه گوگل]برخی از منتقدان در مورد سرپرستی او بر کشور تردید دارند
[ترجمه ترگمان]برخی از منتقدان در مورد نظارت او نسبت به این کشور شک دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The organization certainly prospered under his stewardship.
[ترجمه گوگل]سازمان مطمئناً تحت سرپرستی او پیشرفت کرد
[ترجمه ترگمان]این سازمان مسلما تحت نظارت او رونق یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Under his stewardship, the UN's repute has risen immeas-urably.
[ترجمه گوگل]تحت سرپرستی او، شهرت سازمان ملل به طور بی اندازه افزایش یافته است
[ترجمه ترگمان]تحت نظارت او، شهرت سازمان ملل immeas - urably افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. And he called it the long-term stewardship of a precious natural resource.
[ترجمه گوگل]و او آن را مدیریت طولانی مدت یک منبع طبیعی گرانبها نامید
[ترجمه ترگمان]و آن را نظارت بلند مدت یک منبع طبیعی ارزشمند نامید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Some are ambivalent about Bill Clinton and his stewardship of the nation.
[ترجمه گوگل]برخی درباره بیل کلینتون و سرپرستی او بر کشور دوسوگرا هستند
[ترجمه ترگمان]برخی درباره بیل کلینتون و نظارت او نسبت به ملت مردد هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He wants us to account for our stewardship.
[ترجمه گوگل]او از ما می‌خواهد که در قبال سرپرستی خود حساب کنیم
[ترجمه ترگمان] اون می خواد که ما سرپرستی stewardship رو به عهده بگیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The brothers actually harbored private concerns about his stewardship of the department, which they occasionally voiced to friends.
[ترجمه گوگل]برادران در واقع نگرانی های خصوصی در مورد سرپرستی او در بخش داشتند که گهگاه به دوستانشان ابراز می کردند
[ترجمه ترگمان]این دو برادر در واقع نگرانی های شخصی در مورد سرپرستی او در این بخش دارند که گاهی اوقات با دوستان خود ابراز نگرانی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. In its narrowly defined sense the responsibility of stewardship is to demonstrate that those assets have not been misappropriated.
[ترجمه گوگل]در معنای محدود آن، مسئولیت مباشرت این است که نشان دهد آن دارایی‌ها مورد سوء استفاده قرار نگرفته است
[ترجمه ترگمان]در مفهوم تعیین شده خود، مسیولیت نظارت بر این است که ثابت کند که آن دارایی ها سو استفاده نشده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. In non-profit organizations, particularly in Type B, the stewardship accounts provide much more limited measures of performance.
[ترجمه گوگل]در سازمان‌های غیرانتفاعی، به‌ویژه در نوع B، حساب‌های سرپرستی معیارهای بسیار محدودتری از عملکرد را ارائه می‌کنند
[ترجمه ترگمان]در سازمان های غیر انتفاعی، به خصوص در نوع B، حساب های نظارتی مقادیر بسیار محدودی از عملکرد ارایه می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He may also have kept the stewardship of Tottington and Rochdale, in spite of Edward's orders to the contrary.
[ترجمه گوگل]او همچنین ممکن است علیرغم دستورات ادوارد برعکس، سرپرستی تاتینتون و روچدیل را حفظ کرده باشد
[ترجمه ترگمان]او همچنین ممکن است به رغم دستورهای ادوارد که خلاف دستور ادوارد بود، the و Rochdale را حفظ کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. What does financial stewardship mean to project participants, project beneficiaries, and TRF?
[ترجمه گوگل]منظور از مباشرت مالی برای شرکت کنندگان پروژه، ذینفعان پروژه و TRF چیست؟
[ترجمه ترگمان]نظارت مالی چه معنایی برای شرکت کنندگان در پروژه، ذینفعان پروژه، و TRF دارد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. What are the basic financial stewardship responsibilities required for all TRF grants?
[ترجمه گوگل]مسئولیت های اساسی مباشرت مالی مورد نیاز برای همه کمک های مالی TRF چیست؟
[ترجمه ترگمان]مسئولیت های اصلی نظارت مالی که برای همه کمک های مالی مورد نیاز است کدامند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This will help to relieve stewardship of the victims of the war.
[ترجمه گوگل]این به تسکین سرپرستی قربانیان جنگ کمک خواهد کرد
[ترجمه ترگمان]این امر به کاهش نظارت بر قربانیان جنگ کمک خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It goes to show what stupendously bad Treasury stewardship can do.
[ترجمه گوگل]این نشان می دهد که مباشرت بد خزانه داری چه کاری می تواند انجام دهد
[ترجمه ترگمان]این نشان می دهد که نظارت خزانه داری چقدر بد می تواند انجام دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The farm was quite a different place under Mom's stewardship.
[ترجمه گوگل]مزرعه تحت سرپرستی مامان مکانی کاملا متفاوت بود
[ترجمه ترگمان] اداره \"Mom\" یه جای کاملا متفاوت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نظارت (اسم)
supervision, superintendency, surveillance, bailiwick, stewardship, superintendence, helm, presidency, proctorship

مباشرت (اسم)
superintendency, bailiwick, stewardship, superintendence

نظارت خرج (اسم)
stewardship

رفاقت و معاونت (اسم)
stewardship

تخصصی

[حسابداری] مباشرت

انگلیسی به انگلیسی

• office or position of a steward
stewardship is the responsibility of looking after something; a formal word.

پیشنهاد کاربران

۱. سرپرستی. اداره. نظارت ۲. پیشکاری. مباشرت
مثال:
And I began to think about what I called the “stewardship of affluence, and stewardship of influence.
و من شروع کردم به اندیشیدن درباره چیزی که آن را �نظارت ثروت� و � نظارت نفوذ� می نامم.
تصدی
سامان گری
والی گری
از شاخصه های Power Skills در علم مدیریت است و به معنی "خیرخواهی"
مراقبت
سرپرستی
کار خدا - تغییر الهی
these promote speculations rather than the stewardship from God that is by faith
زیرا اینها بجای ترویج کار خدا که از راه ایمان ممکن می شود مباحثات را دامن میزنند.


حسابدهی ( کاربرد در حسابداری )
حفاظت
خادمیت ( در بخش دولتی ) در مقابل عاملیت ( دربخش خصوصی )
تولیت ( بهداشت )
نگهبانی

پاسداشت
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)

بپرس