تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

خجالت یا شرمساری ای که آدم می خواهد آب بشه یا زمین دهان باز کنه

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واقعا داری می گویی . . . واقعا میخواهی بگوییی . . . . واقعا منظورت این است که . . . . .

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

هر چی بدویی نتوانی کاری از پیش ببری

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی دیگر این کلمه = a state or source of bitterness or grief. مایه ناراحتی و تلخ کامی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

رفع و رجوع کردن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

به تجربه ( خود شخص )

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

خار چشم کسی موی دماغ کسی مایه دردسر کسی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

قال چیزی را کندن تمام کردن ختم کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جاهیزمی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

توکار مثلا آینه توکار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قرنیز

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پف دار ورم کرده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیشِ رو

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

to make, create, or produce ( something ) She has finally delivered herself of her long - awaited third novel. تحویل دادن [و راحت شدن]

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Almost; little less than بگی نگی؛ تقریبا؛ دست کمی نداشتن از . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی جاها وقتی مثلا میگن فلانی savage به نظر می آمد منظور عصبانی است؛ نزدیک باشه از کوره در بره و . . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هوس کنی کاری را انجام دهی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اگه برای دیگران انجام بشه میشه گفت سرایداری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از فرط دوست داشتن برای کسی مردن برای کسی غش و ضعف کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ذره ذره مردن دچار مرگ تدریجی شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مثل شمع آب شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شتافتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کتاب سیر و سلوک زائر یا سالک، نوشته جان بانیان، از مهم ترین کتاب های ادبی انگلیسی است

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد

با توجه به این definition از واژه a thought or suggestion as to a possible course of action. خیلی جاها میشه "پیشنهاد" ترجمه اش کرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

۱. چاخان ۲. پرت و پلا

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنگینی خود را روی چیزی انداختن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اون حالتی که دهان بعد از خوردن خرمالوی نرسیده پیدا میکنه گس شدن دهان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گیلاس وحشی گیلاس کوهی میوه ای با رنگ زرشکی جذاب و زیبا و طعم تلخ

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در ترکیبی مثل wide mouth یا wide lips اگر در متنی باشد که بار معنایی منفی نداره و بخوایم صرفا بعنوان توصیف بکار ببریم؛ معادل "دهان گشاد" مناسب نیست، ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Sleek vs slick: sleek suggests a smoothness or brightness resulting from attentive grooming or physical conditioning. slick suggests extreme smooth ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه بار معنایی منفی نداره، معادلهایی مثل "مرموز یا پنهانکار، یا . . . " بار منفی دارن. پیشنهاد من: "تودار"

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در توصیف رنگ: زنده و جاندار

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با سردی و اکراه ( کاری را انجام دادن )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الزاما معنی منفی نداره مثلا در جمله زیر چطور میشه منفی ترجمه کرد: Every one wants to leave a dent in the universe. اینجا معنی تأثیر عمیق داره

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمام قد ایستادن کنایه از اینکه با عزم راسخ کاری رو انجام دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت صفت، برای توصیف هر اقدام یا کاری که با فضاسازی و فشار سیاسی همراه است. فشار سیاسی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم است الکترومغناطیس

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اُفت

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور ترحم برانگیزی به طرز جگرسوزی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رفت و آمد با همسایه ها رفت و آمد همسایگی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

در معنای قیدی: خشک و رسمی عصا قورت داده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

teasing بازیگوش؛ شیطان

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

extremely and sharply synonyms: bitingly, bitter, bitterly. گزنده؛ آزارنده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثلا دارید یک ماجرایی را تعریف می کنید که چند تا موضوع به هم ربط دارند. یکی را تعریف می کنید بعد می گویید "خب این از این" بعد می روید سراغ یک بخش دیگ ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشم و نارضایتی خود را آشکار کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مات و مبهوت شده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معمولا در موضوعات عاشقانه کسی که به خاطر وضعیت و شرایط مطلوبش همه دنبالش باشن، مثلا خیلی پولدار یا خیلی خوشگل باشد: یک تیکه خوب یک لقمه حسابی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از من گفتن بود

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لباس ( یک ) دست لباس