پیشنهاد‌های رامین حبیبی (٤١١)

بازدید
٥٩٦
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مؤنثِ بهدایت: اوایل امر، همان اول، در آغاز، در ابتدا، اولِ کار.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بَهایِم: چهارپایان، جانوران.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان معلم خصوصیِ امروزی می شود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مَعاً: م َ عَنْ: احتساب حداقل دو نفر در یک امر به صورت همزمان. به عنوان مثال، با وجود ۲۰۰ مهمان برای عروسی، ما برای ۲۵۰ نفر غذا سفارش بدیم.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وِزرُوَبال: گناه،

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیماری های واگیر[سرایت کننده].

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حقوق به معنای صادر شدن حکم یا رأی قطعیِ دادگاه است .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

در عقد حبس، به حالتی می گویند که دیگر کسی از نسل منتفعان نمانده باشد، که بنابر این دلیل، عقد حبس زایل می گردد. ( مستنبط از ماده ۴۵ قانون مدنی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُتَصالِح: کسی که مالی یا ملکی ازطرف کس دیگر به او مصالحه شود.

پیشنهاد
٠

قاعده علی الید یعنی اینکه هرکسی مال غیر را غیرقانونا و به هر نحوی در تصرف داشته باشد، تا زمانی که مال در تصرف اوست و به مالک اصلی بازگردانده نشده باش ...

پیشنهاد
٢

قُبحِ عِقابِ بِلابَیان: هر رفتاری تا زمانی که توسط قوانین مصوب مرجع صالح قانون گذاری منع نشده، مباح است؛ بر همین اساس، رفتار صورت گرفته قبل از ممنوعی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حَضارَت: شهرنشینی، تمدن، مدنیت.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اِندِراج: داخل شدن، وارد شدن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقنعه، روسری.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

اَنگیزیسیون: تفتیش عقاید.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمریکا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاضر نشدن عده ای از نمایندگان مجلس قانون گذاری به منظور از اکثریت انداختن جلسه و جلوگیری از تصویب لایحه ای که در مجلس مطرح شده. /فرهنگ عمید

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیله کردن و فریب دادن.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فریبکاری.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

طَبَق کِش: حمال، بارکِش.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبتلایان به بیماریِ "آکله، ابرص، خوره. "

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی شغل چشم پزشکی.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی شغلِ مامایی.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روبند پارچه مستطیل شکلی است که پوشاننده چهره زن می باشد. به آن نقاب نیز گفته می شود. قبل از اصلاحات رضاه، توسط زنان استفاده می شده است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی شلوار گشاد و چین دار بوده که از کمر تا مچ پای را می پوشانیده و تا قبل از سال ۱۳۱۵ خورشیدی، زنان می پوشیده اند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازنشستگی، از کار ماندن، برکنار ماندن و. . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

خشنود کردن، راضی کردن.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوسیه. [ دُ ی ِ ] ( فرانسوی ) دُسیه. به معنای پرونده.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کویچه: کوچه، محله کوچک، راه کوچک و تنگ ( کم عرض ) ، کم عرض تر و کوچک تر از کوی و خیابان. در آیین نامه راهنمایی و رانندگی آمده است که به معبری که عرض ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیربچه.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوش آمدگویی ها، درودها، سلام ها، خوش و بش هایِ هنگامِ ورود یا دیدار کسی.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مورد اطاعت، اطاعت شده.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مَعروض: عرض داشتن، محترمانه بیان کردنِ چیزی در نزد کسی.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به عرض رسانیدن، گفتن.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مُوادَعَه: هم عهد و پیمان.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وُشات: سخن چینان، خبرچینان، جاسوسان.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَعبَد: عابدتر، بنده تر.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَشجَع: شجاع تر، دلیرتر، بی باک تر و. . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَسخیٰ: سخی تر، سخاتمندتر و. .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زاهدتر، پرهیزگارتر و. . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاره ای، برخی، قسمتی.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مِروَحَه: بادبِزن.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اصطلاح اهل کربلا به اوباش گویند. /پانویس ص۱۱۴ کتاب شیعی گری، احمد کسروی.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دَرْنَوَرْدْیْدَن: پیمودن، طی کردن راه.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای دودمان و خاندان هم هست.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

السَنه: به معنای زبان ها/ در سخنرانی نادرشاه در دشت مغان آمده است و در پانویس ص۸۰ کتاب شیعی گری احمد کسروی، ویرایش محمد امینی درج شده.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جهان گشا، جهان گیر.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُشِش: کشتن، قتل .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مزیت و منفعت و سهمیه ای که فقط برای طبقه ای از خواص باشد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کُنشی؛ یعنی اینکه بدون واکنش نسبت به چیزی، مرتکب رفتار یا گفتاری شویم. مثلاً: به کسی توهین کنیم. متضاد آن: واکنشی مثلاً: در جواب توهین کسی، توهین کن ...