پیشنهاد‌های ایرج تقی پور (١,٢٧١)

بازدید
١٤٦
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام شهری در کشور کلمبیا است. عکس ابخیکوعکس ابخیکوعکس ابخیکو

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ابخونه یک روستا در ایران است که در استان یزد واقع شده است. [ ۱]

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرد یک چشم. اَعوَر.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک شهرستان در اسپانیا است

پیشنهاد
٠

آبخوست کوررنگ ها نام یک کتاب چاپ سال ۱۹۹۷ است. نویسنده آن الیور ساکس

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بخیل یافتن کسی را. زفت دیدن کسی را.

پیشنهاد
٠

سفره آب زیرزمینی یا آبخوان به لایه یا منطقه قابل نفوذی در زیر سطح زمین گفته می شود که آب در آن می تواند جریان یابد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دانش، فن یا فرایند، شناسایی، بهره برداری و مراقبت از آبخوان ها.

پیشنهاد
٠

آبخوانی که فشار آب زیرزمینی در آن از فشار جوّ بیشتر است

پیشنهاد
٠

زمینی که آب چندانی از آن نمی گذرد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سطبرپلک. ستبر پلک چشم. جدولی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام یکی از آبراهه های کشگان رود. جدولی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بد بوی گردانیدن چیزی چیزی را

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مَرَق. مَرَقه. گوشت آبه. نخوداب.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قوم قفقازی، از اقوام مسلمان جمهوری گرجستان.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مطالعۀ ویژگی های یک حوضۀ آبخیز و فرایند بررسی و اجرای طرح ها و برنامه ها با هدف توزیع پایدار منابع حوضۀ آبخیز و تضمین پایداری کارکردهای آن باتوجه به ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آشامنده آب

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایی معلوم برای قضای حاجت. مستراح. مبرز. مخرج. کنیف. مغتسل. متوضا. بیت الفراغ. مبال

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

۱ - آبخوری . ۲ - آبگیر. ۳ - چشمه ، جویبار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زفت تر. بخیل تر:

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدنه ای سنگی، با تراوش مقدار قابل توجهی آب.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کسی که دهان بدبوی دارد. گنده دهان .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آبخست : ۱ - جزیره . ۲ - محلی که آب آن را کنده باشد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آبخوست. آبخست. جزیره ، یا جزیره ای در رودی بزرگ که آب سطح آن را فراگرفته و گیاه و درختان آن ظاهر باشد :

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نصیب قسمت . یا آب خورش کسی از جایی کنده شدن . از آنجا کوچ کردن و رفتن وی . در تداول عامه یعنی نصیب و قسمت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جمع بخار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ستوری که چون آب بیند در آن بخسبد و این از عیوب اسب و جز آن است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

۱ - آشامند. آب آبخوار . ۲ - سبو و ظرف سفالینه و غیره که در آنها آب یا شراب نوشند .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام یک استان واقع در غرب گرجستان و کرانهٔ شرقی دریای سیاه است .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( آبخست ) ( خَ یا خُ ) ۱ - ( اِمر. ) جزیره . ۲ - میوه ای که بخشی از آن فاسد شده ب اشد. ۳ - ( ص مر. ) مردم بدسرشت .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

۱ - سرچشمه و محلی که از آن جا آب برگیرند و بنوشند، آبشخور. ۲ - قسمت ، نصیب . ۳ - موی اضافی سبیل . جدولی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تقدیر، سرنوشت، قسمت، بهره، روزی، نصیب، آبشخور، مشرب، منهل

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

۱ - زمین پر آب . ۲ - مد، مق جزر. ۳ - موج . ۴ - طوفان .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

- لیوان . ۲ - شارب ، سبیل . ۳ - نوعی از دهنة اسب که هنگام آب دادن بر دهانش زنند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پژوهش.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گران آواز و ستبرآواز گردانیدن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منقطع گردیدن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شور شدن آب. || در دریا نشستن. سفر دریا کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پژوهش ها. جستارها مفرد بحث

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرده ای از گیاهان از خانواده چتریان است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوعی جا ظرفی در بالای شیر ظرفشویی برای قرار دادن ظرف های شسته شده در آن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به محل تجمع آب در گودال های کوچک و طبیعی در اصطلاح � آب چاله� می گویند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عطسه. کلمه مازنی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لبه شیروانی جایی که آب از شیروانی به زمین ریزد زیرناودان. مازندران عشقه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ابچگی روستایی در دهستان نسکند بخش نسکند شهرستان سرباز استان سیستان و بلوچستان ایران است.

پیشنهاد
٠

گونه ای از آبچلیکیان

پیشنهاد
٠

ونه ای از تیرۀ آبچلیکیان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یکی از گونه های آبچلیک است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

۱ - نشان. کمان گروهه. ۲ - آلتی در زراعت . آبج