دیکشنری
مترجم
بپرس
ابحاء
دنبال کنید
لغت نامه دهخدا
ابحاء. [ اِ ] ( ع مص ) منقطع گردیدن. || منقطع گردانیدن.
پیشنهاد کاربران
منقطع گردیدن.
+ عکس و لینک