پیشنهادهای ایرج تقی پور (١,٢٧١)
آبجی، اخت، باجی، خواهر، دده، شاباجی، همشیره ودر گویش مازنی بعنوان خواهر بزرگتروبرای احترام استفاده میشود.
ابریق ، آفتابه .
زاهد، پاکدامن . ۲ - ماهر، استاد. ۳ - ( اِمر. ) مستراح . ۴ - لباده . ، ( آب دست ) ( دَ ) ( اِمر. ) ۱ - آبی که پیش از خوردن غذا و پس از آن برای شستن دس ...
تا ابد، به طور همیشگی . دائم
نیک مردان. ابرار، اخیار، اوتاد، اولیاء الله، صلحا
شبح ماهی
نام یک گونه از سررده آبدزدک ها از خانواده آبدزدکان است.
نام یک گونه از تیره آبدزدک است که از خود صدا تولید میکند.
سرنگ ؛ وسیله ای که از آن مایعات را می کشند. نوعی حشره. پشیل
آب سکندر:آب حیوان ؛ آب زندگانی. آب خضر. آب حیات. آب بقا.
آب سکندروآب خضر . آبِ حَیات: آبِ زندگی، زیست - آب؛ آبِ جاودانگی؛ جانفَزا
شراب وباده. آب رز. آب تاک. آبی که از تخمیر میوه انگور گرفته میشود
کسیکه کارش طلا کاری ویا نقره کاری روی الواح وحکاکیهای قدیمی وباارزش باشد.
جشن روز آبان که در تقویم باستانی جشنی که در چهارمین روز ماه آبان برگزار میشد.
هویدا شدن وآشکار شدن
نام پرنده ای کوچک و تیزپرواز شبیه چلچله و رستو
به معنی چاهها و سرب سیاه
آلما کلمه ای ترکی به معنی سیب و نامی دخترانه
نوعی برنج شمالی خیلی مرغوب وکم محصول
زن خیلی فضول وشایعه پراکن
کلمه ترکی زن بزرگومحترم ومصغرش آبجی میباشد