پیشنهادهای ایرج تقی پور (١,٢٧١)
وکیل، بازرگان، مؤلف، روزنامه نگار و نوع دوست اهل فیلادلفیا بود که در اواسط قرن نوزدهم سفرهای بسیاری به اروپا و خاورمیانه داشت
ک پلتفرم محاسباتی توزیع شده مبتنی بر بلاک چین، متن باز و دارای قابلیت قرارداد هوشمند ( برنامه نویسی ) است. از نسخه اصلاح شده اجماع ناکاموتو از طریق ا ...
واحد مولکولی متشکل از حلقه ای با سه موضع اتصال یا بیشتر که می توانند به یک عنصر مهمان در مرکز یا نزدیک به مرکز متصل شوند
در معماری آتریوم[ ۱] ( انگلیسی: Atrium، کلمه لاتین که جمع آن ایتریا است ) به فضای بزرگ و باز میان ساختمان گفته می شود. آتریوم یکی از بیشترین استفاده ...
ایالت فدرال کوهستانی اتریش، با ۱۲هزار کیلومتر مربع مساحت
بزرگ ترین دریاچهٔ منطقهٔ سالزکامرگوت در کشور اتریش است که در ایالت اوبراسترایش قرار دارد. [ ۱] [ ۲]
اترکنامه، مجموعه اى از مآخذ تاریخ قوچان براى شناخت عمیق این منطقه مرزى و تحقیق گستردهاى درباره مردم آن است.
در پزشکی، کاهش اندازه و عملکرد یا برون ده بافت یا عضوی از بدن. علت آتروفی معمولاً سوءتغذیه، بیماری یا استفادۀ نادرست از عضله است. کاهیدگی، کاستگی؛
در اساطیر یونان، بزرگ ترین خواهر از سه خواهران تقدیر. او رشتۀ حیات آدمیان را می برید. آیسا
نترس، شجاع
( در لغت به معنای کشش، جذابیت و شیفتگی ) نوعی نمایشِ سخیف که صاحبان تماشاخانه های لاله زار، پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش، برای کشاندن تماشاگران به سال ...
آذر دین، زردشتی. پسر اتش
مانند آتش
نوعی سیستم شبکه ای محلی۱. در ۱۹۷۶ توسط شرکت زیراکس۲ معرفی گردید. اترنت دو نوع است: Thin Ethernet و Fast Ethernet که نوع پرکابرد آن Thin Ethernet است
نگهبان آتش، پیشوای دینی
بسیار سرخ رو و زیبا، آتشین زاده
بانوی آتش . نگهبان اتش مقدس
نگهبان آتش، پیشوای دین زرتشتی، صورت دیگری از اترابان
نگهبان آتش، پیشوای دین زرتشتی، صورت دیگری از اترابان
از اقوام باستانی ساکن اِتروریا۱، در ایتالیا ( اراضی توسکان۲ و بخشی از اومبریا۳ی کنونی )
آذرپناه یا کسی که آتش نگهدار اوست، صورت دیگر آذرباد. نگهبان آتش
اِتروریا نام منطقه ای بوده است در مرکز ایتالیای کنونی
اِتروریا نام منطقه ای بوده است در مرکز ایتالیای کنونی
جِ ترک ، ترکان .
آتری ( به فرانسوی: Attray ) یک کمون در فرانسه است
یک دسته سرباز. отряд دسته یا یکان نظامی
زرشک ، اثرار. قحبه
۱ - همسالان ، همزادان . ۲ - دوشیزگان . توصیفی است برای خود آن زنان که همه آنها هم سن و سال و جوانند .
. زرین درخت
آتش گون، آذرگون، مانند آتش، ( به مجاز ) زیبا رو، آذرگون و مانند آتش، آذرگون مانند آتش،
صورت دیگری از آذرین، نام پسر اوپَدرَم که به نوشته سنگ نوشته بیستون در زمان داریوش پادشاه هخامنشی در خوزستان یاغی شد و خود را پادشاه خوزستان خواند
نگهبان آتش، پیشوای دینی
ترنج ، بالنگ .
زرشک ، اثرار.
۱ - همسالان ، همزادان . ۲ - دوشیزگان .
آتش گون، آذرگون، مانند آتش، ( به مجاز ) زیبا رو، آذرگون و مانند آتش . ملکه اتش
در آیین زردشتی نگهبان آتش مقدس ، آسروان .
منسوب به آترین، آتش، آتشین، ( به مجاز ) زیبارو،
رودخانه ای دایمی در استان خراسان شمالی، شهرستان های قوچان، شیروان، بجنورد، مانه و سملقان، و در استان گلستان
برآسودن، جا گیری، جا گیری، فرود آمدن، لنگراندختن
زهر گیاه
شوریست در اروپای مرکزی میان سویس آلمان ایتالیا یوگوسلاوی مجارستان و چکوسلواکی
دشت زمین بایر - دیم کاری /ater/ سطحی که در زمین کشاورزی که به علت بالا بودن ارتفاع آن، کمتر به زیر آب رود & مستقیم به طرف چیزی یا کسی رفتن - بی محابا ...
منسوب به آتش، آتشین
کوهی در استان آذربایجان شرقی، شهرستان تبریز، کوهستان سهند
آتداش یک روستا در ارمنستان است که در استان گغارکونیک واقع شده است
آسایش کردن. تن آسانی گزیدن. بناز زیستن
تر گرفتن. ( زوزنی ) . تر شدن
یک روستا و محله مدنی در بریتانیا است
دیه ستدن. دیه گرفتن.