ابخوست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
آبخو آبخست
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
آبخست : ۱ - جزیره . ۲ - محلی که آب آن را کنده باشد.
تنی چند از آب دریا بجَست
رسیدند نزدیکی آبخوست.
عنصری.
رسیدند نزدیکی آبخوست.
عنصری.
در بازی جدولانه دو، مرحله پنجم، جواب میشه: جزیره.
دکتر کزازی در نوشته های خود واژه " آبْخوست" را به جای واژه ی " جزیره" به کار برده است.
جزیره ـ آبخست