پیشنهادهای Maedeh (٣٧)
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /alow/ • معنی: آتش • توضیحات: این واژه دست نخورده از واژه پهلوی �آلاو� ( Alaw ) به معنی شعله آتش به جا مانده است که در گ ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /zen�ghe/ • معنی: چانه • توضیحات: این واژه از واژه پهلوی �زنَخ� ( Zanax ) یا �زناخ� گرفته شده که در فارسی کلاسیک نیز به ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /akhoɛ/ • معنی: خمیازه • توضیحات: این واژه یک نام آوا ( Onomatopoeia ) است که از صدای درآوردن دهان هنگام خمیازه کشیدن ال ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /b�d ghulɛ/ • معنی: گردباد • توضیحات: این واژه ترکیبی از �باد� و �غوله� ( یا غول ) می باشد. در ریشه شناسی عامیانه به باد ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /tar �madan/ • معنی: خجالت کشیدن • توضیحات: �تر� در اینجا به معنی تری و رطوبت ناشی از عرق شرم است. مجازاً وقتی کسی خجالت ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /alkhol�gh/ • معنی: کت • توضیحات: این واژه تغییریافته و وام واژه ای از کلمه ترکی �آرخالق� ( Arxalıq ) است که به لباس گرم ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /tofir/ • معنی: تفاوت • توضیحات: این واژه، واژه ای با ریشه عربی ( از مصدر توفیر به معنی زیاد کردن ) است، اما در فارسی عا ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /Orosi/ • معنی: کفش • توضیحات:این واژه در واقع یک وام واژه از زبان روسی است ( Urusi ) . در گذشته به کفش هایی که به سبک غ ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /g�s/ • معنی: شاید • توضیحات: این کلمه یک فسیل زبانی ( Linguistic fossil ) بسیار ارزشمند از زبان پهلوی ( پارسی میانه ) ا ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /b�r band/ • معنی: طویله • توضیحات: این واژه ترکیبی از دو قسمت "بار" و "بند" می باشد. - �بار� به معنی بار و بنه یا چها ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /dom�dun/ • معنی: سوراخِ پایین تنور گلی برای جریان هوا. • توضیحات: گویش وران قدیمی رامشه، این سوراخ را �جایگاهِ تنظیمِ ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /var ow//sar o kala/ • معنی: اصطلاحی که برای کسی که ازش خوشت نمی آید استفاده می شود. • توضیحات: این یک اصطلاح کنایه آمی ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /rok shodan/ • معنی: برخاستن، بلند شدن، ایستادن • توضیحات: این عبارت در گویش های مختلف فارسی برای “بلند شدن” یا “ایستادن ...
( گویش محلی رامشه ) • معنی: ندانستن • توضیحات: “راه بردن” یعنی “توانایی در راهی را پیدا کردن” یا “چیزی را فهمیدن”. “راه نبردن” به معنی “ناتوانی در ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /d�r/ • معنی: آویزان کردن • توضیحات: این فعل از اسم “دار” ( به معنی چوبه دار یا میله ای که چیزی روی آن آویزان می شود ) گ ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /khoft/ /khos/ • معنی: بدخواب • توضیحات: این عبارت ترکیبی از چند کلمه است: - “خفتن” به معنی خوابیدن است. - “خوس” نیز ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /def�l chine'i/ • معنی: دیوار گِلی • توضیحات: این عبارت به دیوارهایی اشاره دارد که با گِل ساخته شده اند. - “دِفال” احت ...
( گویش محلی رامشه ) • معنی: روز عاشورا • توضیحات: این عبارت به روز عاشورا، دهم محرم، اشاره دارد. “تیغ” در اینجا به معنی شمشیر است. “روز تیغ” به روز ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /leverchi/ • معنی: بغض کردن، حالت گریه به خود داشتن با لب و لوچه آویزان. • توضیحات: برای توضیح این عبارت باید با یک مفه ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /lever/ • معنی: غمگین و کم حوصله است. • توضیحات: برای توضیح این عبارت باید با یک مفهوم آشنا شویم. - کلمه “لور” احتمال ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /tiligh/ • معنی: قفل کردن در • توضیحات: این واژه احتمالاً از صدای “تیلیق” یا “تِلِق” که هنگام چرخاندن قفل یا کلید شنیده ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /tonok/ • معنی: کم پشت، کم تراکم، کم رویش • توضیحات: این واژه در تمام گویش ها رایج است و به معنی “رقیق”، “کم تراکم” یا “ ...
( گویش محلی رامشه ) • معنی: دوست داشتنی نبودن؛ نچسب بودن. • توضیحات: “تن” در اینجا به معنی “جسم” یا “وجود” است. “تن کسی نبودن” کنایه از این است که ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /bureki/ • معنی: بدخواب شدن • توضیحات: این واژه از کلمه “بور” یا “بور شدن” گرفته شده است که در برخی گویش ها به معنی “کدر ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /b�lande/ • معنی: پرنده ( به خصوص بزرگ ) • توضیحات: این واژه از ریشه “بال” ( به معنی پر ) گرفته شده است. “بالنده” به چ ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /peysin/ • معنی: عصر • توضیحات: این واژه در بسیاری از گویش های ایرانی به معنی “عصر” یا “بعد از ظهر” به کار می رود. ریشه ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /rudom/ • معنی: عزیزم، بچه م ( از سمت پدر و مادر به فرزند ) • توضیحات: “رود” در زبان فارسی باستان و میانه به معنی “فرزن ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /motavazza/ • معنی: دستشویی، توالت • توضیحات: این واژه از ریشه عربی “وَضَأَ” گرفته شده است که به معنی “وضو گرفتن” و “پاک ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /bariki risidan/ • معنی: بسیار لاغر شدن • توضیحات: این عبارت یک اصطلاح است که به صورت کنایه یا تشبیه به کار می رود. - ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /kerapa/ • معنی: حق الزحمه؛ جایزه ای که به کسی که چیزی برایت می آورد، می دهی. • توضیحات: این واژه ترکیبی از “کِرا” و “پ ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /motevejji/ • معنی: رسیدگی کردن؛ مراقبت کردن. • توضیحات: این واژه به طور واضح با کلمه "توجه" ارتباط دارد. در گویش محلی، ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /gomi/ • معنی: سوراخ رد شدن آب بین دو باغ؛ ممر آب. • توضیحات: این واژه از کلمه “گُم” یا “گم شدن” گرفته شده است. “گُمی” ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /tiart/ • معنی: مسخره بازی • توضیحات: این واژه به طور واضح از کلمه "تئاتر" ( theater ) گرفته شده است. در گویش محلی، علاو ...
( گویش محلی رامشه ) • تلفظ: /kopchi/ • معنی: نان کوچک • توضیحات: این واژه به احتمال زیاد از دو بخش تشکیل شده است: “کُپ” و “چی”. - “کُپ” در زبان ها ...
• تلفظ: /tiart/ • معنی: مسخره بازی • توضیحات: این واژه به طور واضح از کلمه "تئاتر" ( theater ) گرفته شده است. در گویش محلی، علاوه بر نمایش، به معنی م ...
• تلفظ: /kerapa/ • معنی: جایزه ای که به کسی که چیزی برایت می آورد می دهی . • توضیحات: این واژه ترکیبی از “کِرا” و “پا” است. - “کِرا” از واژه “کرای ...
• تلفظ: /kopchi/ • معنی: نان کوچک • توضیحات: این واژه به احتمال زیاد از دو بخش تشکیل شده است: “کُپ” و “چی”. - “کُپ” در زبان های ترکی و فارسی میانه ...