( گویش محلی رامشه )
• تلفظ: /lever/
• معنی: غمگین و کم حوصله است.
• توضیحات: برای توضیح این عبارت باید با یک مفهوم آشنا شویم.
- کلمه “لور” احتمالاً شکل محلی شده کلمه “لب” است. در برخی گویش ها، گاهی اوقات ممکن است “ل” به “و” تبدیل شود. “لِوِر” به احتمال زیاد همان به اصطلاح “لب و لوچه” است که تلفظ آن کمی تغییر یافته.
... [مشاهده متن کامل]
- این اصطلاح از کلمه “لِوِر” ( به معنی لب و لوچه ) و فعل “دار بودن” ( به معنی آویزان بودن ) تشکیل شده است.
در نتیجه “لب و لوچه آویزان بودن” در حالت کلی، نشان دهنده ناراحتی، غم، یا دلخوری است.
• مثال: امروز دیدمش؛ لورش دار بود.
• تلفظ: /lever/
• معنی: غمگین و کم حوصله است.
• توضیحات: برای توضیح این عبارت باید با یک مفهوم آشنا شویم.
- کلمه “لور” احتمالاً شکل محلی شده کلمه “لب” است. در برخی گویش ها، گاهی اوقات ممکن است “ل” به “و” تبدیل شود. “لِوِر” به احتمال زیاد همان به اصطلاح “لب و لوچه” است که تلفظ آن کمی تغییر یافته.
... [مشاهده متن کامل]
- این اصطلاح از کلمه “لِوِر” ( به معنی لب و لوچه ) و فعل “دار بودن” ( به معنی آویزان بودن ) تشکیل شده است.
در نتیجه “لب و لوچه آویزان بودن” در حالت کلی، نشان دهنده ناراحتی، غم، یا دلخوری است.
• مثال: امروز دیدمش؛ لورش دار بود.