پیشنهاد‌های A L C Y O N E U S (٨,٧٦٠)

بازدید
١٤,٩٥٠
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

verb 🔴 : ( to end an organization or group ( such as a club [ obj] 🔵 They've decided to disband the club [no obj] 🔵 The members of the organizatio ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

Cancel a choice حذف کردن انتخاب شده ها

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

noun [count] 1 : a place where things are made or repaired He's in his workshop working on the lawnmower 2 : a class or series of classes in which a ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

List words ending with SMITH - full list 🔴Blacksmith : آهنگ 🔴CopperSmith : مسگر 🔴GoldSmith : زرگر 🔴GunSmith : تفنگ ساز 🔴Locksmith : قفل ساز Me ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

The rack is a torture device consisting of a rectangular, usually wooden frame, slightly raised from the ground, with a roller at one or both ends. T ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

مزرعه لبنی - مزرعه گاوداری - مزرعع ای که در آن لبنیات ساخته میشود Wheat farm : مزرعه گندم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

سکوی قیر - دکل قیر

پیشنهاد
٨

دکل یا برج مخابراتی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

Pylon, ( Greek: “gateway” ) , in modern construction, any tower that gives support, such as the steel towers between which electrical wires are strun ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

دکل و سکوی گازی Gas platform

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

سکوی نفتی سکوی نفتی یا سکوی حفاری یک سازهٔ عظیم همراه با امکانات حفر چاه نفت، استخراج نفت و فرآوری آن است. سکوی های نفت معمولاً محلی برای ذخیره سازی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

معدن آهن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

Touch wood Knock on wood بزنم به تخته

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

معدنِ سنگ شکار - صید استخراج کردن معدن کاوی کردن noun [count] : 🔴a place where large amounts of stone are dug out of the ground 🔵a limestone qua ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

۱. گودال آب ۲. پیچوندن - قال گذاشتن - قیچی کردن ( فرد - کلاس درس - . . . ) ۳. تمام کردن یک رابطه ۴. دور انداختن چیزی - خلاص شدن از چیزی noun [cou ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

Cage اسم و فعله : قفس در قفس کردن - در قفس انداختن - زندانی کردن - حبس کردن پس Caged میشه حبس شده در قفس یا زندانی و UN وقتی اضافه میشه میشه : رها ش ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

an act or instance of giving precise instructions or essential information

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

Food processing : فرآوری مواد غذایی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

Intoxicate : مست و نشئه کردن Intoxicating : مست کننده - نشئه کننده Intoxication : مستی - نشئگی دوستان گفتن مسمومیت بعید میدونم درست باشه چون فاصله ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

سهمیه و جیره اضافی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

RATIO و RATION این دو معانی مختلف دهرن با هم قاط نزنید RATIO که در ریاضیات کاربرد داره و معنای نسبت میده ولی RATION میشه : جیره - سهمیه معمولا سهم ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پرا مِ سُری سفته توضیحات فارسی ویکی پدیا : با برات اشتباه نشود. سَفتِه یا فَتهٔ طَلَب سندی تجاری است که بر اساس آن شخصی ( صادرکننده سفته ) تعهد می ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

Lumber : الوار Firewood : هیزم Timber : مثل lumber میمونه یعنی الوار FIREWOOD : Firewood is any wooden material that is gathered and used for fuel. ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

هیزم شکن - چوب بُر - درخت انداز

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

noun 🔴 : an alcoholic drink that is similar to beer [noncount] ■ a glass of ale [count] ■ The bar serves two very different ales — see also ginger a ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

Hops are the flowers ( also called seed cones or strobiles ) of the hop plant Humulus lupulus, a member of the Cannabaceae family of flowering plants ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

Wheat : گندم Barley : جو Rye : چاودار یا روگن Oat : جو دو سر Flour : آرد از این نوع گندم ها نان های مختلفی میسازند. . . Wheat bread Barley bread R ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

دِژ کوب برای شکست درِ قلعه در زمان های قدیم استفاده میشد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

سپر قابل حمل

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

برج محاصره A siege tower or breaching tower ( or in the Middle Ages, a belfry ) is a specialized siege engine, constructed to protect assailants an ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

محاصره - احاطه noun 1 : 🔴 a situation in which soldiers or police officers surround a city, building, etc. , in order to try to take control of it ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

ترِ ب یو شِت منجنیق های دور برد A trebuchet is a type of catapult that uses a long arm to throw a projectile. It was a common powerful siege engine ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

نردبان دار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

بالیستای آتشین نوعی منجنیق تیر انداز

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

Metal Armor : زره فلزی Leather Armor : زره چرمی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

آتش انداز

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

کماندار اسب سوار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

Archer : تیر انداز Archery : تیر اندازی Crossbowman : تیر انداز ( کمان زنبورکی )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

نیزه دار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

Mace : گُرز Club : چماق Baseball bat : چوب بیسبال Maceman : گرز دار noun [count] 1 : a heavy club with many sharp points that was used as a weapon ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

کمان زنبورکی کراس بُ کمان زنبورکی یا کمان پولادی یا کمان صلیبی یا زوبین ( به انگلیسی: Crossbow ) کمانی است که در حدود قرون وسطی در اروپا و سپس در ع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

noun HISTORICAL 1. the keeper of a turnpike. 2. a soldier armed with a pike.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

شمشیر زن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

۱. شوالیه ۲. اسب ( در شطرنج ) ۳. شوالیه کردن ( درجه ی شوالیه را به کسی دادن ) شوالیه در گذشته به سربازانی گفته میشد که مهارت بالایی در مبارزه داشت ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

Killer Hitman Murderer Assassin Slayer همگی میشن آدم کش یا قاتل Murderer بیشتر در بحث قانون و فقه و حقوق کاربرد داره

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

سنگ انداز ( در قدیم و در جنگ ها این افراد سنگ را به سلاح تبدیل میکردند و اونو به سر و صورت دشمن پرتاب میکردن ) سلینگِر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

noun [count] 🔴1 : a house usually in the country where people can eat and rent a room to sleep in ■We stayed at a cozy/charming little inn in the co ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

آسیاب Watermill : آسیاب آبی Windmill : آسیاب بادی noun [count] 1 a : 🔴 a building with machinery for grinding grain into flour 🔴b : a machine f ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

noun [count] 1 : a place where beer is made 2 : a company that makes beer شرکت آبجو سازی مغازه ی آبجو سازی - مشروب سازی Brewer هم میشه مشروب ساز

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

noun [count] : a place where bread, cakes, cookies, and other baked foods are made or sold They work at/in a bakery جایی که در آن نان و کلوچه و بیس ...