پیشنهادهای learner (١٩٢)
grounds یکی از اون کلماته که بسته به بافت جمله معنی عوض می کنه؛ یا �دلیل و مبنا�ست، یا �محوطه�، یا حتی �تفاله قهوه�. زبان انگلیسی عاشق چندمعناییه، طب ...
niceties یعنی ظرافت ها، ریزه کاری ها، آداب و تشریفات ظریف یا جزئیات دقیق که معمولاً رسمی یا اجتماعی اند. مفردش nicety است. ریشه از واژه nice می آ ...
niceties یعنی ظرافت ها، ریزه کاری ها، آداب و تشریفات ظریف یا جزئیات دقیق که معمولاً رسمی یا اجتماعی اند. مفردش nicety است. ریشه از واژه nice می آ ...
tripwire یعنی یک سیم یا نخ نازک که در مسیر قرار می دهند تا اگر کسی به آن برخورد کند، اتفاقی بیفتد — معمولاً برای فعال کردن تله یا انفجار. به صورت اس ...
فرمان رسمی، حکم رسمی ( معمولاً از طرف دولت، دادگاه یا حاکم ) کالوکیشن های رایج با decree 1️⃣ issue a decree – صادر کردن فرمان 2️⃣ pass a decree – ...
پرت و پلا گفتن - مزخرف گفتن
💡 اشتباه فهمیدن نشانه ها یا علائم موقعیت cue یعنی سرنخ، نشانه، علامت یا رفتار که چیزی را به ما اطلاع می دهد ( مثلاً حالات چهره، رفتار، زبان بدن یا ...
kinder : به زبان آلمانی کودک garten : به زبان آلمانی : باغ kindergarten : باغ کودک ، موسس مهدکودک، فردریش فروبول آلمانی معتقد بود کودکان انسانهای کو ...
kinder : به زبان آلمانی کودک garten : به زبان آلمانی : باغ kindergarten : باغ کودک ، موسس مهدکودک، فردریش فروبول آلمانی معتقد بود کودکان انسانهای کو ...
📌 کالوکیشن های رایج با wriggle room 1️⃣ have wriggle room – داشتن آزادی عمل یا انعطاف 2️⃣ give someone wriggle room – به کسی اجازه انعطاف دادن 3️⃣ ...
📌 کالوکیشن های رایج با wriggle room 1️⃣ have wriggle room – داشتن آزادی عمل یا انعطاف 2️⃣ give someone wriggle room – به کسی اجازه انعطاف دادن 3️⃣ ...
عبارت wriggle room یک اصطلاح محاوره ای در انگلیسی است و معنی آن: 💡 فضای انعطاف، آزادی عمل یا اختیار برای تغییر تصمیم یا عمل کردن وقتی کسی می گوید ...
Pachinko ( پاچینکو ) یک دستگاه بازی ژاپنی شبیه ترکیبی از پین بال و اسلات ماشین است. معنی و کاربرد 🔹 یک بازی قمارگونه ی مکانیکی در ژاپن 🔹 بازیکن ...
جزیره هاشیما که به آن گونکانجیما ( جزیره ناو جنگی ) هم می گویند، یک جزیره متروکه در نزدیکی شهر ناگاساکی ژاپن است. چرا معروف شد؟ ⛏️ شهر معدنی از او ...
### 📌 کالوکیشن های رایج با tabloid 1️⃣ tabloid newspaper 📰 – روزنامه زرد 2️⃣ tabloid magazine 📖 – مجله زرد 3️⃣ tabloid press 🗞️ – مطبوعات زرد 4️ ...
### 📌 کالوکیشن های رایج با tabloid 1️⃣ tabloid newspaper 📰 – روزنامه زرد 2️⃣ tabloid magazine 📖 – مجله زرد 3️⃣ tabloid press 🗞️ – مطبوعات زرد 4️ ...
### 📌 کالوکیشن های رایج با tabloid 1️⃣ tabloid newspaper 📰 – روزنامه زرد 2️⃣ tabloid magazine 📖 – مجله زرد 3️⃣ tabloid press 🗞️ – مطبوعات زرد 4️ ...
### 📌 کالوکیشن های رایج با tabloid 1️⃣ tabloid newspaper 📰 – روزنامه زرد 2️⃣ tabloid magazine 📖 – مجله زرد 3️⃣ tabloid press 🗞️ – مطبوعات زرد 4️ ...
### 📌 کالوکیشن های رایج با tabloid 1️⃣ tabloid newspaper 📰 – روزنامه زرد 2️⃣ tabloid magazine 📖 – مجله زرد 3️⃣ tabloid press 🗞️ – مطبوعات زرد 4️ ...
پرکاربردترین جملات با ignorance : 1️⃣ Ignorance is the root of many problems 🌱 – نادانی ریشه بسیاری از مشکلات است 2️⃣ He acted out of ignorance 🤦 ...
پرکاربردترین جملات با antidote : 1️⃣ Laughter is an antidote to stress 😄 – خنده پادزهری برای استرس است 2️⃣ Traveling is an antidote to ignorance 🌍 ...
کلمه ی یونانی didonai ( به معنی * دادن / ارائه کردن* ) در انگلیسی به صورت مستقیم وجود ندارد، اما بسیاری از کلمات انگلیسی از این ریشه یا مشتقات مرتبط ...
کلمه ی یونانی didonai ( به معنی * دادن / ارائه کردن* ) در انگلیسی به صورت مستقیم وجود ندارد، اما بسیاری از کلمات انگلیسی از این ریشه یا مشتقات مرتبط ...
کلمه ی یونانی didonai ( به معنی * دادن / ارائه کردن* ) در انگلیسی به صورت مستقیم وجود ندارد، اما بسیاری از کلمات انگلیسی از این ریشه یا مشتقات مرتبط ...
کلمه ی یونانی didonai ( به معنی * دادن / ارائه کردن* ) در انگلیسی به صورت مستقیم وجود ندارد، اما بسیاری از کلمات انگلیسی از این ریشه یا مشتقات مرتبط ...
کلمه ی یونانی didonai ( به معنی * دادن / ارائه کردن* ) در انگلیسی به صورت مستقیم وجود ندارد، اما بسیاری از کلمات انگلیسی از این ریشه یا مشتقات مرتبط ...
antonym : insubordinate : سرکش
مشتقات wrath: 1️⃣ wrathful ( adj ) – خشمگین، عصبانی 2️⃣ wrathfully ( adv ) – با خشم، به طور خشمگین 3️⃣ wrathfulness ( n ) – خشم، عصبانیت شدید کالوک ...
مشتقات wrath: 1️⃣ wrathful ( adj ) – خشمگین، عصبانی 2️⃣ wrathfully ( adv ) – با خشم، به طور خشمگین 3️⃣ wrathfulness ( n ) – خشم، عصبانیت شدید کالوک ...
مشتقات wrath: 1️⃣ wrathful ( adj ) – خشمگین، عصبانی 2️⃣ wrathfully ( adv ) – با خشم، به طور خشمگین 3️⃣ wrathfulness ( n ) – خشم، عصبانیت شدید کالوک ...
مشتقات wrath: 1️⃣ wrathful ( adj ) – خشمگین، عصبانی 2️⃣ wrathfully ( adv ) – با خشم، به طور خشمگین 3️⃣ wrathfulness ( n ) – خشم، عصبانیت شدید کالوک ...
کلمه effing در واقع نسخه غیررسمی و ملایم شده ی کلمه Fucking است. 💡 معنی و کاربرد: برای تأکید یا بیان خشم، تعجب، تحقیر یا طنز استفاده می شود. چو ...
ریشه ی کلمه ی asphyxiate به زبان های لاتین و یونانی برمی گردد: 1️⃣ ریشه یونانی: a‑ → پیشوند نفی ( به معنی �بدون� ) sphuxis / sphuxis → نفس، تنفس ...
ریشه ی کلمه ی asphyxiate به زبان های لاتین و یونانی برمی گردد: 1️⃣ ریشه یونانی: a‑ → پیشوند نفی ( به معنی �بدون� ) sphuxis / sphuxis → نفس، تنفس ...
ریشه ی کلمه ی asphyxiate به زبان های لاتین و یونانی برمی گردد: 1️⃣ ریشه یونانی: a‑ → پیشوند نفی ( به معنی �بدون� ) sphuxis / sphuxis → نفس، تنفس ...
ریشه ی کلمه ی asphyxiate به زبان های لاتین و یونانی برمی گردد: 1️⃣ ریشه یونانی: a‑ → پیشوند نفی ( به معنی �بدون� ) sphuxis / sphuxis → نفس، تنفس ...
ریشه ی کلمه ی asphyxiate به زبان های لاتین و یونانی برمی گردد: 1️⃣ ریشه یونانی: a‑ → پیشوند نفی ( به معنی �بدون� ) sphuxis / sphuxis → نفس، تنفس ...
ریشه ی کلمه ی asphyxiate به زبان های لاتین و یونانی برمی گردد: 1️⃣ ریشه یونانی: a‑ → پیشوند نفی ( به معنی �بدون� ) sphuxis / sphuxis → نفس، تنفس ...
مشتقات: 1️⃣ factional – وابسته به جناح / حزبی 2️⃣ factionalism – جناح بندی / گرایش به گروه بندی داخلی 3️⃣ factionalist – طرفدار یک جناح خاص کالوکیش ...
دلیل اینکه flex هم معنی �پز دادن� و هم معنی �خم کردن/منبسط کردن� دارد، به تاریخچه و انتقال معنایی کلمه برمی گردد. ۱️⃣ معنای اصلی: flex از لاتین fle ...
معنی کلمه به کلمه: go 👉 رفتن through 👉 از میانِ / از داخلِ / از طریقِ the 👉 آن / آن ها ( حرف تعریف ) motions 👉 حرکت ها / اعمالِ فیزیکی / ژست ها ...
dont put your hand in a dog fight یعنی: خودت را وارد دعوا یا درگیری دیگران نکن در مشکلی که به تو ربطی ندارد دخالت نکن تصویرش این است که اگر وسط دعو ...
dont put your hand in a dog fight یعنی: خودت را وارد دعوا یا درگیری دیگران نکن در مشکلی که به تو ربطی ندارد دخالت نکن تصویرش این است که اگر وسط دعو ...
پرکاربردترین کالوکیشن های treason 👇 1️⃣ high treason – خیانت بزرگ به کشور 2️⃣ commit treason – مرتکب خیانت شدن 3️⃣ charged with treason – متهم به خ ...
incubation effect یک اصطلاح روان شناسی شناختی است. معنی: اثر نهفتگی یا اثر دوره ی استراحت ذهنی؛ یعنی وقتی روی یک مسئله کار می کنی، بعد مدتی آن را ر ...
پرکاربردترین کالوکیشن های doting ( که یعنی خیلی مهربان و عاشق کسی بودن، معمولاً والدین نسبت به فرزند ) این ها هستند 👇 1️⃣ doting mother – مادر مهرب ...
strait of Hormoz : تنگه هرمز
balk at یعنی طفره رفتن، عقب کشیدن، یا مقاومت کردن در برابر چیزی ( معمولاً وقتی گران، سخت یا نامطلوب باشد ) . پس: balk at a deal یعنی از یک معامله ...
down - blend ( یا downblend ) بیشتر یک اصطلاح فنی است و در زبان روزمره استفاده نمی شود. معنی کلی اش: نسخه ساده تر یا ضعیف ترِ یک ترکیب یا محصول را ...
down - blend ( یا downblend ) بیشتر یک اصطلاح فنی است و در زبان روزمره استفاده نمی شود. معنی کلی اش: نسخه ساده تر یا ضعیف ترِ یک ترکیب یا محصول را ...