niceties یعنی ظرافت ها، ریزه کاری ها، آداب و تشریفات ظریف یا جزئیات دقیق که معمولاً رسمی یا اجتماعی اند.
مفردش nicety است.
ریشه
از واژه nice می آید، اما nice در انگلیسی قدیم اصلاً به معنی �نادان� بوده ( از لاتین nescius یعنی ناآگاه ) . بعداً معنایش تغییر کرد و به �دقیق، ظریف، حساس� رسید.
... [مشاهده متن کامل]
nicety از قرن ها پیش به معنی �دقت و ظرافت در جزئیات� استفاده شده.
کاربردها
1️⃣ We don’t have time for social niceties. – وقت آداب ورسوم رسمی را نداریم.
2️⃣ He ignored the niceties and got straight to the point. – او تشریفات را کنار گذاشت و مستقیم رفت سر اصل مطلب.
3️⃣ The lawyer explained the legal niceties. – وکیل ریزه کاری های حقوقی را توضیح داد.
4️⃣ Diplomatic niceties were observed. – آداب دیپلماتیک رعایت شد.
دو کاربرد اصلی دارد:
• آداب و تعارفات رسمی اجتماعی
• ظرافت ها و جزئیات فنی یا حقوقی
یعنی چیزهایی که از نظر فنی مهم اند… یا فقط برای حفظ ظاهر لازم اند. بستگی دارد کجا استفاده شود.
مفردش nicety است.
ریشه
از واژه nice می آید، اما nice در انگلیسی قدیم اصلاً به معنی �نادان� بوده ( از لاتین nescius یعنی ناآگاه ) . بعداً معنایش تغییر کرد و به �دقیق، ظریف، حساس� رسید.
... [مشاهده متن کامل]
nicety از قرن ها پیش به معنی �دقت و ظرافت در جزئیات� استفاده شده.
کاربردها
1️⃣ We don’t have time for social niceties. – وقت آداب ورسوم رسمی را نداریم.
2️⃣ He ignored the niceties and got straight to the point. – او تشریفات را کنار گذاشت و مستقیم رفت سر اصل مطلب.
3️⃣ The lawyer explained the legal niceties. – وکیل ریزه کاری های حقوقی را توضیح داد.
4️⃣ Diplomatic niceties were observed. – آداب دیپلماتیک رعایت شد.
دو کاربرد اصلی دارد:
• آداب و تعارفات رسمی اجتماعی
• ظرافت ها و جزئیات فنی یا حقوقی
یعنی چیزهایی که از نظر فنی مهم اند… یا فقط برای حفظ ظاهر لازم اند. بستگی دارد کجا استفاده شود.
تعارفات
ظرافت
احتیاط