تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1️⃣ I’ll bide my time and wait for the right opportunity – صبر می کنم تا فرصت مناسب برسد 2️⃣ She is biding her time before making a decision – قبل ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1️⃣ I’ll bide my time and wait for the right opportunity – صبر می کنم تا فرصت مناسب برسد 2️⃣ She is biding her time before making a decision – قبل ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

1️⃣ I’ll bide my time and wait for the right opportunity – صبر می کنم تا فرصت مناسب برسد 2️⃣ She is biding her time before making a decision – قبل ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

1️⃣ I’ll bide my time and wait for the right opportunity – صبر می کنم تا فرصت مناسب برسد 2️⃣ She is biding her time before making a decision – قبل ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1️⃣ I’ll bide my time and wait for the right opportunity – صبر می کنم تا فرصت مناسب برسد 2️⃣ She is biding her time before making a decision – قبل ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1️⃣ I’ll bide my time and wait for the right opportunity – صبر می کنم تا فرصت مناسب برسد 2️⃣ She is biding her time before making a decision – قبل ا ...

پیشنهاد
٠

ناامید کردن کسی، باد غرورش را خواباندن، هیجان یا اعتمادبه نفس کسی را گرفتن. ریشه اش از کشتی رانی می آید؛ وقتی باد از بادبان کشتی گرفته شود، کشتی حر ...

پیشنهاد
٠

ناامید کردن کسی، باد غرورش را خواباندن، هیجان یا اعتمادبه نفس کسی را گرفتن. ریشه اش از کشتی رانی می آید؛ وقتی باد از بادبان کشتی گرفته شود، کشتی حر ...

پیشنهاد
٠

ناامید کردن کسی، باد غرورش را خواباندن، هیجان یا اعتمادبه نفس کسی را گرفتن. ریشه اش از کشتی رانی می آید؛ وقتی باد از بادبان کشتی گرفته شود، کشتی حر ...

پیشنهاد
١

ناامید کردن کسی، باد غرورش را خواباندن، هیجان یا اعتمادبه نفس کسی را گرفتن. ریشه اش از کشتی رانی می آید؛ وقتی باد از بادبان کشتی گرفته شود، کشتی حر ...

پیشنهاد
١

ناامید کردن کسی، باد غرورش را خواباندن، هیجان یا اعتمادبه نفس کسی را گرفتن. ریشه اش از کشتی رانی می آید؛ وقتی باد از بادبان کشتی گرفته شود، کشتی حر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

heavy - handedness یعنی زمختی، خشن بودن یا افراط و بی ظرافت عمل کردن. این واژه از heavy - handed می آید و معمولاً دو معنی اصلی دارد: 1️⃣ در رفتار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: آموزش رسمی / آموزش سازمان یافته و برنامه ریزی شده 🔹 formal = رسمی، طبق قواعد و ساختار مشخص 🔹 training = آموزش یا تمرین مهارت ها پس formal t ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر Chongqing ویژگی های جالب و خاصی دارد که آن را از دیگر شهرهای چین متمایز می کند: 1️⃣ موقعیت جغرافیایی و آب و هوا 🌫️ – در جنوب غربی چین، در منطقه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این اصطلاح از قرون وسطی در انگلیس آمده و ریشه اش در شکار پرندگان و جانوران کوچک بوده. 🔹 شکارچیان وقتی می خواستند پرنده یا حیوانی را از لانه یا بوت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 nick در انگلیسی میانه Middle English به معنی شیار کوچک، بریدگی یا علامت روی چوب بوده. این واژه احتمالاً از زبان های ژرمنی مثل هلندی یا آلمانی پای ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 nick در انگلیسی میانه Middle English به معنی شیار کوچک، بریدگی یا علامت روی چوب بوده. این واژه احتمالاً از زبان های ژرمنی مثل هلندی یا آلمانی پای ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 nick در انگلیسی میانه Middle English به معنی شیار کوچک، بریدگی یا علامت روی چوب بوده. این واژه احتمالاً از زبان های ژرمنی مثل هلندی یا آلمانی پای ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

1️⃣ glean 🌾 – خوشه چینی کردن / کم کم جمع آوری کردن اطلاعات 2️⃣ gleaned 📚 – گذشته و صفت مفعولیِ glean I gleaned some useful facts from the article ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1️⃣ glean 🌾 – خوشه چینی کردن / کم کم جمع آوری کردن اطلاعات 2️⃣ gleaned 📚 – گذشته و صفت مفعولیِ glean I gleaned some useful facts from the article ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1️⃣ glean 🌾 – خوشه چینی کردن / کم کم جمع آوری کردن اطلاعات 2️⃣ gleaned 📚 – گذشته و صفت مفعولیِ glean I gleaned some useful facts from the article ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1️⃣ glean 🌾 – خوشه چینی کردن / کم کم جمع آوری کردن اطلاعات 2️⃣ gleaned 📚 – گذشته و صفت مفعولیِ glean I gleaned some useful facts from the article ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

1️⃣ glean 🌾 – خوشه چینی کردن / کم کم جمع آوری کردن اطلاعات 2️⃣ gleaned 📚 – گذشته و صفت مفعولیِ glean I gleaned some useful facts from the article ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1️⃣ glean 🌾 – خوشه چینی کردن / کم کم جمع آوری کردن اطلاعات 2️⃣ gleaned 📚 – گذشته و صفت مفعولیِ glean I gleaned some useful facts from the article ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1️⃣ glean 🌾 – خوشه چینی کردن / کم کم جمع آوری کردن اطلاعات 2️⃣ gleaned 📚 – گذشته و صفت مفعولیِ glean I gleaned some useful facts from the article ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1️⃣ glean 🌾 – خوشه چینی کردن / کم کم جمع آوری کردن اطلاعات 2️⃣ gleaned 📚 – گذشته و صفت مفعولیِ glean I gleaned some useful facts from the article ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

arm shipment : محمولهٔ تسلیحاتی / ارسال سلاح

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 بخش اول: Rhine – نام رودخانهٔ راین در اروپا. 🔹 بخش دوم: stone – سنگ. در قرن های گذشته، کنار رود Rhine ( راین ) سنگ های براق کوارتزی پیدا می شد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کالوکیشن های پرکاربرد با unaccountable 👇 1️⃣ unaccountable for something 😏 – نتوانستن توضیح دادنِ چیزی / بی دلیل بودن 2️⃣ unaccountable behavior � ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منشور سازمان ملل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منشور ناتو - اساسنامه ناتو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

1️⃣ If only I had listened – کاش گوش داده بودم 2️⃣ If only I knew then what I know now – کاش آن موقع چیزی را که الان می دانم می دانستم 3️⃣ If only it ...

پیشنهاد
٠

�کاش طعنه زدن کالری می سوزوند. � در مذمت نیش و کنایه زدن ساختار If only گذشته ساده برای بیان حسرت یا آرزو درباره ی یک چیز غیرواقعی در زمان حال استف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ : باعن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Sean Penn یک بازیگر و کارگردان آمریکایی است، متولد 1960. او به خاطر نقش هایش در فیلم هایی مثل Mystic River و Milk مشهور است و دو جایزه اسکار بهترین ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه provident از سه بخش لاتین تشکیل شده است: pro - = جلو، پیش videre = دیدن. vision : بینایی از همین ریشه است . ent = دارای ویژگی - پسوند صفت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

complete stack یعنی �یک مجموعه ی کامل� یا �پشته ی کامل�. معنی اش بستگی به زمینه دارد، چون stack در حوزه های مختلف فرق می کند: 1. در تکنولوژی ( برن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. قبول کردن چیزی بعد از مقاومت یا بحث – پذیرفتن با اکراه 2. اعتراف کردن به اینکه طرف مقابل درست می گوید 3. در ورزش: گل خوردن / امتیاز دادن 4. واگذار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

run as a joke یعنی �به شوخی انجام دادن� یا �شوخی طور برگزار شدن�. وقتی چیزی run as a joke است یعنی جدی نیست، برای خنده یا مسخره بازی انجام می شود. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کالوکیشن ها : 1️⃣ enchanted by something/someone ✨ مسحورِ / مجذوبِ چیزی یا کسی 2️⃣ enchanted with something/someone ✨ شیفته ی / خیلی راضی از چیزی یا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عکس

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریشه تاریخی: این اصطلاح ریشه در دریانوردی دارد. ملوانان روی کشتی ها برای رساندن محموله ها به انبار، از دریچه های عرشه ( deck hatches ) استفاده می کرد ...