پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٣,٤١٩)

بازدید
١,٨٩٤
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصلاح. [ اِ ] ( ع مص ) راست کردن عصا و چوب را به آتش. ( منتهی الارب ) . || بصلاح آوردن. ( زوزنی ) . بصلاح آوردن و نیکو کردن. ( آنندراج ) . نیکو کردن. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخفی. [ م َ فی ی ] ( ع ص ) به معنی پنهان. ( آنندراج ) . پنهان و پوشیده و پنام و نهفته و نهان و پوشیده شده. ( ناظم الاطباء ) : آدمی مخفی است در زیر زب ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکتوم. [ م َ] ( ع ص ) پوشیده. ( غیاث ) ( آنندراج ) . پنهان و پوشیده. ( ناظم الاطباء ) . پنهان داشته. نهان داشته : تا که اسرار قدر در تتق پرده غیب ز ا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متفرق. [ م ُ ت َف َرْ رَ ] ( ع اِ ) جای پراکندگی و پراکنده شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . جای پراکندگی. ( ناظم الاطباء ) . متفرق. [ م ُ ت َ ف َر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متواری. [ م ُ ت َ را ] ( ع اِ ) نهانگاه و محل اختفا : چون ذونواس بازگشت به یمن این دو کس به نجران آمد و این مردمان که مانده بودند از متواری بیرون آور ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منتشر. [ م ُ ت َ ش ِ ] ( ع ص ) پراکنده. ( غیاث ) ( آنندراج ) . پراکنده گشته و گسترده شده. پراکنده و پاشیده و افشان. ( از ناظم الاطباء ) . پراکنده. پر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اثر. [ اَ ث َ ] ( ع اِ ) عقب. ایز. حف . حفف :خرج فی اثره ؛ برآمد پس او. ( منتهی الارب ) . || نشان. پی. داغ پای. جای پای. نشان قدم : قطع اﷲ اثره ؛ ببر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواص. [ خ َ واص ص ] ( ع اِ ) مردمان خاص. ضد عوام. ( ناظم الاطباء ) . ج ِ خاصّه. نزدیکان. مقربان : احمد و شکر خادم تنی چند از خواص و طبیب و حاکم لشکر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

عقیده. [ ع َ دَ / دِ ] ( ع اِ ) عقیدة. عقیدت. هر چیز که شخص بدان اعتقاد دارد و یقین بر آن دارد و نمشته و پنداشتی. ( ناظم الاطباء ) . آنچه بدان گروند ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دوستان عکس کتاب در جواب ایران ستیزان دوستان حتما اینو ببینید خیلی به درد می خوره من از دوستان سوالی دارم کسی در دانشگاه معتبر کشور و مثل دانشگاه تهرا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سکوت. [ س َ ] ( ع ص ) بسیار خاموش. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) سکوت. [ س ُ ] ( ع مص ) خاموش شدن. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 58 ) . خاموشی. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

( آرض ) آرض. [ رَ ] ( ع ن تف ) سزاوارتر. شایسته تر. اَلْیَق. اجدر. احری ̍. اولی ̍. ارض. [ اَ ] ( ع اِ ) زمین. ( منتهی الأرب ) . زمی. غبرا. ام آدم. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عاد. ( ع اِ ) مردم. یقال : ماأدری أی عاد هو؛ أی أی الناس ؛ یعنی ندانم که چه مردست او. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) . عاد. ( اِخ ) قومی که هو ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معار. [ م ُ ] ( ع ص ) به عاریت داده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . معار، یا عین معار، یا مستعاره مال عاریه است. ( فرهنگ علوم نقلی دکتر سجادی ) : اش ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قضا. [ ق َ ] ( ع مص ) فرمان دادن و حکم کردن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . و از این باب است : قضی ربک ؛ ای امر و حکم ربک. ( منتهی الارب ) . || م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شط. [ ش َطط ] ( ع مص ) دور شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ) ( از اقرب الموارد ) . || دشواری کردن بر ک ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صیقل. [ ص َ ق َ ] ( ع ص ) تیزکننده شمشیر و زداینده آن ج ، صیاقل ، صیاقله. ( منتهی الارب ) . زداینده آینه و تیغ و جز آن و تیزکننده. ( غیاث اللغات ) . ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وحشت. [ وَ ش َ ] ( ع اِمص ) تنهایی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( بهار عجم ) ( آنندراج ) : با تو برآمیختنم آرزوست وزهمه کس وحشت و بیگانگی. منب ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معترض. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) اعتراض کننده. ( آنندراج ) . آن که اعتراض می کند. ( ناظم الاطباء ) . آنکه بر سخن یا عقیده و عمل دیگری خرده گیرد. خرده گی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسکن. [ م َ ک َ ] ( ع اِمص ) سکونت. ( مثل ملبس و منکح و مطعم و مشرب ) . ( یادداشت مرحوم دهخدا ) . نشست. مسکن. [ م َ ک َ / م َ ک ِ ] ( ع اِ ) جای باش ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صبور. [ ص َ ] ( ع ص ) صابر و شکیبا و کسی که جلدی نکند درانتقام. ( غیاث اللغات ) . شکیبا و حلیمی که عاصیان رابه عذاب مؤاخذه نکند بلکه ببخشد یا در گرف ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناقص. [ ق ِ ] ( ع ص ) ناتمام. مقابل کامل. ( فرهنگ نظام ) ( آنندراج ) . ناتمام. ناکامل. ( ناظم الاطباء ) . ناکامل. نیمه کاره. که کمی دارد. نادرست. که ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تولید. [ ت َ ] ( ع مص ) از گوسفند، بچه گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) . زاینده گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . زایانیدن قابله زن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رفع. [ رَ ] ( ع مص ) برداشتن و بلند کردن چیزی ، خلاف وضع. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) . برداشتن. ( از غیاث اللغات ) ( ترجمان القرآن جرجانی چ دب ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعدی. [ ت َ ع َدْ دی ] ( ع مص ) فاگذاشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) . درگذشتن از کار و ترک دادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . تجاوز کردن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نعناع. [ ن َ ] ( ع اِ ) نعنا. رجوع به نعنا شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شغل. [ ش َ ] ( ع اِ ) ج ِ شَغْلة. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . رجوع به شغلة شود. شغل. [ ش َ / ش ُ ] ( ع مص ) در کار داشتن کسی را. ( از اقر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفی. [ ص َ فی ی ] ( ع ص ، اِ ) دوست خالص. ( منتهی الارب ) . دوست صافی. ( غیاث اللغات ) . دوست گزیده. ( مهذب الاسماء ) . دوست یگانه. ( دهار ) . || خال ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیل. [ س َ ] ( ع اِ ) آب بسیار که روان باشد. بی پروا، بی تاب ، بی زینهار، پرشور، لاابالی ، تندرو، دریادیده ، سبکرو، سبکرفتار، سبک خیز، خانه برانداز، ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قطر. [ ق َ ] ( ع مص ) دوختن جامه را. || قطران مالیدن شتر را. || چکیدن. || چکانیدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) . اصمعی گوید: متعدی و لازم هر دو ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطهر. [ م ُ طَهَْ هََ ] ( ع ص ) پاک کرده شده. ( آنندراج ) . پاک و پاکیزه. ( ناظم الاطباء ) . پاکیزه. پاک. نمازی کرده. نمازی شده. پاک گشته. مقدس. منزه ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

توحید. [ ت َ ] ( ع مص ) یگانه گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . یکی کردن. ( دهار ) . در لغت ، حکم به واحد بودن شی است. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ممد. [ م ُ م ِدد ] ( ع ص ) مددکننده. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . امدادکننده. مددرساننده. یاری دهنده. ( ازناظم الاطباء ) . کمک. یار. مددده. کمک فرست ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احداث. [ اِ ] ( ع مص ) ظاهر و پیدا کردن. || زنا کردن. || شکستن وضو. || صیقلی کردن شمشیر را. ( منتهی الارب ) . آهن بزدودن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر ) . ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغناطیس. [ م َ / م ِ ] ( معرب ، اِ ) آن سنگ که آهن به خود کشد. ( مهذب الاسماء ) . سنگ آهن ربای. مَغنَطیس. مَغنیطیس. ( منتهی الارب ) . مأخوذ از یونان ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمعه. [ ج ُ ع َ / ع ِ ] ( از ع ، اِ ) مجموعة. جمعه از تمر؛ یک مشت از خرما. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) . || الفت. ( منتهی الارب ) : ادام اﷲ جمعة ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناقل. [ ق ِ ] ( ع ص ) برنده چیزی از جائی به جائی. ( فرهنگ نظام ) . از جائی به جائی برنده. ( آنندراج ) . آنکه چیزی را از جائی به جائی می برد. برنده و ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الفت. [ اَ ل ُ ] ( اِ ) آلفت و غم و اندوه. || رنج و پریشانی و آشفتگی. ( ناظم الاطباء ) ( استینگاس ) . رجوع به آلفتن و آلفته شود. الفت. [ اُ ف َ ] ( ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخلوط. [ م َ ] ( ع ص ) آمیخته شده. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) . آمیخته و درهم و شوریده و سرشته. ( ناظم الاطباء ) . - مخلوط شدن ؛آمیخت ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اطرة ) اطرة. [ اُ رَ ] ( ع اِ ) پَی که بر سوفار تیر پیچند. || تندی گرداگرد حشفه. || گوشت گرداگرد ناخن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

بهنام رضایی یا سید سرور یا سعید سرور یا عبدالرضا یا امین خدایش این حرف الکی از کجات در می آورید بهنام رضایی بهنام رضایی بهنام رضایی بهنام رضایی بهنا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

دوستان این فرد کارش این حرف های الکی و ساختگی هست اسم قبلیش عبدالرضا بود الان امین این کارش جعل هست پس ماد ها با سکاها ترک هستند چرا جای این حرف های ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

آقای امین یا عبدالرضا باز هم حرف ساختی الکی شروع کردی واژه ی چوقا از ریشه ی چو و خا هست دو واژه ی فارسی لچک از دو واژه ی لِه و چَک واژه ی شلوار که فا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آقای امین یا عبدالرضا دست از این حرف ساختی دارید لر چه ترک دو قوم جدا از برام عجیب اصرار الکی شما ها پاین با منبع معتبر گذاشتم دوستان ببینند یه کم آی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ودیعه نایب گرفتن برای حفظ اموال می باشد. ودیعه بر وزن فعلیه به معنی مفعوله مالی که نزد غیر گذارند تا آن را حفظ نماید. جمع ودیعه، ودائع می باشد. معن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

امانت. [ اَ ن َ ] ( ع مص ، اِمص ) راستی. ضد خیانت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) . استواری در راستی. درستکاری. اخلاص و صداقت. امینی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

مصیب. [ م ُ ] ( ع ص ) تیر به نشانه رسیده. || درست گوینده. مردی که قول و فعل و رای او صواب باشد. ( ناظم الاطباء ) . || برصواب رفته. صوابکار. درستکار. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عشوة ) عشوة. [ ع َش ْ وَ ] ( ع اِ ) اسم المرة است از مصدر عَشْو. ( از اقرب الموارد ) . رجوع به عشو شود. || تاریکی ، یا از اول شب تا ربع آن : مضی من ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طناز. [ طَن ْ نا ] ( ع ص ) بسیار فسوس کننده. ( منتهی الارب ) . فسوس دارنده. ( دهار ) . افسونگر. ( مهذب الاسماء ) . که سخریه کند. که دست اندازد. ( صحا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حشر. [ ح َ ] ( ع مص ) برانگیختن. بعث. ابعاث. اقامة. || گرد کردن. ( مهذب الاسماء ) ( تاج المصادر بیهقی ) . جمع آوردن. گرد کردن ، چنانکه مردم را و از ا ...