پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٣,٤١٩)

بازدید
١,٨١٨
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این ادعاهایی مانند �لچک در ترکی یعنی برگ گل�، �چیچک یعنی شکوفه� و اصطلاح �قره لچک آغ بیر چک� تا چه حد معتبر هستند و آیا منابع معتبر آن ها را تأیید می ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وطش. [ وَ ] ( ع مص ) زدن. || دفع کردن. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) : وطش عن فلان ؛ دفعه عنه. ( اقرب الموارد ) . || بیان نمودن یک جزء از کار را. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طش. [ طَش ش ] ( ع اِ ) باران ریزه زائد از رذاذ. طشیش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . باران خرد. باران ضعیف. ( دهار ) . طش. [ طَش ش ] ( ع مص ) باران ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ �زیگورات� با اشاره به منابع معتبر ارائه می کنم، به همراه منابع مرتبط با اوستایی، پهلوی و سانسکریت: - - - واژه شناسی �زیگورات ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

به صورت دقیق و با منابع معتبر بررسی کنیم که واژه های �تش� و �طش� در فارسی و عربی چه ریشه و معنایی دارند و دروغ پردازی ها یا جعلیات اطراف آن را رد کنی ...

پیشنهاد

بنده آدمی نیستم که مثل ارواح بگردم توی حساب های دیگران از سوختن خودم امتیاز منفی بدهم چون این جور آدمی نیستم کینه توزی و مجنونی نیستم الکی به دیگران ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

پاسخ دقیق و مستند به مجموعه ای از ادعاهای عجیب درباره طلا، از جمله �ارزش آن سقوط می کند�، �ستاره ها هسته شان طلاست�، و �نام های عجیب و متعدد طلا�، ار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این ادعاهای عامیانه دربارهٔ ترکی و ریشهٔ واژه ها را از نظر علمی و زبانی تحلیل کنیم. - - - ۱. بررسی واژهٔ �کهن� در فارسی واژهٔ کهن /kohan/ در ف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

۱. ریشهٔ فارسی �چاپ� واژهٔ چاپ /čāp/ در فارسی دارای سابقه کهن است و به معنی �نقش کردن، اثر گذاشتن، مهر زدن� است. این معنا در منابع معتبر فارسی و ریش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

دوستان یه چیز عجیب بغضی از کابران یک دفعه امتیازاتشون در آبادیس ۲۰ یا ۵ یا ۱۱ می رسد نکته جالب اینکه اگر کسی به من امتیاز مثبت مشخص برای همه همین طور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( فضلة ) فضلة. [ ف ُ / ف َ ل َ ] ( ع اِ ) بقیه وزائد. مانده چیزی. ( منتهی الارب ) . بقیه چیزی. ( از اقرب الموارد ) . باقی مانده چیزی. بقیه. بازمانده. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرارت. [ ح َ رَ ] ( ع مص ، اِمص ) حَرارة. گرمی. حرور. گرما. گرم شدن. حَرّ ( در تمام معانی ) . مقابل برودت. سخونت. تبش. تف. تفتگی. تاب. کیفیت ملموسه ف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انعدام. [اِ ع ِ ] ( ع مص ) معدوم شدن و نیست شدن. ( ناظم الاطباء ) . || ( اِمص ) نابودشدگی. ( ناظم الاطباء ) . و رجوع به منتهی الارب شود. منبع. لغت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انعدال. [ اِ ع ِ ] ( ع مص ) برگردیده شدن از چیزی. ( ناظم الاطباء ) . برگردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . بگشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انعزال. [ اِ ع ِ ] ( ع مص ) گوشه گزیدن و دور شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . دور شدن و بیکسو شدن. ( از اقرب الموارد ) . || آب بیر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انعقاد. [ اِ ع ِ ] ( ع مص ) بسته شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( از اقرب الموارد ) . بسته شدن و مجتمع ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخوف. [ م َ ] ( ع ص ) به معنی ترسیده شده و خوفناک. ( غیاث ) ( آنندراج ) . طریق مخوف ؛ راه بیمناک. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . بعضی نوشته ان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ارائة ) ارائة. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) نمودن. ( غیاث ) . بنمودن. نشان دادن. - ارائه دادن و ارائه کردن ؛ نمودن. نشان دادن. - ارائه طریق ؛ راه نمودن. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارامنه. [ اَ م ِ ن َ / ن ِ ] ( از ع ، ص ، اِ ) ج ِ اَرمنی. ( اسم ) جمع : ارمنی کسانی که از اهل ارمنستان و نژاد ارمنی باشند . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مواصلت. [ م ُ ص َ / ص ِ ل َ ] ( از ع ، اِمص ) مواصلة. پیوستگی و اتصال. ( ناظم الاطباء ) . وصال. پیوستگی. پیوستن. ( غیاث ) : چون التقاء. . . تعذری داش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ازراق. [ اِ ] ( ع مص ) ازراق عین ؛ برگردیدن چشم و ظاهر شدن سپیدی او. || ازراق ناقه ؛ سپس انداختن ناقه بار خود را. ( منتهی الارب ) . منبع. لغت نامه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامسکون. [ م َ ] ( ص مرکب ) غیرمسکون. که در آن کسی سکنی ̍ نگرفته است. متروک. || ناآباد. ویران. ویرانه. نامعمور. بایر. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وجه. [ وَج ْه ْ ] ( ع اِ ) رو و چهره. ( غیاث اللغات ) . روی و چهره. روی و صورت و هیأت و پیکر و سیما و دیدار و شکل و نمایش. ( ناظم الاطباء ) . روی مر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخصص. [ ت َ خ َص ْص ُ ] ( ع مص ) خاص گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( المنجد ) . || یگانه شدن به چیزی. ( اقرب الموارد ) ( المنج ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخصیص. [ ت َ ] ( ع مص ) خاص کردن. ( زوزنی ) . خاص کردن. ضد تعمیم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . خاص گردانیدن. ( آنندراج ) . تخصیص چیزی ؛ ضد تعمی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

پاسخ دقیق و علمی به موضوع ریشه شناسی واژهٔ �کم / kam� بدهید و آن را از تشابهات لفظی جعلی یا غیرعلمی جدا کنید. من بر اساس منابع معتبر زبان شناسی تاریخ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

غربال. [ غ ِ /غ َ ] ( اِ ) آلت بیختن که ظرفی است دارای دیواره مدور که عموماً از تخته است و ته ظرف دارای سوراخهای بسیار است ، از روده بافته می شود و ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در پاسخ به ادعای مطرح شده مبنی بر �ترکی بودن واژهٔ آغل و ورود آن به فارسی در قرون ۵–۶ هجری�، در ادامه بررسی علمی، مستند و منبع محور ارائه می کنم. تلا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

با دقت به این ادعا نگاه آیا �گوی� کلمه ای ترکی است که از �گوی� به معنای آسمان گرفته شده و با مفهوم گرد بودن آسمان مرتبط است. بیایید مرحله به مرحله بر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

این ادعای جعلی بدهم و منابع معتبر کتابی هم ارائه کنم. در ادامه تحلیل دقیق است: ادعای جعلی: برخی منابع نادرست ادعا می کنند: واژه ی �گوجه� کلمه ای ترکی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

بیایید این ادعا را با دقت بررسی کنیم و با منابع معتبر روشن کنیم که آیا درست است یا خیر. ادعا: �گل� کلمه ای ترکی است که از فعل �گولمک� به معنی �خندید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

بیایید این ادعا را با نگاه علمی و منابع معتبر بررسی کنیم. متن شما به صورت خلاصه می گوید: �گیاه� کلمه ای تورکی است، از �گویرمک� به معنی سبز شدن گرفته ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

تحلیلی که دربارهٔ ریشهٔ کلمهٔ �گنبد� ارائه شده، نادرست است و بر اساس منابع معتبر زبان شناسی قابل تأیید نیست. اجازه بدهید دقیق و با منابع معتبر بررسی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

سلام آقا یاشار یا امین سابق یا سعید سرور حمید فرهاد خیلی دل برای شما تنگ شده در مورد ادعای شما درباره ریشه ی کلمه ی �آسمان�، باید با دقت بررسی کنیم و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

ادعای �واژهٔ فارسی زمین از عربی گرفته شده و مربوط به ضَمِن / یَضمَن است� کاملاً نادرست و جعلی است. اجازه بدهید مرحله به مرحله توضیح دهم، با منابع معت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

مستند، مرحله به مرحله و کاملاً دانشگاهی به ادعاهای مطرح شده می دهم. تلاش کرده ام هیچ داوری احساسی یا ایدئولوژیک وارد نشود و فقط روش زبان شناسی تاریخی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
-١٠

به صورت علمی، مستند و مرحله به مرحله این ادعاها را پاسخ می دهم و نشان می دهم چرا چنین گفته هایی در زبان شناسی جعلی، غیرعلمی و مردود هستند. تمام نکات ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

بنده مدرک قرار همین پادشاهی هخامنشی با سنگ نوشته با ترجمه چطور دز زبان هخامنشی عربستان جز ایران چطور زبان فارسی باستان رو زبان عربی تاثیر نداشته زبان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

�وام واژه ها در قرآن� واژه هایی است که ریشهٔ آن ها عربیِ ناب نیست و از زبان های دیگر وارد عربی شده اند و سپس در قرآن به کار رفته اند. این موضوع قدیمی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

به طور خلاصه و دقیق: در اوستایی و پارسی باستان هیچ واژهٔ عربی وجود ندارد؛ اما در پهلوی/پارسی میانهِ متأخر و سپس در پارسی نو، واژه های عربی وارد شده ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

دوستان ببینید کی ها چرت پرت مزخرف می گویند پاسخ علمی، مستند و کتاب محور به ادعای �عربیِ محض بودنِ واژهٔ دولت و انکار ریشهٔ ایرانی آن� و نیز خلط آیهٔ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاجار. ( ترکی ، ص ) تندسیر. ( تاریخ ایران برای دبیرستانها تألیف رشید یاسمی چ فردوسی ص 195 ) . قاجار. ( اِخ ) نام ایلی است از ترک ساکن ایران که در ع ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قج. [ ق ُ ] ( ترکی ، اِ ) قچ. قوچ. رجوع به قچ شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

وسواس. [ وَس ْ ] ( ع اِ ) اندیشه بد و آنچه در دل گذرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . هر بدی که به قلب خطور کند وهر چیزی که در آن خیر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالع. [ ل ِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از بلع. فروبرنده از حلق. بلع کننده. اوبارنده. || ( اِخ ) نام یکی از دو ستاره سعد بُلَع. نام ستاره روشن تر از دو ستاره ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالفعل. [ بِل ْ ف ِ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب ال فعل ) فعلاً. اکنون. کنون. نقداً. در حال حاضر. هم اکنون. الحال. درین زمان. در این وقت. حالا. مقابل بالمآ ...