پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٤٤٦)

بازدید
٣,٦٥٣
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

موافق. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) سازوار. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) . سازوار و مطابق و هم آهنگ. ( از یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ) . سازگار. سا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مذ. [ م ُ ] ( ) به معنی صاحب و خداوند باشد و مرکب می آید همچو اسفندارمذ. ( برهان قاطع ) . اشتباه است ، چه اسفندارمذ مرکب است از: اسفند = اسپند ارمذ = ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مذلت. [ م َ ذَل ْ ل َ ] ( از ع اِمص ) ذل. ذلالت. ذلة. خوار شدن. ( غیاث اللغات ) . مذلة. رجوع به مذلة شود. || ( اِمص ) خواری. ذلت. ذل. هوان. مقابل عزت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

مذهبی. [ م َ هََ ] ( ص نسبی ) متدین. متشرع. مؤمن به مذهب. معتقد به شریعت و مذهبی که دارد. پای پند دستورها و آداب مذهب. متعصب در مذهب و عقیدت خویش. ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مذاهب. [ م َ هَِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَذْهَب. رجوع به مذهب شود : در این که گفتم معما و تأویل نیست به هیچ مذهب از مذاهب که استعمال رخصت می کند. ( تاریخ بی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مذال. [ م ِ ] ( ع مص ) مَذَل. مذالة. ( متن اللغة ) . رجوع به مَذَل شود. || مَذل. مَذَل. ( متن اللغة ) . رجوع به مَذَل شود. مذال. [ م ُ ] ( ع ص ) دام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مذاب. [ م َ ] ( ع ص ) ( از �ذ و ب � ) گداخته. آب شده. مایعگشته. ( ناظم الاطباء ) . رجوع به مُذاب شود. مذاب. [ م ُ ] ( ع ص ) ( از �ذوب � ) گداخته. ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مذاق. [ م َ ] ( ع اِ ) چشیدن گاه. محل قوت ذائقه که کام و زبان است. ( غیاث اللغات ) . ذائقه. کام دهان. آلت حس ذائقه : ابای شعر مرا نیز چاشنی مطلب که د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مذاکرات. [ م ُ ک َ / ک ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مذاکره ، به معنی گفتگوها. رجوع به مذاکره شود : من بنده را بر مجالست و دیدار و مذاکرات و گفتار ایشان الفی تازه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موعود. [ م َ ] ( ع ص ) وعده کرده شده. ( غیاث ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . وعده کرده شده و وعده داده و از پیش خبر داده شده. || تقدیرشده. ( ناظم ال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مذاکرت. [ م ُ ک َ / ک ِ رَ ] ( از ع اِمص ) مذاکره. ( ناظم الاطباء ) . مذاکرة. رجوع به مذاکره شود. مذاکرة. [ م ُ ک َ رَ ] ( ع مص ) گفتگو و مکالمه کرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

موعود. [ م َ ] ( ع ص ) وعده کرده شده. ( غیاث ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . وعده کرده شده و وعده داده و از پیش خبر داده شده. || تقدیرشده. ( ناظم ال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تأنیق. [ ت َءْ ] ( ع مص ) در شگفت آوردن. ( منتهی الارب ) ) ( ناظم الاطباء ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تأنیب. [ ت َءْ ] ( ع مص ) سرزنش کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . ملامت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تأنیف. [ ت َءْ ] ( ع مص ) کناره چیزی تیز کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از تاج العروس ) ( آنندراج ) . تیز کردن پیکان را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فایده. [ ی ِ دَ / دِ ] ( از ع ، اِ ) فائدة. سود. بهره. نتیجه : این قصه هرچند دراز است در او فایده هاست. ( تاریخ بیهقی ) . گرچه موش از آسیا بسیار دار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مصرف. [م َ رِ ] ( ع اِ ) محل بازگشت. ( ناظم الاطباء ) . جای بازگشت. ( منتهی الارب ) . معدل. ( یادداشت مؤلف ) . || جای گریز. ( ترجمان القرآن جرجانی ص ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استعمال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بکار داشتن. کارکرد جستن. ( منتهی الارب ) . بر کار داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) . بگماشتن : قال اُبَی لعمربن الخطاب : ما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعایی که مطرح شده نمونه ای از جعل زبانی بدون پشتوانه ی علمی یا تاریخی است، و در ادامه با بررسی ریشه شناسی ( اتیمولوژی ) دقیق، با استناد به منابع معت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعاها که درباره ریشه و معنی واژگان فارسی و ترکی به شکل غیرعلمی و جعلی مطرح می شود، متأسفانه بسیار رایج است و باید با استناد به منابع معتبر زبان شناس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادعای مطرح شده درباره ی واژه ی �چاقو� پاسخ داده می شود و تحریف و نادرستی ریشه یابی جعلی آن با تکیه بر منابع معتبر زبان شناسی بررسی می گردد. - - - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

3. ساختار واژه ی �چاقو� با واژه های ترکی ناسازگار است ادعای �بیچ قو = بیچاقو� از لحاظ ساخت واژه غلط است چون: در ترکی، برای مشتق سازی اسم از فعل، پس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیلاب. [ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) سیل. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . توجبه. لاخیز. جریان روانی تند و سریع آب. ( ناظم الاطباء ) : رهایی خواهی از سیلاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ادعاهایی نیاز به دقت زبان شناختی و بررسی تاریخی با استناد به منابع علمی دارد. ادعای بالا ترکیبی از جعل، سفسطه و ناآگاهی از اصول زبان شناسی تاریخی است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادعایی که مطرح شده، یک نمونه از جعل ریشه شناسی و تحریف تاریخی زبان هاست که با هیچ منبع علمی زبان شناسی پذیرفته شده ای همخوانی ندارد. در این جا، با اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادعایی که مطرح کرده اید، نمونه ای روشن از تحریف زبان شناسی تاریخی است و از لحاظ علمی، با واقعیت های تطبیقی زبان شناسی هندواروپایی و ترکی سازگار نیست. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نمونه ای از مغالطه های رایج در فضای مجازی درباره ی �ترکی بودنِ� واژگان فارسی است که با استدلال های ضعیف، بدون روش علمی زبان شناسی، و صرفاً با بازی با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی اترک ( که امروزه به صورت نام رودخانه ای در شمال شرق ایران به کار می رود ) واژه ای بسیار مهم از لحاظ تاریخی، جغرافیایی و زبانی است. در این پاسخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ این ادعای نادرست را می دهم - - - ❌ ادعا: > �گر ایدون� ترکی است و به معنای �می دیدی� است. - - - ✅ پاسخ علمی و مستند: عبارت �گر اید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعایی یک نمونه ی کلاسیک از تحریفات زبانی و هویتی است که بدون سند علمی و با نیت جعل تاریخی و زبان شناسی مطرح می شود. در ادامه، هم به شکل علمی با مناب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادعاهای نادرست را بررسی و نقد کنیم. در این بررسی از منابع علمی زبان شناسی، واژه نامه های تخصصی، متون کلاسیک و پژوهش های تطبیقی بهره می گیریم. - - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتراب. [ اَ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ ترب. همزادان. همسالان. اَسنان. هم سنان. هم عمران. || همسران. اَمثال. اقران. دوستان : با طراوت جوانی و مقتبل شباب در اق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اتراق. [ اُ ت ُ / اُ ] ( ترکی ، اِ ) توقف چندروزه در سفری بجائی. - اتراق کردن ؛ نشستن در منزلی چند روزی. موقتاً در منزلی اقامت گزیدن. منبع. لغت ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیلان. ( فرانسوی ، اِ ) در اصطلاح بانکی به معنای ترازنامه است. ( از یادداشت مؤلف ) ( از لغات فرهنگستان ) . توازن. ( یادداشت مؤلف ) . موازنه دخل و خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادور. [ اَ وُ ] ( ع اِ ) اَدْؤُر. ج ِ دار. ادور. [ اَ وَ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از دور. ادور. [ اَ ] ( اِخ ) شطی بفرانسه که از تورمالِه ، کانتن ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیالی. [ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ لیل. او هو جمع لیلاة و هی اصل اللیل. ( منتهی الارب ) . شبها : تا به چشم شه نماید خوب روی روزگار از لیالی بر رخ ایام زلف و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایام. ( ع مص ) دود کردن زنبورخانه را تا عسل چینند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . دود کردن زنبورخانه را تا انگبین چینند. ( ناظم الاطباء ) . اَوَم. ( م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلام. [ ک َ ] ( ع اِ ) سخن یا سخن با فایده ای که بنفسه کفایت کند. اسم جنس است و بر قلیل و کثیر واقع شود. و درتعریف آن گفته اند که ، صفتی که جاندار بت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣

لفظ. [ ل َ ] ( ع اِ ) سخن. ج ، الفاظ. ( منتهی الارب ) . زبان. لغت. جرجانی گوید: ما یتلفظ به الانسان او فی حکمه ، مهملاً کان او مستعملاً. ( تعریفات ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کفالت. [ ک ِ ل َ ] ( ع اِمص ) کفالة. پذرفتاری و تعهد و ذمه داری. ( ناظم الاطباء ) . پایندانی. ( مجمل اللغة ) ( زمخشری ) ( مهذب الاسماء ) ( فرهنگ فارس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وصایت. [ وَ / وِ ی َ ] ( ع اِ ) وصایة. پند و اندرز و نصیحت. || فرموده و فرمان و وصیت. ( ناظم الاطباء ) : در اثنای وصایت پسر خویش مهدی را میگفت. ( کلی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وکالت. [ وَ / وِ ل َ ] ( ع اِمص ) وکالة. || نیابت. خلافت. جانشینی. - وکالت دیوان ( اعلی ) ؛ مقامی عالی در عهد صفویه که مرادف نیابت سلطنت بود. ( فره ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اقلیم. [ اِ ] ( معرب ، اِ ) هفت یک ربع مسکون. ( منتهی الارب ) . کشور و مملکت و ولایت. ( ناظم الاطباء ) . کشور. ( مهذب الاسماء ) . هفت یک بهره ربع مسک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ولایت. [ وَ / وِ ی َ ] ( ع اِ ) ولایة. ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به ولایة شود. || حکومت و امارت سلطان. ( غیاث اللغات ) . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منزلت. [ م َ زِ ل َ ] ( ع اِ ) منزلة. مرتبت و مقام و رتبه و حرمت و احترام. ( ناظم الاطباء ) . پایگاه. جایگاه. مکانت. مرتبت. قدر. ارج. شأن. اعتبار. خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رتبه. [ رُ ب َ / ب ِ ] ( از ع ، اِ ) رتبت. رتبة. پایه. ( منتهی الارب ) . پایه. مرتبه. ( صراح اللغة ) . قدر و منزلت و جاه. ( از شعوری ج 2 ورق 26 ) . د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعزیر. [ ت َ ] ( ع مص ) نکوهیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . ملامت کردن. ( از اقرب الموارد ) : گر خود همه بیداد کند هیچ مگویید تعزیر دلارام به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مبنا. [ م َ ] ( ع اِ ) بنا و عمارت. ( ناظم الاطباء ) . || بنیان و اساس. ( ناظم الاطباء ) . ابتداء. اول. پایه. ج ، مبانی. ( یادداشت دهخدا ) . فرهنگستا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( مآخذ ) مآخذ. [ م َ خ ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَأخَذ. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) . و رجوع به مأخذ شود. || دامها. ( از اقرب الموارد ) . - مآخذالط ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجتهد. [ م ُ ت َ هَِ ] ( ع ص ) جهد کننده و اجتهاد کننده. ( غیاث ) . کوشش نماینده و اجتهاد کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) . کوشش نماینده وسخت ک ...