پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٤٤٦)

بازدید
٣,٦٢٨
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعراف. [ اَ ] ( ع اِ ) نوعی از خرمابنان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . نوعی است از درختان خرما. ( آنندراج ) . بصیغه جمع، قسمی از درخت خرماست. ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( ممیرة ) ممیرة. [ م ُ م َ رِ / م َ م َ رَ ] ( ع اِ ) جغد. بوم. ( از دزی ج 2 ص 616 ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

واژه �قو� در زبان فارسی به پرنده ای از خانواده مرغابیان اطلاق می شود - - - ۱. مسیر واجی �vahu - → قو� ۱. وضعیت اولیه: اوستایی vahu - به معنای � ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قرا. [ ق َ ] ( ترکی ، ص ) قره. سیاه. قرا. [ ق َ ] ( ع اِ ) پشت. ( ناظم الاطباء ) . ظَهر. ( بحر الجواهر ) . || قسمی از کدو. ( ناظم الاطباء ) . قرع ال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقد. [ ن َ ] ( ع ص ، اِ ) آن چه در حال داده شود. خلاف نسیه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . مال حاضر. ( دهار ) . پول حاضر و آماده. پیش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجد. [ م َ ] ( ع مص ) به بزرگواری غلبه کردن. ( المصادر زوزنی ) . کسی را غلبه کردن به شرف. ( تاج المصادر بیهقی ) . چیره شدن بر کسی در مجد و بزرگی. ( آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تحسین. [ ت َ ] ( ع مص ) نیکو کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) . آراستن و نیکو کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه ی �خیر� در منابع اوستایی هم حضور دارد و ریشه ی آن به مفاهیم نیکی، خوبی و درستکاری مرتبط است. در اوستا، واژه ای مشابه �خیر� با صورت haθra - / hax ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحقق. [ ت َ ح َق ْ ق ُ ] ( ع مص ) درست شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) . صحیح و درست شدن خبر. ( منت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افاده. [ اِ دَ / دِ ] ( از ع ، اِمص ) در تداول عامیانه ، کبر. برتنی. خودفروشی. تکبر. فیس. نخوت. عجب. ( یادداشت بخط مؤلف ) . مأخوذ از تازی ، اظهار ف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

( آتم ) آتم. [ ت ُ ] ( فرانسوی ، اِ ) اَتُم. رجوع به جزء لایتجزی شود. اتم. [ اَ ت َم م ] ( ع ن تف ) تمامتر. کامل تر. - بوجه اتم ؛ بوجه اکمل. اتم. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

امتتاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) سود بردن از چیزی. برخورداری یافتن زمانی دراز. ( از اقرب الموارد ) . تمتع. استمتاع. متمتع شدن : زاد رحلت بر راحله روز و شب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

امتتاخ. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) از جای برکندن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . در اقرب الموارد به این معنی اِمتاخ یا امتیاخ آمده. رجوع به امتاخ و امتی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

امتتاح. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) برکشیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . کندن چیزی از بیخ. ( از اقرب الموارد ) . کندن چیزی را. ( از متن اللغة ) . || ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مستقر. [ م ُ ت َ ق ِرر ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استقرار. قرارگیرنده و ساکن و متمکن و ثابت شونده در جایی. ( از اقرب الموارد ) . رجوع به استقرار شود. مس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشبک. [ م ُ ش َب ْ ب َ ] ( ع ص ) هرچیز درهم آمده و درهم آمیخته شده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . و رجوع به تشبیک شود. || ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رحل. [ رَ ] ( ع مص ) ترک کردن شهری را. ( از اقرب الموارد ) . کوچ کردن. ( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از صراح اللغة ) ( غیاث اللغات ) ( آنندرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخ. [ م َ ] ( اِ ) آتش را گویند و به عربی نار خوانند. ( برهان ) . آتش را گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) . آتش. ( فرهنگ رشیدی ) . آتش و نار. ( ناظم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه �مخ� در عربی معانی متعددی دارد، از معنای تحت اللفظی گرفته تا مجازی، و در زمینه های مختلف استفاده می شود. معانی جزئی: 1. ماخ ( عقل ) : به بخش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

می خواهید درباره ی واژه ی �مخا� در عربی توضیح بدهم، درست است؟ قبل از ارائه توضیح، لازم است مشخص کنم که واژه ی �مخا� در منابع عربی کلاسیک ممکن است کمت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیایید قدم به قدم و با مستندات علمی به این ادعاها پاسخ بدهیم. ادعاهایی که مطرح کرده اند ترکیبی از تحریف تاریخی و زبانی است، و ما می توانیم آنها را با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٥

موضوعی که گفته شده ترکیبی از تحریف تاریخی عربی سازی اشتباه زبانی است. اجازه دهید مرحله به مرحله با منابع معتبر روشن کنیم: - - - ۱. �شاور� در فار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این دست نوشته ها معمولاً ترکیبی از تحریف تاریخی و بی اطلاعی زبانی است. بیایید قدم به قدم و با منابع معتبر بررسی کنیم: - - - ۱. دری و فارسی: تفاو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

این متن پر از تحریف و جعل ریشه شناسی است. بیایید مرحله به مرحله و با منابع معتبر بررسی کنیم: - - - ۱. واژهٔ �بهروز� و �فیروز� بهروز از دو جزء ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این متن پر از تحریف و جعل ریشه شناسی است. بیایید مرحله به مرحله و با منابع معتبر بررسی کنیم: - - - ۱. واژهٔ �بهروز� و �فیروز� بهروز از دو جزء ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ترکیبی از تحریف، خلط واژگانی و بی اطلاعی از روند تاریخی واژه سازی در زبان فارسی و عربی است. بیایید مرحله به مرحله بررسی کنیم و با منابع معتبر رد کنیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

در واقع یک تحریف عامدانه است و هیچ پشتوانه علمی در زبان شناسی تاریخی ندارد. اجازه بدهید قدم به قدم بررسی کنیم و با منابع معتبر پاسخ بدهیم: - - - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من مرحله به مرحله با منابع معتبر زبان شناسی و ریشه شناسی توضیح می دهم تا جعلیات روشن شود. - - - ۱. واژه ی �چادر� در منابع فارسی در لغت نامه ده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ادعای جعلی: �کلید کلمه ای ترکی است و در اصل به صورت کیریت بوده، منبع: دیوان الغات ترک�. ما می توانیم این ادعا را از چند زاویه بررسی کنیم: ریشه شناس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ �یزید� در اصل عربی نیست، بلکه از ریشه های ایرانی/اوستایی وارد زبان عربی شده است. ریشه شناسی ایرانی در زبان اوستایی، واژهٔ �یَزَتَ� ( yazata ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه یابی واژه �آنا / ānā ( آمدن ) � منطقی به نظر می رسد. این جا یک نسخهٔ کوتاهِ مرتب شده از همان گزاره به همراه منابع معتبر و قابل استناد: خلاصهٔ ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه �آنام / انام� را از چند منبع قدیمی مثل لغت نامه دهخدا و فرهنگ معین آوردید. من برایتان منابع معتبرتر و دقیق تر را ردیف می کنم تا یک تصویر کامل از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه تمس از ریشه ی واژه ی تمر که ریشه ی سانسکریت اوستایی هست واژه ی �تَمَر / تِمَر / تَمَس� در متون لغوی فارسی و منابع هند و ایرانی به معنای �تاریک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه ی �تَمَر / تِمَر / تَمَس� در متون لغوی فارسی و منابع هند و ایرانی به معنای �تاریکی، ظلمت� آمده است. در این باره چند منبع معتبر ( لغوی و زبان شنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پسوند � - وان� در زبان های ایرانی باستان، به ویژه در اوستایی و فارسی میانه، کاربردهای معنایی و ساختاری متنوعی داشته است. در ادامه، به بررسی این کاربر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درباره ی واژه ی �لق / لیق� در فارسی و ریشه شناسی آن است. بیایید آن را دقیق تر و منسجم مرور کنیم: 1. واژه �لق� یا �لغ� در فارسی کلاسیک: معنای اصلی: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبق منابع ریشه شناسی و جغرافیایی، واژه �لیوان� از نام ده �لیقوان� در نزدیکی تبریز گرفته شده است. توضیح دقیق تر به این صورت است: 1. نام جغرافیایی: لی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با توجه به منابعی که ارائه کرده اید و بررسی های ریشه شناسی، می توان تحلیل زیر را ارائه کرد: - - - واژه �لیقوان� جغرافیا و نام گذاری: لیقوان نا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعاهای جعلی دربارهٔ واژهٔ �ابلق� است و توضیح روشن ریشه شناسی آن با استناد به منابع معتبر. بیایید مرحله به مرحله و با دقت به این موضوع بپردازیم. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٤

قدم به قدم بررسی کنیم و با منابع معتبر زبان شناسی و تاریخی جواب این نوع �ریشه سازی های جعلی� رو بدهیم. - - - ۱. واژه ی ستارا ( ستاره ) ستاره ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

ریشه شناسی واژه �چادر� هست. من براتون مستند و دقیق توضیح می دم تا بدون تحریف روشن بشه. - - - ۱. ادعای پان ترکی ها می گویند واژه �چادر� ترکی اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١١

خاستگاه واژه ی �قاشق� کاملاً ایرانی و مرتبط با پهلوی میانه است، نه ترکی. برای شفافیت، می توان آن را به شکل زیر دسته بندی کرد: - - - ۱. خاستگاه و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

حفظ. [ ح ِ ] ( ع مص ) نگاه داشتن. نگه داشتن. نگاهداشت. نگهداری. نگهداشت. گوش داشتن. حیاطة. وقایة. حراست. صیانت. محافظت ، حرس. بقو. بقاوت. نگاهداری کر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

( زنحفة ) زنحفة. [ زَ / زُ ح َ ف َ ] ( ع اِ ) از اسماء دواهی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

زنح. [ زَ ] ( ع مص ) ستودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . || راندن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زناد. [ زِ ] ( ع اِ ) ج ِ زند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) : و اجتباه من بین الامة التی یذکو زنادها. ( تاریخ بیهقی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زناد. [ زِ ] ( ع اِ ) ج ِ زند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) : و اجتباه من بین الامة التی یذکو زنادها. ( تاریخ بیهقی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعای �چاشنی = وام گرفته از چاشلیک ترکی� از نظر زبان شناسی و تاریخ زبان جعلی و نادرست است. بیایید با منابع معتبر بررسی کنیم: - - - ۱. کاربرد �چا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقدور. [ م َ ] ( ع ص ) تقدیرشده و مقدر. ( ناظم الاطباء ) . امر محتوم. ج ، مقادیر. ( از اقرب الموارد ) . آنچه اراده خدا بر انجام یافتن آن تعلق گرفته. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقدام. [ م ِ ] ( ع ص ) فراپیش شونده. ج ، مقادیم. ( مهذب الاسماء ) . نیک مبارز و بسیار پیش درآینده و دلاور. مِقدامَة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( نا ...