پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٢٤١)

بازدید
٢,٨٨٠
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واکن. [ ک ِ ] ( ع ص ) نشسته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . جالس. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) . || پرنده نشسته بردیوار یا چوب ی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عملی. [ ع َ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به عمل. رجوع به عمل شود. آنچه که به مرحله عمل درمی آید. ( فرهنگ فارسی معین ) . || آنچه که بعمل وابسته باشد، مقابل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( معمولاً ) معمولاً. [ م َ لَن ْ ] ( ع ق ) برحسب معمول. عادةً. بنا به عادت. برحسب تداول. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی. [ ن َ / نُو ] ( ص نسبی ) منسوب به نوع. مقررشده برای نوع. ( ناظم الاطباء ) . مربوط به نوع : صورت نوعی. حرکت نوعی. ( فرهنگ فارسی معین ) : من ِ نو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( نوعاً ) نوعاً. [ ن َ عَن ْ ] ( ع ق ) کلیةً. به طورکلی. عموماً. بیشتر اوقات. به طور معمول. ( ناظم الاطباء ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوع. [ ن َ / نُو ] ( از ع ، اِ ) گونه. قسم. ( غیاث اللغات ) . صنف. لون. ( منتهی الارب ) . جور : هر روز نوع دیگر می گفت. ( تاریخ بیهقی ص 363 ) . از ای ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این ادعاهای جعلی درباره واژهٔ �سنجاب� و منشأ آن را مرحله به مرحله نقد علمی کنیم و با منابع معتبر تطبیق دهیم: - - - ۱. ریشهٔ واژه �سنجاب� در مناب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعا را دقیق و مستند بررسی کنیم. که برخی منابع مدعی اند واژه ی �اردک� از ترکی است، اما شواهد زبانی و تاریخی نشان می دهد این ادعا نادرست است. تحلیل دق ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسکون. [ م َ ] ( ع ص ) آرمیده. ( آنندراج ) . آرام کرده شده و تسلی داده شده. ( ناظم الاطباء ) . آرام گرفته. - مسکون شدن ؛ آرام کرده شدن. خشنودکرده ش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محیل. [ م ُ ] ( ع ص ) حیله گر. ( آنندراج ) . چاره گر. حیله ور. مکار. افسونگر. گربز. فریب کار. بافند و فعل. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : الکسندرخان که مر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محیر. [ م ُ ح َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) که سرگشته کند. سرگشته کننده. ( آنندراج ) . حیران کننده. || ( اِ ) نام پرده موسیقی موافق تودی هند و بعضی گویندکه پرده ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محابات. [ م ُ ] ( ع مص ) محابا. محاباة. رجوع به محابا و محاباة شود. - محابات کردن ؛ ترسیدن. - || کوتاهی و سهل انگاری کردن. فروگذاشتن : اگر محابات ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محابا. [ م ُ ] ( از ع ، اِمص ) محاباة. حباء. رجوع به محاباة شود. در اصل محاباة است که فارسیان به حذف تاء استعمال کنند. ( آنندراج ) . در زبان فارسی مح ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سطوت. [ س َطْ وَ ] ( ع مص ) حمله بردن. ( غیاث ) ( آنندراج ) . سطوة : خجسته روزاکاندر نبرد سطوت تو به آب تیغ بیفروخت آذر و خرداد. مسعودسعد. || حشمت. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابهت. [ اُب ْ ب َ هََ ] ( ع اِ ) بزرگی. ( وطواط ) . بزرگواری. ( دستوراللغة ) . شکوه. ( مهذب الاسماء ) ( خلاص نطنزی ) . عظمت : امیر مسعود پس از خلعت ع ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحدث. [ م ُ ت َ دِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحداث. چیز نو پیدا کننده. ( غیاث ) ( آنندراج ) . از نو پیدا کننده. ( ناظم الاطباء ) . نو و جدید یا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحث. [ م ُ ت َ ح ِث ث ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحثاث. برانگیزنده. ( غیاث ) ( اقرب الموارد ) . برانگیزاننده. تشویق کننده. رجوع به استحثاث شود. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحسن. [ م ُ ت َ س ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحسان. نیکوشمرنده. ( اقرب الموارد ) . نیک پندارنده. ( غیاث ) ( آنندراج ) . رجوع به استحسان شود. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحضر. [ م ُ ت َ ض ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحضار. دواننده. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) . || بخود بازآینده. ( آنندراج ) . رجوع به استحضار شو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحفظ. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحفاظ. رجوع به استحفاظ شود. || یادگیرنده. ( منتهی الارب ) . || حفاظت و نگهداری خواهنده چیزی را. ( ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحق. [ م ُ ت َ ح ِق ق ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استحقاق. رجوع به استحقاق شود. سزاوارشونده. ( آنندراج ) . مستوجب. ( اقرب الموارد ) . سزاوار. لایق. شایس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

مستحیل. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحالة. مملو و ملآن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . || سخن که روی وی گردانیده باشند، یاسخن که سر و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحبات. [ م ُ ت َ ح َب ْ با ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ مستحبة. مقابل مکروهات و واجبات. کارهای پسندیده. کارهایی که فعل آنها بهتر از ترکشان باشد. رجوع به مستح ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحب. [ م ُ ت َ ح ِب ب ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحباب. دوست دارنده و مهربان ودارای محبت. ( ناظم الاطباء ) . رجوع به استحباب شود. مستحب. [ م ُ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحکم. [ م ُ ت َ ک ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استحکام. استوارگردنده. ( آنندراج ) . استحکام دارنده. بازل. استوار. محکم. متقن. سخت. متین. وزین. پایدار. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
-١٥

با یک بازی سطحیِ کلمات، واژهٔ �فیل/پیل� را عربی معرفی کند و آن را به �طویل� و دیگر مشتقات عربی ربط دهد. این دقیقاً همان شیوهٔ شبه علمی و عوام فریبانه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاجی. ( از ع ، ص ، اِ ) حاج. حنیف. ( منتهی الارب ) . آنکه فریضه حج گذاشته بود : لاجرم روی بزرگان همه سوی در اوست حاجیند ایشان گوئی و درِ خواجه حَرم. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حشمت. [ ح َ ش َ م َ ] ( ع اِ ) حَشَمَة. حشم. حشمه مرد؛ چاکران مرد و کسان وی از اهل و همسایگان که بجهت وی غضب کنند. خدمتکاران. تابعین. تبعه. حشمت. [ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاج. ( اِخ ) ( ایل. . . . ) نام یکی از ایلهای کرمانشاهان است و حسین خان زنگنه حاج از این ایل بود و پس از قتل نادر که هر کس ، در هر گوشه ای سر بطغیان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

تسبیح. [ ت َ ] ( ع مص ) خدای را به پاکی یاد کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) . به پاکی یاد کردن و صفت کردن خدای را. ( ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اکارس. [ اَ رِ ] ( اِ ) قسمی از سماروغ و قارچ که در جای نمناک و متعفن مانند زیر خمره شراب و جایی که پهن و سرگین ریخته باشند روید. ( ناظم الاطباء ) ( ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسع. [ ت َ ] ( ع مص ) نه بکردن. ( تاج المصادر بیهقی ) . نه گردانیدن ایشان را به اینکه خود نهم ایشان گردد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . با خود، ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسحح. [ ت َس َح ْ ح ُ ] ( ع مص ) روان شدن آب از بالا. تسحسح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . روان شدن آب و جز آن. ( از متن اللغة ) . روان شدن آب و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتساع. [ اِ ] ( ع مص ) نُه شدن. ( تاج المصادر ) . نُه تن شدن. || خداوند شترانی شدن که نه روز یک بار به آب شوند. || نهم به آب آمدن اشتر. ( تاج المصادر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عواری. [ ع َ / ع َ ری ی ] ( ع اِ ) ج ِ عاریة [ ی َ / ری ی َ ]. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) . رجوع به عاریة شود. عواری. [ ع ُوْ وا را ] ( ع اِ ) ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عَ یِّ ) [ ع . ] ( ص مر. ) آب دیده ، کثیف یا مچاله ( کالا ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عوار. [ ع ِ / ع َ /ع ُ ] ( ع اِ ) دریدگی و کفتگی جامه. ( منتهی الارب ) ( ازناظم الاطباء ) . شکاف و پارگی در لباس و پیراهن. ( از اقرب الموارد ) . || ع ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عوارف. [ ع َ رِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ عارفة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به عارفة شود. || شناسندگان. || صابران. || احسان و نیکویی کنندگان. | ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عوارضات. [ ع َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ عوارض است بصورت غیرفصیح. ( از فرهنگ فارسی معین ) . رجوع به عوارض شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عوارم. [ ع ُ رِ / ع َ رِ ] ( اِخ ) آبی است و پشته ای است. ( از منتهی الارب ) . تپه و آبی است ازبرای بنی جعفر. و گویند کوهی است ازبرای بنی ابی بکربن ک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عوارضی. [ ع َ رِ ] ( ص نسبی ، اِ مرکب ) منسوب به عوارض. آنچه بعنوان عوارض گرفته شود. رجوع به عوارض شود. || محل وصول و اخذ عوارض. رجوع به عوارض شود. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عوارض. [ ع َ رِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ عارضة. ( از منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به عارضة شود. || اتفاقات و حادثه ها و حوادث. ( ن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

جمع. [ ج َ ] ( ع اِ ) رستاخیز. قیامت. ( منتهی الارب ) . - یوم الجمع ؛ روز قیامت. ( از اقرب الموارد ) . - یوم ُ جمع ؛ روز عرفه. ( از اقرب الموارد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خالد. [ ل ِ ] ( ع ص ) جاودان. جاودانه. ( مهذب الاسماء ) . همیشه و جاودان. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . پاینده. برجای. ج ، خالدین ، خالدون. خالد. [ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

مغشوش. [ م َ ] ( ع ص ) ناسره غیرخالص. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . ناسره و قلب. غیرخالص و آمیخته. ( از ناظم الاطباء ) . غیرخالص و گویند: لبن مغشوش ؛ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسما. [ اَ ] ( از ع ، اِ ) مخفف اسماء عربی : و گر گویی که در معنی نیند اضداد یکدیگر تفاوت از چسان باشد میان صورت و اسما؟ ناصرخسرو. ناموخت خدای ما مر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( استطاعة ) استطاعة. [ اِ ت ِ ع َ ] ( ع مص ) استطاعت. توانستن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ) . قدرت. ( غیاث ) . وسع. وسعت. سِعه. تمکن. امکان. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اضافة ) اضافة. [ اِ ف َ ] ( ع مص ) اضافه. اضافت. گریختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) . || ترسیدن و پرهیز ...