پیشنهادهای محمود اقبالی (٤,٢٤١)
شرکاء. [ ش ُ رَ ] ( ع اِ ) شرکا. ج ِ شَریک. ( ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص 61 ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ...
نظمیه. [ ن َ می ی َ / ی ِ ] ( از ع ، اِ ) سابقاً به اداره شهربانی گفته می شد و فرهنگستان کلمه شهربانی را به جای آن وضع کرد. رجوع به شهربانی شود. من ...
نظم. [ ن َ ] ( ع اِ ) شعر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . کلام موزون. مقابل نثر. ( المنجد ) ( از غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ) . ...
ایلات. ( ع مص ) کم کردن حق. ( منتهی الارب ) . ایلات. ( اِ ) ج ِ ایل. عنوان مجموع عشایر و قبایل مختلف و مجزا که بطور مستقل و یا لااقل اسماً تابع حکوم ...
طباخ. [ طَ ] ( ع اِمص ) استواری. || توانائی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . قوت. ( مهذب الاسماء ) || فربهی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ...
مدرج. [ م َ رَ ] ( ع اِ ) جای رفتن و گذشتن. ( منتهی الارب ) . راه. ( منتهی الارب ) . طریق. ( از اقرب الموارد ) . || مدرج النمل ؛ مَدَب . راه مورچه. و ...
( مدرجة ) مدرجة. [م َ رَ ج َ ] ( ع اِ ) راه و جای رفتن. ( دستورالاخوان ) . جای رفتن و گذشتن. ( منتهی الارب ) . مَدرَج. دَرَج. مذهب. مسلک. ( متن اللغة ...
پلاتین. [ پْلا / پ ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) زر سفید. طلای سفید. رجوع به پلاطین شود. منبع. لغت نامه دهخدا
اختصاص. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خاص کردن به. تخصیص. خاص گردانیدن بچیزی. ویژه کردن به. انفراد. اغتزاز : و اختصه بالطرایق الرضیة. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 29 ...
مضمون. [ م َ ] ( ع ص ) مال مضمون ؛ مال ضمانت شده و پذیرفتار گشته. ( ناظم الاطباء ) : تا لوح آسمان چک ارزاق خلق شد تو خلق رابه مردی مضمون آن چکی. سوز ...
متفکر. [ م ُ ت َ ف َک ْ ک ِ ] ( ع ص ) اندیشنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . اندیشه کننده و فکرکننده و تأمل کننده و باتدبیر ...
معظم. [ م ُ ظَ ] ( ع ص ، اِ ) بزرگ. کلان. عمده. ( ناظم الاطباء ) . بزرگ داشته. بزرگ. عظیم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : و شعرا هرچه یافته اند از ص ...
رواق. [ رِ / رُ ] ( ع اِ ) خانه ای که به خرگاه ماند و یا سایبان. ( منتهی الارب ) . خانه شبیه فسطاط . ( از اقرب الموارد ) . سقف مقدم خانه. ( مهذب الاس ...
حق. [ ح َق ق ] ( ع مص ) راست کردن سخن. || درست کردن وعده. ( کشاف اصطلاحات الفنون ) . || درست کردن و درست دانستن. یقین نمودن. ( منتهی الارب ) . || ثاب ...
ذکر. [ ذَ ک َ ] ( ع ص ) نر. فحل. مرد. نرینه. صاحب برهان گوید: به لغت زند و پازند نیز ذکر به معنی نر باشد: الظلیم ، ذکر النعام ، ظلیم شترمرغ نرینه است ...
احوال. [ اَح ْ ] ( ع اِ ) ج ِ حَول و حال و حویل. احوال. [ اِح ْ ] ( ع اِ ) ج ِ حال. چیزها که آدمی بر آن است. حالات. اوضاع. حالات و کیفیات مزاج بیمار ...
سبحل. [ س ِ ب َ ] ( ع اِ ) سوسمار. ( منتهی الارب ) . سوسمار ضخیم. ( از اقرب الموارد ) . || ( ص ، اِ ) شتر بزرگ. || خیک ضخیم. ( منتهی الارب ) ( از اقر ...
سبحلل. [ س َ ب َل َ ] ( ع اِ ) دختر. ( منتهی الارب ) . سِبَحْل. ( اقرب الموارد ) . || خیک ضخیم. ( منتهی الارب ) . سبحل. [ س ِ ب َ ]. ( اقرب الموارد ) ...
( سبحلة ) سبحلة. [ س َ ح َ ل َ ] ( ع مص ) سبحان اﷲ گفتن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . منبع. لغت نامه دهخدا
معتدله. [ م ُ ت َ دِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث معتدل. رجوع به معتدل شود. - منطقه معتدله ؛ ناحیه ای از کره زمین که آب و هوایی متوسط ( نه گرم و نه سرد ) دا ...
معتدلات. [ م ُ ت َ دِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ معتدله. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . رجوع به معتدله شود. - ایام معتدلات ؛ روزهای خوش و طیب. ( منتهی الا ...
( منطقة ) منطقة. [ م ِ طَ ق َ ] ( ع اِ ) کمربند و آنچه بدان میان را بندند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . میان بند. ( آنندراج ) . کمربند. مِنطَق ...
مخالف. [ م ُ ل ِ ] ( ع ص ) دشمن. خصم. ( ناظم الاطباء ) . خلاف کننده. ( آنندراج ) : عطات باد چو باران و دل موافق خوید نهیب آتش و جان مخالفان پده باد. ...
ناظر. [ ظِ ] ( ع ص ، اِ ) نظرکننده. ( فرهنگ نظام ) . نگرنده. ( مهذب الاسماء ) . نگرنده. نگاه کننده. ( ناظم الاطباء ) . نگران. که می نگرد. تماشاگر : ت ...
( اِ کُ تِ ) [ ع . ] ( اِ. ) مجموعة جانداران و مح یط طبیعی اعم از برکه ، جنگل و کویر که در آن زیست می کنند. منبع. فرهنگ معین
زبال. [ زِ ] ( ع اِ ) آنچه مورچه برداشته برد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج العروس ) . در نسخ قاموس : ما تحمله النحلة بفمها ...
زبالی. [ زُ ] ( ص نسبی ) نسبت است به یکی از منازل بادیه که زباله اش نامند. ( انساب سمعانی ) . و گاه نیز نسبت است به زبالةبن تمیم برادر عمربن تمیم. اب ...
دان در فارسی با دان عربی فرق داره دوستان انگار هزار بار بگویم کم گفتم خیلی دقیق و مستند بررسی کنیم تا مشخص شود که �دان� فارسی ( = ظرف، جایگاه ) هیچ ...
زمان در فارسی با زمان عربی فرق داره دوستان انگار هزار بار بگویم کم گفتم؟! پایین اشتباه گفتم - - - ۱. ادعای عربی بودن �زمان� ❌ نادرست. واژهٔ زمان ...
بعضی ها واژه ها را بدون بررسی دقیق ریشه شناسی به عنوان �جعلی� یا �ترکی� یا �فارسی� معرفی می کنند. بیایید دقیق و مستند بررسی کنیم: - - - ۱. صورت ...
زمان در فارسی با زمان عربی فرق نداره دوستان انگار هزار بار بگویم کم گفتم. به صورت مستند و با منابع معتبر علمی به این جعلیات پاسخ بدهم. - - - ۱ ...
صدبار بنده گفتم از هوش مصنوعی استفاده نمی کنم ادعای بالا در مورد ریشه ی واژه ی �آش� از نظر زبان شناسی نادرست و فاقد اعتبار است. اجازه بدهید مرحله ب ...
ایشون پدر دیس لاک آبادیس یک آدم کیه توز هستند چنین متونی که واژه های فارسی - اوستایی - سغدی رو به زور و بدون روش علمی به �ترکیب سازی های ساختگی� نسب ...
جمع بندی از منابع معتبر دربارهٔ واژه ی �البته� برایتان می آورم، همراه با نکاتی که شما مطرح کرده اید: - - - 1. ساختار و ریشه شناسی واژه �البته� ...
ادعا ( �کرد = گورده از ترکی� ) رو با استناد به منابع معتبر تاریخی و زبان شناسی بررسی کنم و توضیح بدم چرا این برداشت جعلی و غیرعلمی است: - - - ۱. ...
بسیار عالی، بیایید با دقت و با استناد به منابع معتبر زبان شناسی به این موضوع بپردازیم. - - - ۱. واژهٔ �آشکار� در فارسی میانه ( پهلوی ) صورت ای ...
ادعایی که ( �شام اسبی، شام در تورکی چمن زار و مئشه؛ و آس هم قوم آس که روی هم رفته می شود زمین های سبز قوم آس� ) کاملاً بی پایه و تحریف شده است. اجازه ...
این داعا از جنس همون �جعلیات ضدعلمی� هست که معمولاً در شبکه های اجتماعی منتشر میشه و هیچ ارزش زبان شناسی نداره. برای ردّ این ادعاها باید هم از شواهد ...
چیزی که این فرد نوشته در واقع یک متن پر از طعنه، کنایه و تحریف تاریخی هست که می خواد بعضی مسائل رو به صورت "خیالی و غیرممکن" جلوه بده، در حالی که بخش ...
مرحله به مرحله، با اتکا به منابع معتبر زبان شناسی، این ادعاها رو بررسی کنم. - - - ۱. واژه �نغمه� در فارسی ریشه: طبق لغت نامه دهخدا، فرهنگ معین ...
زبان شناسی تاریخی و واج شناسی مربوط می شود. من سعی می کنم به صورت مستند و با منابع معتبر توضیح بدهم تا جعلیات و برداشت های غلط روشن شوند. - - - ...
در جواب علامه ده" یک مرحله به مرحله و مستند به منابع علمی معتبر، جواب این نوع ادعاها رو بدهم تا معلوم بشه کجا واقعیت هست و کجا تحریف یا خیال پردازی ...
بررسی کنیم، چون بعضی افراد برای تحریف ریشه های زبانی یا جا زدنِ واژه های فارسی به عنوان �ترکی�، به منابع دست چندم یا لغت نامه های غیرتخصصی استناد می ...
ادعاهایی بیشتر بر پایه برداشت های غیرعلمی و تطبیق های سطحی ساخته می شود. بیاییم مرحله به مرحله بررسی کنیم: - - - ۱. ریشهٔ واقعی �دهل� در فارسی ...
این ادعا را علمی بررسی کنیم و با منابع معتبر زبان شناسی پاسخ بدهیم. - - - ۱. بررسی ریشهٔ واژهٔ بیشه در فارسی در لغت نامهٔ دهخدا و فرهنگ معین، ...
ادعا را مرحله به مرحله بررسی می کنم و با استناد به منابع معتبر زبان شناسی ترکی جواب می دهم: - - - 1. ساختار واژه �ساğول / sağ ol� این واژه در ت ...
واژهٔ �خاله� در زبان فارسی به معنای �خواهر مادر� است و در زبان های ایرانی دیگر مانند کردی، لری، بلوچی و گویش های مختلف فارسی نیز کاربرد دارد. ریشه شن ...
واژه �خال� در فارسی و اوستایی ارائه کنیم با اتکا به منابع معتبر. در ادامه تحلیل مرحله به مرحله ارائه می کنم: - - - ۱. واژه �خال� در فارسی معنی ...
واژه ی �عمه� در زبان فارسی به معنی خواهر پدر ( و گاهی به طور عمومی تر به زن بزرگتر فامیل ) است. درباره ریشه ی آن و مستندات، نکات زیر قابل ذکر است: 1 ...
صبی. [ ص ِ با ] ( ع مص ) میل کردن بسوی نادانی جوانی و بازی و کودکی. ( منتهی الارب ) . میل بنادانی و جوانی. ( تاج المصادر بیهقی ) . طفلی و کودکی. ( غی ...