پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٢٤١)

بازدید
٢,٨٨٧
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرکاء. [ ش ُ رَ ] ( ع اِ ) شرکا. ج ِ شَریک. ( ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص 61 ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نظمیه. [ ن َ می ی َ / ی ِ ] ( از ع ، اِ ) سابقاً به اداره شهربانی گفته می شد و فرهنگستان کلمه شهربانی را به جای آن وضع کرد. رجوع به شهربانی شود. من ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

نظم. [ ن َ ] ( ع اِ ) شعر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . کلام موزون. مقابل نثر. ( المنجد ) ( از غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ) . ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایلات. ( ع مص ) کم کردن حق. ( منتهی الارب ) . ایلات. ( اِ ) ج ِ ایل. عنوان مجموع عشایر و قبایل مختلف و مجزا که بطور مستقل و یا لااقل اسماً تابع حکوم ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طباخ. [ طَ ] ( ع اِمص ) استواری. || توانائی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . قوت. ( مهذب الاسماء ) || فربهی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدرج. [ م َ رَ ] ( ع اِ ) جای رفتن و گذشتن. ( منتهی الارب ) . راه. ( منتهی الارب ) . طریق. ( از اقرب الموارد ) . || مدرج النمل ؛ مَدَب . راه مورچه. و ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مدرجة ) مدرجة. [م َ رَ ج َ ] ( ع اِ ) راه و جای رفتن. ( دستورالاخوان ) . جای رفتن و گذشتن. ( منتهی الارب ) . مَدرَج. دَرَج. مذهب. مسلک. ( متن اللغة ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پلاتین. [ پْلا / پ ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) زر سفید. طلای سفید. رجوع به پلاطین شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اختصاص. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خاص کردن به. تخصیص. خاص گردانیدن بچیزی. ویژه کردن به. انفراد. اغتزاز : و اختصه بالطرایق الرضیة. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 29 ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مضمون. [ م َ ] ( ع ص ) مال مضمون ؛ مال ضمانت شده و پذیرفتار گشته. ( ناظم الاطباء ) : تا لوح آسمان چک ارزاق خلق شد تو خلق رابه مردی مضمون آن چکی. سوز ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متفکر. [ م ُ ت َ ف َک ْ ک ِ ] ( ع ص ) اندیشنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . اندیشه کننده و فکرکننده و تأمل کننده و باتدبیر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معظم. [ م ُ ظَ ] ( ع ص ، اِ ) بزرگ. کلان. عمده. ( ناظم الاطباء ) . بزرگ داشته. بزرگ. عظیم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : و شعرا هرچه یافته اند از ص ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رواق. [ رِ / رُ ] ( ع اِ ) خانه ای که به خرگاه ماند و یا سایبان. ( منتهی الارب ) . خانه شبیه فسطاط . ( از اقرب الموارد ) . سقف مقدم خانه. ( مهذب الاس ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

حق. [ ح َق ق ] ( ع مص ) راست کردن سخن. || درست کردن وعده. ( کشاف اصطلاحات الفنون ) . || درست کردن و درست دانستن. یقین نمودن. ( منتهی الارب ) . || ثاب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذکر. [ ذَ ک َ ] ( ع ص ) نر. فحل. مرد. نرینه. صاحب برهان گوید: به لغت زند و پازند نیز ذکر به معنی نر باشد: الظلیم ، ذکر النعام ، ظلیم شترمرغ نرینه است ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احوال. [ اَح ْ ] ( ع اِ ) ج ِ حَول و حال و حویل. احوال. [ اِح ْ ] ( ع اِ ) ج ِ حال. چیزها که آدمی بر آن است. حالات. اوضاع. حالات و کیفیات مزاج بیمار ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبحل. [ س ِ ب َ ] ( ع اِ ) سوسمار. ( منتهی الارب ) . سوسمار ضخیم. ( از اقرب الموارد ) . || ( ص ، اِ ) شتر بزرگ. || خیک ضخیم. ( منتهی الارب ) ( از اقر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبحلل. [ س َ ب َل َ ] ( ع اِ ) دختر. ( منتهی الارب ) . سِبَحْل. ( اقرب الموارد ) . || خیک ضخیم. ( منتهی الارب ) . سبحل. [ س ِ ب َ ]. ( اقرب الموارد ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( سبحلة ) سبحلة. [ س َ ح َ ل َ ] ( ع مص ) سبحان اﷲ گفتن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معتدله. [ م ُ ت َ دِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث معتدل. رجوع به معتدل شود. - منطقه معتدله ؛ ناحیه ای از کره زمین که آب و هوایی متوسط ( نه گرم و نه سرد ) دا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معتدلات. [ م ُ ت َ دِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ معتدله. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . رجوع به معتدله شود. - ایام معتدلات ؛ روزهای خوش و طیب. ( منتهی الا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( منطقة ) منطقة. [ م ِ طَ ق َ ] ( ع اِ ) کمربند و آنچه بدان میان را بندند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . میان بند. ( آنندراج ) . کمربند. مِنطَق ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

مخالف. [ م ُ ل ِ ] ( ع ص ) دشمن. خصم. ( ناظم الاطباء ) . خلاف کننده. ( آنندراج ) : عطات باد چو باران و دل موافق خوید نهیب آتش و جان مخالفان پده باد. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناظر. [ ظِ ] ( ع ص ، اِ ) نظرکننده. ( فرهنگ نظام ) . نگرنده. ( مهذب الاسماء ) . نگرنده. نگاه کننده. ( ناظم الاطباء ) . نگران. که می نگرد. تماشاگر : ت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اِ کُ تِ ) [ ع . ] ( اِ. ) مجموعة جانداران و مح یط طبیعی اعم از برکه ، جنگل و کویر که در آن زیست می کنند. منبع. فرهنگ معین

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبال. [ زِ ] ( ع اِ ) آنچه مورچه برداشته برد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج العروس ) . در نسخ قاموس : ما تحمله النحلة بفمها ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبالی. [ زُ ] ( ص نسبی ) نسبت است به یکی از منازل بادیه که زباله اش نامند. ( انساب سمعانی ) . و گاه نیز نسبت است به زبالةبن تمیم برادر عمربن تمیم. اب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دان در فارسی با دان عربی فرق داره دوستان انگار هزار بار بگویم کم گفتم خیلی دقیق و مستند بررسی کنیم تا مشخص شود که �دان� فارسی ( = ظرف، جایگاه ) هیچ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

زمان در فارسی با زمان عربی فرق داره دوستان انگار هزار بار بگویم کم گفتم؟! پایین اشتباه گفتم - - - ۱. ادعای عربی بودن �زمان� ❌ نادرست. واژهٔ زمان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعضی ها واژه ها را بدون بررسی دقیق ریشه شناسی به عنوان �جعلی� یا �ترکی� یا �فارسی� معرفی می کنند. بیایید دقیق و مستند بررسی کنیم: - - - ۱. صورت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
-١٠

زمان در فارسی با زمان عربی فرق نداره دوستان انگار هزار بار بگویم کم گفتم. به صورت مستند و با منابع معتبر علمی به این جعلیات پاسخ بدهم. - - - ۱ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صدبار بنده گفتم از هوش مصنوعی استفاده نمی کنم ادعای بالا در مورد ریشه ی واژه ی �آش� از نظر زبان شناسی نادرست و فاقد اعتبار است. اجازه بدهید مرحله ب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایشون پدر دیس لاک آبادیس یک آدم کیه توز هستند چنین متونی که واژه های فارسی - اوستایی - سغدی رو به زور و بدون روش علمی به �ترکیب سازی های ساختگی� نسب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جمع بندی از منابع معتبر دربارهٔ واژه ی �البته� برایتان می آورم، همراه با نکاتی که شما مطرح کرده اید: - - - 1. ساختار و ریشه شناسی واژه �البته� ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

ادعا ( �کرد = گورده از ترکی� ) رو با استناد به منابع معتبر تاریخی و زبان شناسی بررسی کنم و توضیح بدم چرا این برداشت جعلی و غیرعلمی است: - - - ۱. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بسیار عالی، بیایید با دقت و با استناد به منابع معتبر زبان شناسی به این موضوع بپردازیم. - - - ۱. واژهٔ �آشکار� در فارسی میانه ( پهلوی ) صورت ای ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعایی که ( �شام اسبی، شام در تورکی چمن زار و مئشه؛ و آس هم قوم آس که روی هم رفته می شود زمین های سبز قوم آس� ) کاملاً بی پایه و تحریف شده است. اجازه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این داعا از جنس همون �جعلیات ضدعلمی� هست که معمولاً در شبکه های اجتماعی منتشر میشه و هیچ ارزش زبان شناسی نداره. برای ردّ این ادعاها باید هم از شواهد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

چیزی که این فرد نوشته در واقع یک متن پر از طعنه، کنایه و تحریف تاریخی هست که می خواد بعضی مسائل رو به صورت "خیالی و غیرممکن" جلوه بده، در حالی که بخش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرحله به مرحله، با اتکا به منابع معتبر زبان شناسی، این ادعاها رو بررسی کنم. - - - ۱. واژه �نغمه� در فارسی ریشه: طبق لغت نامه دهخدا، فرهنگ معین ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبان شناسی تاریخی و واج شناسی مربوط می شود. من سعی می کنم به صورت مستند و با منابع معتبر توضیح بدهم تا جعلیات و برداشت های غلط روشن شوند. - - - ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در جواب علامه ده" یک مرحله به مرحله و مستند به منابع علمی معتبر، جواب این نوع ادعاها رو بدهم تا معلوم بشه کجا واقعیت هست و کجا تحریف یا خیال پردازی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بررسی کنیم، چون بعضی افراد برای تحریف ریشه های زبانی یا جا زدنِ واژه های فارسی به عنوان �ترکی�، به منابع دست چندم یا لغت نامه های غیرتخصصی استناد می ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعاهایی بیشتر بر پایه برداشت های غیرعلمی و تطبیق های سطحی ساخته می شود. بیاییم مرحله به مرحله بررسی کنیم: - - - ۱. ریشهٔ واقعی �دهل� در فارسی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این ادعا را علمی بررسی کنیم و با منابع معتبر زبان شناسی پاسخ بدهیم. - - - ۱. بررسی ریشهٔ واژهٔ بیشه در فارسی در لغت نامهٔ دهخدا و فرهنگ معین، ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعا را مرحله به مرحله بررسی می کنم و با استناد به منابع معتبر زبان شناسی ترکی جواب می دهم: - - - 1. ساختار واژه �ساğول / sağ ol� این واژه در ت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژهٔ �خاله� در زبان فارسی به معنای �خواهر مادر� است و در زبان های ایرانی دیگر مانند کردی، لری، بلوچی و گویش های مختلف فارسی نیز کاربرد دارد. ریشه شن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه �خال� در فارسی و اوستایی ارائه کنیم با اتکا به منابع معتبر. در ادامه تحلیل مرحله به مرحله ارائه می کنم: - - - ۱. واژه �خال� در فارسی معنی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ی �عمه� در زبان فارسی به معنی خواهر پدر ( و گاهی به طور عمومی تر به زن بزرگتر فامیل ) است. درباره ریشه ی آن و مستندات، نکات زیر قابل ذکر است: 1 ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صبی. [ ص ِ با ] ( ع مص ) میل کردن بسوی نادانی جوانی و بازی و کودکی. ( منتهی الارب ) . میل بنادانی و جوانی. ( تاج المصادر بیهقی ) . طفلی و کودکی. ( غی ...