پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٢٤١)

بازدید
٢,٨٨٨
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

صباغ. [ ص ِ ] ( ع اِ ) ج ِ صبغ. نانخورش. ( منتهی الارب ) . صباغ. [ ص ِ ] ( ع اِ ) رنگ. ( منتهی الارب ) . صباغ. [ ص َب ْ با ] ( ع ص ) صیغه ٔمبالغت ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صباحیه. [ ص َ حی ی َ ] ( ع اِ ) رجوع به جزر. . . شود. صباحیه. [ص ُ حی ی َ ] ( ع ص ، اِ ) سنانهای پهن. ( منتهی الارب ) . صباحیه. [ ص ُب ْ با حی ی َ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صباحی. [ ] ( اِخ ) رجوع به حارث بن عیسی. . . شود. صباحی. [ ص ُ حی ی ] ( ع ص ) دم صباحی ؛ خون سخت سرخ. ( منتهی الارب ) . صباحی. [ ص ُ ] ( اِخ ) وی ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

صباحت. [ ص َ ح َ ] ( ع اِمص ) خوب روئی و سفیدی رنگ انسان. ضد ملاحت. ( غیاث اللغات ) . زیبائی. جمال. خوشگلی : در هیچ تاریخ مذکور نیست که کسی را از وزر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلطی. [ خ ِ ل ِ طی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به خلط. ( ناظم الاطباء ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( خلطة ) خلطة. [ خ ِ طَ ] ( ع اِ ) عشرت. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( ازلسان العرب ) . || ( ص ) آمیزنده با مردم. ( منتهی الارب ) . یقال : امرا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عاطس. [ طِ ] ( ع ص ) عطسه دهنده. || آهوئی که پیش آید ترا. || ( اِ ) صبح. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عاطفت. [ طِ ف َ ] ( ع اِمص ) عاطفة. عاطفه. مهربانی. مهر : پادشاه باید خدمتگذاران را از عاطفت و کرامت خویش چندان محروم نگرداند که بیکبارگی برمند و نوم ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عاطر. [ طِ ] ( ع ص ) دوست دارنده عطر. عطردوست. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . ج ، عُطُر. || بوی خوش دهنده. بوی خوش دارنده. ( غیاث ال ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عاطل. [ طِ ] ( ع ص ) بیکاره. بیهوده. تهی. فارغ : آن دیگر که از پیرایه خردی عاطل نبود. ( کلیله و دمنه ) . چون سریر دولت از منصب شاهی خالی و عاطل ماند. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عاطف. [ طِ ] ( ع ص ) مهربانی کننده. || برگرداننده. ( غیاث اللغات ) ( منتهی الارب ) . || آهو که گردن کج کند وقت نشستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . | ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درباره واژه �قاصدک� و ریشه آن ارائه کنم - - - واژه �قاصدک� معنی: �قاصدک� به گیاهی کوچک و علفی اطلاق می شود که میوه های آن به شکل توپک های سبک و ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاعد. [ ع ِ ] ( ع ص ) جالس. نشسته. ( غیاث ) . نشیننده. مقابل قائم : گر به خدمت قائمی خواهی منم ور نمی خواهی به حسرت قاعدی. سعدی. || آنکه بجنگ نشده ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( قاعدة ) قاعدة. [ ع ِ دَ ] ( ع ص ) تأنیث قاعد. رجوع به قاعد شود. || ( اِ ) اصل. ( کشاف اصطلاحات الفنون ) . بنیاد. ( آنندراج ) ( زمخشری ) . بنیاد دی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاع. ( ع اِ ) زمین پست هموار دور از کوه و از پشته. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) . زمین راست و هموار. ( ترجمان علامه جرجانی ص 77 ) . کویر. ( نصاب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رمق. [ رَ ] ( ع مص ) نگریستن به کسی. ( تاج المصادر بیهقی ) . نگریستن یا به نگاه سبک نگریستن کسی را. ( از منتهی الارب ) . نگریستن کسی را به نگاه سبک. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ثمره. [ ث َ م َ رَ ] ( ع اِ ) میوه. بار : مدحت تو شرف دهد ثمره خدمت تو سعادت آرد بار. مسعودسعد. نکته حکمتش ثمره ای از شجره طوبی و بذله سخنش شکوفه ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واثق. [ ث ِ ] ( ع ص ) اعتماددارنده. ( تاج العروس ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . مطمئن : به همّت بلند و عقل کامل برزویه واثق گشتند. ( کلیله و دمنه ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

مطمئن. [ م ُ م َ ءِن ن ] ( ع ص ) آرامنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . ساکن. ( اقرب الموارد ) ( محیط المحیط ) . آرمیده و سکون گیرنده : من کفربا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طاقت. [ ق َ ] ( ع اِمص ) تاب. توان. ( صحاح الفرس ) . توانائی. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( ترجمان علامه جرجانی ص 66 ) . تیو. تاو. توش. پایاب. ( ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طاقت. [ ق َ ] ( ع اِمص ) تاب. توان. ( صحاح الفرس ) . توانائی. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( ترجمان علامه جرجانی ص 66 ) . تیو. تاو. توش. پایاب. ( ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منحول. [ م َ ] ( ع ص ) شعر و سخن بربسته بر خود که دیگری گفته باشد. ( منتهی الارب ) . شعر دیگری که بی تغییر الفاظ و مضمون به نام خود خوانده باشند. ( غ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منحوس. [ م َ ] ( ع ص ) بداختر. ( آنندراج ) . شوم و نافرجام و بداختر و نحس و بد و بدبخت. ( ناظم الاطباء ) . ضد مسعود. نَحس. نَحِس. ( از اقرب الموارد ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرفت. [ خ ِ رِ ] ( از ع ، ص ) کندفهم. کندذهن. ( یادداشت بخط مؤلف ) . کودن. بیحس. مبهوت. ازکاررفته. ( ناظم الاطباء ) . خرفة. [ خ ُ ف َ ] ( ع اِ ) آن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محترم. [ م ُ ت َ رَ ] ( ع ص ) باحرمت. مورد تکریم. احترام شده. حرمت داشته شده. ( از منتهی الارب ) . باآبرو و با احترام و بااعتبار و با عزت و بزرگوار. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابلاغ. [ اِ ] ( ع مص ) رسانیدن. گذاردن ( پیام ) . ایصال. انهاء. || انذار. ( تاج المصادر بیهقی ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مصدر ) ۱ - رسانیدن ( نامه یا پیام ) ایصال جمع : ابلاغات . ۲ - رساندن اوراق قضائی بوسیل. مائ مور مخصوص به اشخاصی که در آن اوراق قید شده است . یا ابل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لقاء. [ ل ِ ] ( ع مص ) دیدار کردن. ( منتهی الارب ) . لقاءة. لَِقایة. لِقی. لُقی. لِقیان یا لُقیان. لقیة. لُقیانة یا لِقیانة. لُقی . لُقی ً. لقاة. ( م ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مایل. [ ی ِ ] ( ع ص ) مائل. برگردنده از راه. ( ناظم الاطباء ) . ترک کننده و برگردنده ازراه. ( از اقرب الموارد ) . خم شونده از راه. ( از منتهی الارب ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

طالب. [ ل ِ ] ( ع ص ) جوینده. جویا. جویان. خواهنده. خواهان. خواستار. خواستگار. خواهشمند. طلبکار. ( منتهی الارب ) . طلوب. مُلتمس. ج ، طالبون ، طالبین ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رافع. [ ف ِ ] ( ع ص ) بردارنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( فرهنگ نظام ) ( دهار ) ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ) . بلندکننده. ( ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هجوع. [ هَُ ] ( ع مص ) خفتن. ( ترجمان جرجانی ، ترتیب عادل بن علی ) . به خواب رفتن به شب. ( منتهی الارب ) . یا مطلق خواب. ( اقرب الموارد ) : همه شب نب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هجو. [ هََ ج ْوْ ] ( ع مص ) نکوهیدن. ( منتهی الارب ) . شمردن معایب کسی. ( اقرب الموارد ) . عیب کردن. ( اقرب الموارد ) . || دشنام دادن کسی را به شعر. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�بِلال� یا �بَلال�؟ #واژه_شناسی #ریشه_شناسی @Rostami_Siamak

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی �زلف� با واژه قرآنی �زُلف / زُلْف�، یکی از همان برداشت های نادرست یا �جعلیات زبانی� است که در منابع آکادمیک و ریشه شناسی دقیق، قابل قبول ن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

به ادعاهای مربوط به ریشه شناسی واژه ی فرش و نسبت دادن آن به واژه های اوستایی و قرآنی است. بیایید دقیق و علمی بررسی کنیم. - - - ۱. واژه ی �فرش� ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

نمونه ای از ادعاهای جعلی و شبه علمی در حوزه ریشه شناسی واژه هاست که تلاش می کنند واژه های اوستایی/پهلوی را به واژه های عربی در قرآن ربط دهند. تحلیل ع ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ی �دایی� ( به معنای برادر مادر ) در زبان فارسی امروز بسیار رایج است. برای تعیین ریشه و بررسی این که فارسی است یا وام واژه، باید سراغ منابع ریشه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرحله به مرحله و مستند بررسی کنیم که ببینیم ریشهٔ واژه کوتاه/kūtāh چیست و ادعای �ترکی بودن� آن تا چه حد درست یا نادرست است. - - - ۱. شواهد در ز ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

این جور موارد معمولاً با هم صدایی سطحی بین واژه ها سوءاستفاده می کنند و بدون توجه به ریشه شناسی علمی، کلمات رو به هم ربط می دن. بیاید مرحله به مرحله ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

دوستان بنده آدم به این قد هفت خط ندیدم از اینور بوم میفته آنور بوم بعدش یک چیز جالب سلطان دیس لاک بعدش چیز های جالب تر همه رو می برد زیر سوال همین طو ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ها با ریشه شناسی دقیق و منابع کار می کنید. بیایید واژه ی قُلی / کُلی را مرحله به مرحله بررسی کنیم: - - - ۱. کاربرد و معنی در زبان های ترک ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

واژه ها با ریشه شناسی دقیق و منابع کار می کنید. بیایید واژه ی قُلی / کُلی را مرحله به مرحله بررسی کنیم: - - - ۱. کاربرد و معنی در زبان های ترک ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با استناد به منابع معتبر این گونه ادعاها رو بررسی کنیم. بیایید مرحله به مرحله و مستند جلو بریم. - - - ۱. ادعا چیست؟ ادعا این است که: �بارو� ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعاهایی که آوردید در فضای مجازی زیاد تکرار می شوند، اما از نظر زبان شناسی تاریخی و منابع معتبر بین المللی جایگاه علمی ندارند. من به صورت مستند و دقی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژهٔ �یورش� از آن دسته واژه هایی است که هم در زبان فارسی و هم در زبان ترکی دیده می شود و همین باعث سوءبرداشت و ادعاهای نادرست می شود. اجازه بدهید دق ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه �آقا یا آغا� ( āqā ) در اصل سریانی است و شکل آن در سریانی به صورت ayiā یا ʾāqyā ثبت شده است و به معنای �بزرگان، رجال، اشراف� بوده است. این واژه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه �آقا یا آغا� ( āqā ) در اصل سریانی است و شکل آن در سریانی به صورت ayiā یا ʾāqyā ثبت شده است و به معنای �بزرگان، رجال، اشراف� بوده است. این واژه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قس. [ ق َس س ] ( ع مص ) رنج دادن و آزردن به سخن زشت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . گویند: قسّهم قسّاً؛ رنج داد و آزرده کرد ایشان را به سخن زشت. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تالی. ( ع ص ) درپی رونده. اسم فاعل است از تِلو بمعنی پس چیزی رفتن است. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) . پیروی کننده. ( فرهنگ نظام ) . پس رو. ازپس آینده. ...