ترجمه‌های حسین کتابدار (٣٧٨)

بازدید
٣,٥٥٥
تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She certainly hasn't been pining while you were away!
دیدگاه
٦

قطعاً او در غم و انتظار تو نبوده است وقتی که تو دور بودی! ( بنابراین، این جمله به صورت کنایه آمیز می گوید که آن فرد نه تنها دلتنگ و ناراحت نبوده، بلک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
It was a slight overlook on my part.
دیدگاه
٧

کمی غفلت یا سهل انگاری کوچک از طرف من بود. یا کمی بی توجهی جزئی از جانب من اتفاق افتاد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
People think that epilepsy is divine simply because they don't have any idea what causes epilepsy. But I believe that someday we will understand what causes epilepsy, and at that moment, we will cease to believe that it's divine. And so it is with everything in the universe. Hippocrates
دیدگاه
٥

این جمله از بقراط ( Hippocrates ) ، پزشک یونانی و پدر طب غربی است و به دیدگاه علمی او درباره بیماری صرع ( epilepsy ) اشاره دارد. او می گوید: مردم فکر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The Government had to jump in and purchase millions of dollars worth of supplies.
دیدگاه
٦

دولت مجبور شد سریعاً وارد عمل شود و میلیون ها دلار تجهیزات و کالا خریداری کند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
With inflation apparently moribund, a big jump in rates seems unlikely.
دیدگاه
٦

با توجه به اینکه به نظر می رسد نرخ تورم در حالت رکود یا کاهش است، افزایش قابل توجه نرخ بهره دور از ذهن به نظر می رسد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Send out a mayday, jump in and wait.
دیدگاه
٨

در شرایط اضطراری فوراً درخواست کمک کن، سپس وارد عمل شو و منتظر بمان

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She's out of the top drawer / She's very top drawer.
دیدگاه
٦

او از بهترین هاست یا او خیلی عالی و با کیفیت است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He proved himself to be a cut above the rest in last week's competition.
دیدگاه
٥

او خودش را در مسابقه هفته گذشته خیلی بهتر از بقیه نشان داد. یا او ثابت کرد که در مسابقه هفته قبل از بقیه یک سر و گردن بالاتر است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Her debts aggregated thousands of dollars.
دیدگاه
٦

بدهی های او به هزاران دلار رسید. یا مجموع بدهی های او چند هزار دلار بود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
They haven't been given these rights for eternity - they should justify having them just like most other people have to.
دیدگاه
٥

این حقوق به آنها برای همیشه اعطا نشده است - آنها باید مانند اکثر مردم دلیل و توجیهی برای داشتن این حقوق ارائه دهند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The two parties have reached a consensus.
دیدگاه
٦

دو طرف به یک اجماع یا توافق مشترک رسیدند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Since it was his first offense, the judge decided to spare him.
دیدگاه
٧

از آنجا که این اولین تخلف او بود، قاضی تصمیم گرفت او را مورد بخشش قرار دهد. یا با توجه به اینکه این اولین جرمش بود، قاضی تصمیم گرفت به او تخفیف دهد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He was spared having to wait.
دیدگاه
٧

او مجبور نشد منتظر بماند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The report was well-researched and showed a high degree of accuracy.
دیدگاه
٦

این گزارش با دقت و پژوهش خوب تهیه شده بود و نشان دهنده درجه بالایی از صحت و درستی بود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
But her durability, her will to survive, were attractive, and 1 liked her very much.
دیدگاه
٧

اما پایداری اش و اراده اش برای بقا جذاب بود، و من او را بسیار دوست داشتم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He never even bothered to acknowledge her presence.
دیدگاه
٧

او حتی به خود زحمت نداد که حضور او را به رسمیت بشناسد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Babies are weak and vulnerable in the presence of huge shapes that they can only dimly perceive.
دیدگاه
٥

نوزادان در برابر اشکال عظیمی که تنها به گنگی و تاریکی توان درک آن ها را دارند، ضعیف و آسیب پذیرند.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Since you're breaking the law anyway by smuggling contraband, you might as well trick out your starship with all manner of illegal modifications.
دیدگاه
١٠

از آنجایی که شما با قاچاق کالای قاچاق، قانون را زیر پا می گذارید، بهتر است سفینه فضایی خود را با انواع تغییرات غیرقانونی به کار بگیرید.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
She was tricked out of her life savings.
دیدگاه
٧

او را فریب دادند و تمام پس انداز زندگی اش را از او گرفتند.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Her hat was tricked out with a yellow ribbon.
دیدگاه
١٠

کلاهش با روبان زردی تزیین شده بود.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The corporation was tricked out of $20 million.
دیدگاه
١٠

شرکت با حقه بازی ۲۰ میلیون دلار از دست داد/ کلاهبرداری شد و شرکت ۲۰ میلیون دلار خود را از دست داد.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The landlord would not release him from his contract.
دیدگاه
٦

صاحبخانه اجازه نمی دهد که مستأجر زودتر از موعد یا بدون شرایط قرارداد را فسخ کند و مستأجر همچنان متعهد به اجرای مفاد قرارداد است.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Belt up, will you?
دیدگاه
٦

آرام باش، میتونی؟ یا ساکت شو، لطفاً

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Just belt up, will you!
دیدگاه
٦

فقط ساکت شو، میتونی؟ یا حرف نزن لطفاً!

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Chambers waved his hand. "Belt up!" he snapped.
دیدگاه
٨

چمبرز دستش را تکان داد. سریع گفت: ساکت شو!

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Could you please belt up! I'm trying to study for the exam.
دیدگاه
٦

لطفاً کمی آروم باش! دارم برای امتحان مطالعه میکنم.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
I have a soft spot for my old school.
دیدگاه
٦

به مدرسه سابقم حس خوبی دارم / دلبستگی خاصی دارم.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Poor organization was certainly a contributory factor to the crisis.
دیدگاه
١٠

سازماندهی ضعیف قطعاً یکی از عوامل مؤثر در ایجاد بحران بود.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The timely rain will certainly bring on the crops.
دیدگاه
٦

باران به موقع قطعاً باعث رشد یا به ثمر رسیدن محصولات کشاورزی خواهد شد.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
We should at least acknowledge their invitation, even if we decide not to go.
دیدگاه
٦

بهتر است لااقل پاسخ دعوتشان را بدهیم، حتی اگر نخواهیم شرکت کنیم.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
At first, she did not acknowledge being acquainted with the man.
دیدگاه
٦

در ابتدا منکر آشنایی با آن مرد شد/ اول قبول نکرد که مرد را میشناسد.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The strike took a heavy toll in lost productivity.
دیدگاه
٦

اعتصاب باعث کاهش چشمگیر در میزان تولید شد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
So how is it that a call girl makes the grade?
دیدگاه
٥

پس چطور ممکن است یک دختر خیابانی ( call girl ) موفق شود؟ یا پس چگونه یک دختر خیابانی به استاندارد لازم می رسد؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
Daughter Hyemi despises the call girl . despite Jina's attempts at friendship.
دیدگاه
٦

دختر به نام هی می به این دختر خیابانی ( call girl ) از روی نفرت نگاه می کند، با وجود تلاش های جینا برای دوستی با او.

تاریخ
١ سال پیش
متن
An asterisk is commonly used as a wild card.
دیدگاه
٥

علامت ستاره ( * ) معمولاً به عنوان نماد جایگزین ( wild card ) استفاده می شود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Even the album cover is an Earth, Wind and Fire knockoff of a pyramid with Prince-like lettering.
دیدگاه
١٠

حتی جلد آلبوم هم یک نسخه جعلی از نماد هرم گروه Earth, Wind & Fire است که با خطی شبیه به سبک پرینس نوشته شده.

تاریخ
١ سال پیش
متن
While knockoff phone producers are generally running afoul of the country's laws, the government mostly looks the other way.
دیدگاه
٦

اگرچه تولیدکنندگان گوشی های جعلی معمولاً قوانین کشور را زیر پا می گذارند، اما دولت اغلب چشم پوشی می کند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The headmaster is trying to knock off every objection.
دیدگاه
١٠

مدیر مدرسه دارد تلاش می کند همه ی اعتراض ها را از میان بردارد/ مدیر مدرسه سعی دارد همه اعتراض ها را برطرف کند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Talking business at dinner is a faux pas in France.
دیدگاه
٦

صحبت کردن درباره ی کار و تجارت سر شام در فرانسه یک اشتباه اجتماعی به حساب می آید/ صحبت کردن درباره کار در هنگام شام خوردن در فرانسه یک اشتباه آداب اج ...

تاریخ
١ سال پیش
متن
There it stood, covered with faux snow in all its V-8-powered glory.
دیدگاه
٦

آنجا ایستاده بود، پوشیده شده با برف مصنوعی و به شکوه کامل مجهز به موتور هشت سیلندر ( V8 ) .

تاریخ
١ سال پیش
متن
It was a foregone conclusion that I would end up in the same business as him.
دیدگاه
٦

مطمئن بودم که بالاخره در همان کسب وکار او گیر می افتم/ اینکه من در نهایت وارد همون کسب وکار او بشم، نتیجه ای بود که از قبل قطعی بود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Success is not in the cards for me.
دیدگاه
٥

موفقیت برای من رقم نخورده است/ به نظر نمی رسد موفقیت نصیب من بشود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The government has been encouraging individuals to opt out of the state pension scheme.
دیدگاه
١٢

ترجمه جمله: دولت افراد را تشویق کرده است که از طرح بازنشستگی دولتی انصراف دهند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Under the agreement the Vietnamese can opt out at any time.
دیدگاه
١٥

ترجمه جمله: بر اساس توافق، ویتنامی ها می توانند در هر زمان انصراف دهند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The malcontent is gunning for his supervisor.
دیدگاه
١٥

"با ناخشنودی در حال حمله به سرپرست خود است. " در این جمله، "gunning for" به معنای تلاش برای حمله یا انتقام گرفتن است. "malcontent" به کسی اشاره دارد ...

تاریخ
١ سال پیش
متن
This was his second prescient call.
دیدگاه
٢٦

این دومین پیش بینی دقیق او بود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
When I arrived squalling -- no doubt prescient about my imminent fate -- the streets were half black.
دیدگاه
٢٠

وقتی به آنجا رسیدم و در حال گریه و زاری بودم - - بدون شک از سرنوشت نزدیکم آگاه بودم - - خیابان ها نیمه تاریک بودند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He went to heckle at their meetings.
دیدگاه
٣١

او به منظور مزاحمت و مسخره کردن به جلسات آن ها رفت.

تاریخ
١ سال پیش
متن
But I do know that those poor civilians don't begin to know the score.
دیدگاه
٢٥

می دانم آن غیرنظامیان بیچاره از وضعیت واقعی یا حقیقت کامل آگاه نیستند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Delve a little deeper if you really want to know the score.
دیدگاه
٢٣

اگر واقعاً می خواهید از وضعیت یا جزئیات واقعی مطلع شوید، باید بیشتر تحقیق یا بررسی کنید.