ترجمه‌های حسین کتابدار (٣٧٨)

بازدید
٣,٥٥٧
تاریخ
١ سال پیش
متن
Howes thought it a prescient occasion.
دیدگاه
٢٢

هاوز آن را یک موقعیت پیش گویانه دانست.

تاریخ
١ سال پیش
متن
That passage appeared prescient when the disastrous wreck on the Scillies scuttled four warships.
دیدگاه
٢٠

آن متن زمانی که کشتی غرق شده ای بر روی جزایر سیلی چهار کشتی جنگی را نابود کرد، پیش بینی گرایانه به نظر رسید.

تاریخ
١ سال پیش
متن
They proved to be prescient on both counts.
دیدگاه
٢٢

آن ها در هر دو مورد پیش بینی هایشان درست از آب در آمد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
She lives in a grotty little room with nowhere to cook.
دیدگاه
١٢

او در یک اتاق کوچک فرسوده فاقد آشپزخانه زندگی می کند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
We went into a grotty house and sat at a table with a bucket of coal in the middle.
دیدگاه
١٥

ما داخل یک خانه فرسوده و کثیف شدیم و دور میزی که وسط آن ظرفی پر از زغال سنگ قرار داشت، نشستیم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
She lived in a grotty little room.
دیدگاه
١١

او در یک اتاق کوچک کثیف زندگی می کرد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The flies leave a sticky residue on crops.
دیدگاه
١١

مگس ها یک ماده چسبناک روی محصولات از خود باقی می گذارند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Always using the same shampoo means that a residue can build up on the hair.
دیدگاه
١٣

مواد موجود در شامپو، اگر به طور مداوم استفاده شوند، ممکن است روی موها تجمع یابند و باعث ایجاد لایه ای از باقیمانده شوند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The executor shared out the estate.
دیدگاه
١٦

فرد مسئول مدیریت ارث ( وصی ) دارایی ها را بین وراث و ذی نفعان طبق وصیت نامه یا قوانین ارث تقسیم کرده است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The estate was broken up and farmed.
دیدگاه
١٠

املاک یا زمین ها تقسیم شدند و سپس به عنوان زمین های کشاورزی مورد استفاده قرار گرفتند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
It is even possible that this residue could be used in its entirety to make heat shields.
دیدگاه
١٢

این احتمال وجود دارد که از پسماندهای موجود بطور کامل برای ساخت سپرهای حرارتی استفاده شود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Several people were still working on the residue caught between their teeth.
دیدگاه
١٠

چند نفر هنوز مشغول تمیز کردن دندان هایشان از ذرات باقیمانده بر روی آنها هستند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
There is a green residue in the bottom of the test tube.
دیدگاه
١٥

در انتهای لوله آزمایش، مقداری ماده سبز رنگ باقی مانده است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The residue of the estate was divided equally among his children.
دیدگاه
١٥

ماترک املاک او، بطور مساوی میان فرزندانش تقسیم شد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
We're on course for our destination.
دیدگاه
١٢

در مسیر درستی برای رسیدن به مقصدمان هستیم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The company is on course for profits of £20m in the next financial year.
دیدگاه
١٢

شرکت برای کسب سود 20 میلیون پوند در سال آینده مالی، در مسیر درستی قرار گرفته است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
We're back on course to qualify for the championship.
دیدگاه
١٠

ما به مسیر درست برگشتیم تا واجد شرایط برای قهرمانی باشیم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Western leaders put the trade talks back on course.
دیدگاه
١٢

رهبران غربی، مذاکرات تجاری را در مسیر و ریل درست قرار دادند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The computer has been dropped a number of times, but it's still operating.
دیدگاه
٣٦

این رایانه چندین بار زمین خورده ( افتاده]، ولی با وجود این، هنوز هم کار می کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
There are three categories of accommodation - standard, executive and deluxe.
دیدگاه
٣١

سه نوع محل اقامتی وجود دارد؛ قابل قبول، گران قیمت و مجلل.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Government by coalition has its own peculiar set of problems.
دیدگاه
٣٢

دولت ائتلافی مجموعه مشکلات و چالش های خاص خودش را دارد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
When the coalition was formed the Liberals were left out in the cold .
دیدگاه
٢٠

زمانی که ائتلاف شکل گرفت، لیبرال ها از این ائتلاف کنار گذاشته شدند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A coalition government was formed following an inconclusive general election.
دیدگاه
٢١

یک دولت ائتلافی پس از انتخابات عمومی بدون برنده قطعی، تشکیل شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A coalition government was formed after inconclusive elections.
دیدگاه
٣١

بعد از انتخابات غیرقاطع، دولت ائتلافی تشکیل شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The board disavowed the action of the executive.
دیدگاه
٦٠

هیات مدیره، اقدام مدیر عامل را تایید نکرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She masqueraded as a member of the royal family until her true identity was uncovered.
دیدگاه
٥٥

او خود را به عنوان یکی از اعضای خانواده سلطنتی جا زد تا این که هویت واقعی اش افشاء شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
This leads to adhoc government intervention which in turn may undermine the consistency and stability of objectives still further.
دیدگاه
٤٠

این منجر به مداخله موقت دولت می شود که متعاقب آن، ممکن است انسجام و ثبات اهداف را بیشتر تضعیف کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I am not referring to adhoc arrangements or short-term palliatives.
دیدگاه
٤٠

منظور من توافقات موقت یا مسکن های کوتاه مدت نیست.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
It consisted of 148 standing committees and 3adhoc committees.
دیدگاه
١٦

این کمیته متشکل از 148 کمیته دائمی و 3 کمیته موقتی است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
More detailed information can be obtained on an adhoc basis.
دیدگاه
٢١

اطلاعات دقیق تر را می توان به صورت موقت به دست آورد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She's always had a soft spot for you.
دیدگاه
٢٠

او همیشه تو را خیلی دوست داشته است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The raspberry is an aggregate fruit.
دیدگاه
٢١

تمشک میوه ی حاصل از رشد برچه های مجزا و متعدد یک گل است ( میوۀ مجتمع )

تاریخ
٢ سال پیش
متن
It is most urgent that we operate.
دیدگاه
٢٢

بسیار ضروری است که عملیات را شروع کنیم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The army is now empowered to operate on a shoot-to-kill basis.
دیدگاه
٢٠

ارتش اکنون این مجوز را دارد تا به قصد کشتن، شلیک نماید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The ability to initiate and operate independently.
دیدگاه
١٧

توانایی برای این که بطور مستقل کاری را شروع و اقدام نمایید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Yvonne turned and stalked out of the room in disgust.
دیدگاه
١٥

ایوان با انزجار برگشت و با گام های بلند و تند از اتاق خارج شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The scandal about his private life stalked the firm soon.
دیدگاه
١٢

رسوایی زندگی خصوصی اش بزودی به شرکتش می رسد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
a native-born African
دیدگاه
١٢

افریقایی بومی

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Boasting about size may be poor form and the sign of an arriviste.
دیدگاه
٣٢

لاف زدن درباره مقدار ثروت و دارایی، نامناسب و نماد یک فرد تازه به دوران رسیده است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The colleagues of the young genius regarded him as an arriviste.
دیدگاه
١٥

همکاران نابغه جوان، او را یک تازه به دوران رسیده در نظر می گیرند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Modern resorts offer every amenity for shopping during the day, and a choice of clubs, discos and casinos at night.
دیدگاه
٧٠

تفریگاه های امروزی، هر نوع امکانات رفاهی برای خرید در طول روز و دسترسی به کلاب ها، دسکوها و کازینوها را در طول شب فراهم می کنند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He immediately noticed the amenity of his new surroundings.
دیدگاه
٥٢

او خیلی زود متوجه امکانات رفاهی محیط جدید اطرافش شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
They will provide an amenity for local residents.
دیدگاه
٥٠

آنها امکانات رفاهی لازم را برای مردم محلی فراهم خواهند کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Our other white knight was G. William Miller, secretary of the treasury.
دیدگاه
٥١

ناجی دیگر ما، ویلیام میلر وزیر خزانه داری بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Don't dice with death by climbing up the mountain in such bad weather.
دیدگاه
٦٠

در این وضعیت جوی نامناسب، با بالا رفتن از کوه، جان خود را به خطر نیندازید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I don't want to dice with death by pissing off this guy.
دیدگاه
٢١

قصد ندارم با عصبانی کردن این مرد، جانم را به خطر بیندازم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Towing drivers are dicing with death, too.
دیدگاه
٣٠

رانندگان یدک کش با جان خود بازی می کنند/ جان خود را به خطر می اندازند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
When young people experiment with drugs, they're dicing with death.
دیدگاه
٣١

هنگامی که جوانان مواد مخدر مصرف می کنند، جان خود را به خطر می اندازند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He left an enigmatic message on my answering machine.
دیدگاه
٤٠

او برای من یک پیام نامفهوم روی دستگاه پیام گیر تلفن گذاشته است.