ترجمه‌های حسین کتابدار (٣٧٨)

بازدید
٣,٥٥٤
تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The Ninja complied with no code of honour in combat situations.
دیدگاه
١٠

"نینجا در موقعیت های مبارزه هیچ کد افتخاری را رعایت نمی کرد. " / توضیح: برخلاف سامورایی ها که به یک کد اخلاقی به نام بوشیدو ( Bushido ) پایبند بودند، ...

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
It was inevitable that his Ninja mutant turtle followed!
دیدگاه
٧

"این اجتناب ناپذیر بود که لاک پشت نینجای او هم دنبال کند!"/ در واقع، این جمله ممکن است برای بیان inevitability ( اجتناب ناپذیری ) اتفاق یا دنبال کردن ...

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Auschwitz Central was no mere spur or siding.
دیدگاه
٨

آشویتس مرکزی تنها یک شاخه یا خط فرعی ساده نبود.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Would you try to avoid her and drive off to certain death, or would you keep going and kill her?
دیدگاه
٦

آیا سعی می کنی از او دور شوی و به سمت مرگ حتمی برانی، یا ادامه می دهی و او را می کشی؟/ این سوال یک معضل اخلاقی کلاسیک است که اغلب در فلسفه اخلاق و مو ...

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Airlines recommend hard-sided cases for durability.
دیدگاه
٦

شرکت های هواپیمایی معمولاً استفاده از چمدان های سخت پوسته ( hard - sided cases ) را برای دوام و محافظت بهتر وسایل توصیه می کنند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Joan Smith's detective stories are a cut above the rest.
دیدگاه
١١

داستان های کارآگاهی جوآن اسمیت یک سر و گردن بالاتر از بقیه هستند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The lasagna at Bella Mia is a cut above other restaurants' versions.
دیدگاه
٦

لازانیا در رستوران Bella Mia یک سر و گردن بالاتر از نسخه های سایر رستوران هاست. یعنی لازانیای این رستوران نسبت به همیشه نسخه های موجود در رستوران های ...

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
A cut above the average, with its colourful murals and imaginative room decor in this often dreary area.
دیدگاه
١٠

یک سر و گردن بالاتر از حد متوسط، با نقاشی های رنگارنگ دیواری و دکوراسیون خلاقانه اتاق در این منطقه که اغلب کسل کننده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He finds his wife has deserted him and with a dirty lowlife too.
دیدگاه
٦

او متوجه می شود که همسرش ترکش کرده و با یک آدم پست و کثیف هم رفته. / در زبان محاوره ای: فهمید زنش ولش کرده، اونم با یه آدم آشغال یا زنش گذاشته رفته، ...

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Ladbroke Grove urban guerilla psychedelic sci-fi warriors probably sums it up.
دیدگاه
٦

یه مشت جنگجوی سای فای خفنِ خیابونیِ لدبروک گروو—همین دیگه!

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Several different minerals aggregate to make up what we call granite.
دیدگاه
٧

چندین کانی مختلف با هم ترکیب می شن تا چیزی رو تشکیل بدن که ما بهش گرانیت می گیم. /در زبان محاوره ای: چند جور سنگ معدنی با هم جمع می شن و می شن همون گ ...

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The city's orchestra is acknowledged to be one of the world's finest.
دیدگاه
١٠

ارکستر شهر به عنوان یکی از بهترین ارکسترهای جهان شناخته شده است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
So this would almost be a mercy killing.
دیدگاه
٦

پس این تقریباً نوعی کشتن از روی ترحم است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Whether mercy killing is justifiable is still an open question.
دیدگاه
٦

اینکه آیا کشتن با مهربانی ( مرگ آسان یا کشتن ترحم آمیز ) قابل توجیه است یا خیر، هنوز یک موضوع بحث برانگیز و بدون پاسخ قطعی باقی مانده است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Then you bust your buns through the boonies all day long, sweating, just soaking wet.
دیدگاه
٦

منظور این است که شما تمام روز را در مناطق دورافتاده و بیرون از شهر با کلی سختی و تلاش کار می کنید و از شدت فعالیت عرق ریز هستید، کاملاً خیس از عرق.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The profitable customers are of considerable importance because it is common for the top profit decile to support the remaining customer base.
دیدگاه
٧

مشتریان سودآور اهمیت زیادی دارند زیرا معمولاً ده درصد بالای مشتریان ( top profit decile ) سهم عمده ای از سود شرکت را به دست می آورند و به نوعی از لحا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Within the top decile, the super - rich have left the merely well - off far behind.
دیدگاه
٥

در میان دهک بالایی درآمد ( یعنی ۱۰ درصد بالای جامعه از نظر درآمد ) ، افرادی به عنوان ابرثروتمندان ( super - rich ) وجود دارند که فاصله قابل توجهی از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Put another way, those in the lowest income decile would, in proportional terms, lose almost four times as much from a carbon tax as those in the highest decile.
دیدگاه
٥

افرادی که در دهک درآمدی پایین ترین قرار دارند ( یعنی کم درآمدترین گروه جامعه ) نسبت به درآمد خود، تقریباً چهار برابر بیشتر از افراد در بالاترین دهک د ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
We rubbed elbows with the president.
دیدگاه
٦

ما با رئیس جمهور به صورت اجتماعی ملاقات کردیم یا در جمع او حضور داشتیم

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
We went to the show early to stake out a good spot.
دیدگاه
٦

ما زود به نمایش رفتیم تا جای خوبی را برای خودمان رزرو کنیم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Heretics were burned at the stake.
دیدگاه
٦

بدعت گذاران را به عنوان مجازات، در آتش سوزاندند/ کسانی که عقایدشان با مذهب رسمی مخالف بود، به جرم بدعت گذاری، با آتش سوزانده شدند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Likewise the ground, the concrete, which did not cleave to devour or entomb him.
دیدگاه
٦

مانند زمین و بتن که می توانند هر چیزی را در خود نگه دارند، اما آن ها نپذیرفتند که او را نابود یا دفن کنند. / این استعاره تصویری پر قدرت از مقاومت و ا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
My aunt devours four or five mystery books each week.
دیدگاه
٥

عمه من در هر هفته با ولع و اشتیاق زیاد چهار یا پنج کتاب معمایی می خواند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Men live like fish, the great ones devour the small.
دیدگاه
٥

افراد بزرگ تر، قدرتمندتر یا موفق تر، افراد کوچک تر یا ضعیف تر را تحت کنترل گرفته یا از پای در می آورند؛ این بیانگر نابرابری، رقابت شدید و گاهی بی رحم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Devour all on your deadly pyre!
دیدگاه
٦

همه چیز را در آتش مرگبار خودت نابود کن!/ این جمله به نحوی نشان می دهد که همه چیز باید در آن آتش مرگبار بلعیده شده و نابود شود. استعاره ای قوی از پایا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The seasons would devour one another.
دیدگاه
٧

این جمله اشاره به جریان پایدار زندگی دارد که هر مرحله با پایان یکی آغاز می شود و همانند فصل ها هیچ چیزی ثابت نمی ماند و همه چیز در حال تغییر است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The seasons would devour one another.
دیدگاه
٥

فصل ها یکی پس از دیگری می گذرند و جای یکدیگر را می گیرند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Not so natural to put her down with a thud and devour her with a kiss.
دیدگاه
٨

او را با صدای محکمی بر زمین گذاشت و بوسیدش طوری که انگار می خواست او را با بوسه اش کاملاً ببلعد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
They would tear to pieces the wild creatures they met and devour the bloody shreds of flesh.
دیدگاه
٥

آن ها هر موجود وحشی را که می دیدند تکه تکه می کردند و با ولع تکه های خون آلود گوشتش را می خوردند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
An exotic beauty, with fire at her heart, a flame that could easily devour an unwary man.
دیدگاه
٥

یک زیبایی عجیب و غریب، با آتشی در قلبش، شعله ای که به آسانی می تواند مردان ناآگاه را بلعیده و تحت تاثیر قرار دهد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Hundreds of fans will be in the audience over the next two nights just waiting to devour those lines.
دیدگاه
٦

صدها هوادار در سالن تئاتر حضور خواهند داشت که با اشتیاق زیادی منتظر شنیدن آن دیالوگ ها هستند و می خواهند کاملاً جذب نمایش شوند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Shove his face into his own shit, they were learning, and he will devour it, smacking his lips.
دیدگاه
٦

او مجبور است با پیامدهای بد خودش روبرو شود و این تجربه را با تمام وجود می پذیرد و می بلعد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Hide the brackets by adding an edging of deep wallpaper border - backing it with stiff card for extra durability.
دیدگاه
٦

برای پنهان کردن پایه های دیواری یا قاب ها ( brackets ) می توان از یک نوار کنار دیوار ( والپیپر باردر عمیق ) استفاده کرد و پشت این نوار را با یک کارت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She faced the stark choice of backing the new scheme or losing her job.
دیدگاه
٦

او با انتخاب دردناک و سخت حمایت از برنامه جدید یا از دست دادن شغلش روبرو بود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
It is much easier to regurgitate previously assembled information than to ascertain new relationships and organize original categories and assimilations.
دیدگاه
٥

بسیار آسان تر است که اطلاعاتی را که قبلاً جمع آوری شده اند تکرار کنیم تا اینکه روابط جدید را کشف کرده و دسته بندی ها و ادغام های اصلی و نوآورانه بساز ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The Home Office has also been remiss about security devices, an important subject that has been debated at length today.
دیدگاه
٥

دفتر امور داخلی ( یا وزارت کشور ) نیز در رعایت مسائل مربوط به دستگاه های امنیتی کوتاهی کرده است، موضوع مهمی که امروز به طور مفصل مورد بحث قرار گرفت. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
It was remiss of him to forget her birthday.
دیدگاه
٥

فراموش کردن سالگرد تولد او از طرف او کوتاهی و سهل انگاری بود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The meniscus and the doctors said they had to operate,'said Torres. "
دیدگاه
٦

هم پزشکان و هم وضعیت جسمی ( مِنیسک آسیب دیده ) حکم کردن که جراحی اجتناب ناپذیره.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
To get the success of the human knee meniscus transplantation needs the cooperation of all aspects in non-linear interaction.
دیدگاه
٦

برای دستیابی به موفقیت پیوند منیسک زانوی انسان، نیاز است که همه جنبه ها در یک تعامل غیرخطی با هم همکاری کنند. این جمله به این معناست که موفقیت در عمل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
"This seems like the latest example of BP taking a calculated risk that goes wrong, " says Kimberly Gladman, director of research at GMI, a corporate governance ratings firm.
دیدگاه
٦

کیمبرلی گلادمن، مدیر تحقیقات در شرکت GMI، که در زمینه ارزیابی حاکمیت شرکتی فعالیت می کند، می گوید: �به نظر می رسد این آخرین نمونه از ریسک حساب شده ای ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
An ad hoc committee has been set up to deal with the problem.
دیدگاه
٦

یک کمیته موقت و موضوعی برای رسیدگی به این مشکل تشکیل شده است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Ad hoc task forces will be put together to solve tough problems.
دیدگاه
٧

نیروهای کاری موقت و موردی تشکیل خواهند شد تا مشکلات سخت را حل کنند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
But informal, ad hoc networks may then appear and disappear as the net is rearranged.
دیدگاه
٦

اما شبکه های غیررسمی و موردی ممکن است به طور موقت ظاهر شده و ناپدید شوند، زیرا شبکه در حال بازچینی است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Mercifully, circumstances now allow me to rectify this faux pas.
دیدگاه
٦

خوشبختانه شرایط اکنون به من این امکان را می دهد که این اشتباه اجتماعی/خطای ناخوشایند را جبران کنم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
And when the lights dimmed, faux snow began to float down from the ceiling and on to the sweet-smelling soil.
دیدگاه
٨

و زمانی که چراغ ها کم نور شدند، برف مصنوعی شروع به ریزش از سقف کرد و بر روی خاک خوشبو و معطر نشست / "faux snow" به معنای برف ساختگی و مصنوعی است که ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Read in studio A 93 year old woman has been tricked out of her life savings and pension book.
دیدگاه
٨

در استودیو A خوانده شد که یک زن ۹۳ ساله به طور فریب آمیز از پس انداز عمر و دفترچه حقوق بازنشستگی اش محروم شده است. / یعنی این زن سالمند قربانی کلاه ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Zeus took up the white fat and was angry when he saw the bones craftily tricked out.
دیدگاه
٧

زئوس چربی سفید را برداشت و وقتی استخوان هایی را دید که به شکلی حیله گرانه تزئین شده بودند، خشمگین شد. / این جمله به داستانی از اساطیر یونان اشاره دار ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Zeus took up the white fat and was angry when he saw the bones craftily tricked out.
دیدگاه
٦

این جمله به داستانی از اساطیر یونان اشاره دارد که در آن زئوس خشمگین می شود زیرا ترفندی در قربانی به کار رفته است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Cherries turn up again in a buttermilk pudding tricked out with rose petals and violets.
دیدگاه
٦

گیلاس ها دوباره در یک پودینگ باترمیلک ظاهر می شوند که با گلبرگ های رز و بنفشه تزئین شده است ( این جمله توصیف یک دسر ظریف و زیبا است که علاوه بر طعم گ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
This crisp shell gives way to hot luscious crab within, not tricked out with too many spices.
دیدگاه
٦

این پوسته ترد و شکننده در داخلش خرچنگ داغ و خوشمزه ای دارد که با ادویه های زیادی تزیین نشده است ( اشاره شده که طعم خرچنگ طبیعی و اصیل است و از ادویه ...