certainly

/ˈsɜːrtənli//ˈsɜːtnli/

معنی: مطمئنا، قطعا، یقینا، حتما، همانا، محققا
معانی دیگر: مسلما، بی شک

بررسی کلمه

قید ( adverb )
(1) تعریف: by all means; without question.
مشابه: all right, by all means, especially

- I'll certainly do my best.
[ترجمه یاسر] من حتما بهترین خود انجام خواهم داد
|
[ترجمه Sofia] من حتما بهترین خودم را انجام خواهم داد.
|
[ترجمه سونیل] من مطمئنا بهترین نتیجه را از انجام این کار خواهم گرفت.
|
[ترجمه S.I.GH] من قطعا بهترین کار را انجام میدهم
|
[ترجمه javid] قطعاً تمام تلاشم را بکار میگیرم
|
[ترجمه امیررضا فرهید] بی شک من بهترین کا را انجام میدهم
|
[ترجمه زینب] من حتما تمام تلاشم را خواهم کرد
|
[ترجمه Reza GH] من یقینا بهترین خود را انجام خواهم داد.
|
[ترجمه اسما] من قطعا نهایت تلاشم را خواهم کرد.
|
[ترجمه نسرین] من قطعا تمام تلاشم را خواهم کرد
|
[ترجمه گوگل] مطمئنا تمام تلاشم را خواهم کرد
[ترجمه ترگمان] مسلما بهترین کار را می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: yes, indeed; of course.
مشابه: all right, of course, positively, really

- Certainly, you may have some.
[ترجمه یاسر] قطعا شما ممکن است کمی داشته باشید
|
[ترجمه گوگل] مطمئناً ممکن است مقداری داشته باشید
[ترجمه ترگمان] البته، ممکنه یه مقدار داشته باشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: surely.
متضاد: possibly
مشابه: all right, clearly, indeed, just, really

- He certainly is handsome.
[ترجمه گوگل] او قطعا خوش تیپ است
[ترجمه ترگمان] اون واقعا خوش قیافه - ه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. most certainly
محققا،حتما

2. it is certainly going to rain
حتما باران خواهد آمد.

3. The design certainly looks good on paper.
[ترجمه یاسر] حتما طراحی بر روی کاغذ خوب دیده میشود
|
[ترجمه محمد حسن اسایش] طراحی روی کاغذ صددرصد خوب بنظر میرسد
|
[ترجمه گوگل]طراحی مطمئناً روی کاغذ خوب به نظر می رسد
[ترجمه ترگمان]طراحی قطعا روی کاغذ خوب به نظر می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I'll certainly carry on living here for the foreseeable future.
[ترجمه دکتر محمدشکیبی نژاد] مطمئنا در آینده اینجا زندگی خواهم کرد.
|
[ترجمه گوگل]من مطمئناً در آینده ای قابل پیش بینی در اینجا زندگی خواهم کرد
[ترجمه ترگمان]من مطمئنا برای آینده اینجا زندگی می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Macmillan wrote back saying that he could certainly help.
[ترجمه دکتر محمدشکیبی نژاد] مک میلان در پاسخ اطمینان داد که مساعدت خواهد کرد.
|
[ترجمه گوگل]مک میلان پاسخ داد و گفت که مطمئناً می تواند کمک کند
[ترجمه ترگمان]مک میلان در جواب گفت که مسلما می تواند کمک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A generation ago genetic codes were certainly unknown.
[ترجمه دکتر محمدشکیبی نژاد] چندین دهه پیش قطعاً کدهای ژنیک نامفهوم و ناشناس بودند.
|
[ترجمه گوگل]یک نسل پیش، کدهای ژنتیکی قطعا ناشناخته بودند
[ترجمه ترگمان]چند نسل پیش، کده ای ژنتیکی به طور قطع ناشناخته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Georgia certainly didn't seem to be a fool.
[ترجمه دکتر محمدشکیبی نژاد] به نظر نمی رسید جورجا آدم احمقی باشد ( جمله با فعل و قید ایهامی مجهولی است )
|
[ترجمه گوگل]گرجستان مطمئناً احمق به نظر نمی رسید
[ترجمه ترگمان]جورجیا واقعا احمق به نظر نمی رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. There certainly wasn't any malice in her comments.
[ترجمه گوگل]مطمئناً هیچ بدخواهی در نظرات او وجود نداشت
[ترجمه ترگمان]مسلما هیچ بدخواهی در نظرات او وجود نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. She certainly hasn't been pining while you were away!
[ترجمه گوگل]او مطمئناً در مدتی که شما نبوده اید سوزن نمی کند!
[ترجمه ترگمان]اون موقع که تو نبودی خیلی ناراحت و ناراحت نشده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. An invasion would certainly precipitate a political crisis.
[ترجمه گوگل]یک تهاجم مطمئناً یک بحران سیاسی را تسریع خواهد کرد
[ترجمه ترگمان]حمله قطعا موجب ایجاد یک بحران سیاسی خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Music can certainly enrich your whole life.
[ترجمه گوگل]موسیقی مطمئناً می تواند کل زندگی شما را غنی کند
[ترجمه ترگمان]موسیقی قطعا می تواند کل زندگی شما را غنی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I can certainly feel the effects of too many late nights.
[ترجمه گوگل]من مطمئناً می توانم تأثیرات شب های دیرهنگام زیادی را احساس کنم
[ترجمه ترگمان]من قطعا می توانم تاثیرات شب های خیلی دیر را حس کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He certainly was not politically inactive.
[ترجمه گوگل]او مطمئناً از نظر سیاسی منفعل نبود
[ترجمه ترگمان]او قطعا از لحاظ سیاسی غیر فعال نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Everything goes amiss with him, he has certainly bad luck.
[ترجمه دکتر محمدشکیبی نژاد] رونالد واقعاً ( چشم شور ) و بدبیاری هست, هر چیزی با او فاجعه می شود. . . !!
|
[ترجمه گوگل]همه چیز با او خراب می شود، او قطعاً بدشانسی دارد
[ترجمه ترگمان]همه چیز با او بد پیش می رود، مسلما بد بخت و اقبال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The timely rain will certainly bring on the crops.
[ترجمه گوگل]باران به موقع قطعاً برای محصولات زراعی به ارمغان خواهد آورد
[ترجمه ترگمان]باران به موقع به طور حتم محصول را خواهد آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Without treatment, she will almost certainly die.
[ترجمه گوگل]بدون درمان، او تقریباً به طور قطع خواهد مرد
[ترجمه ترگمان]بدون درمان حتما میمیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. Poor organization was certainly a contributory factor to the crisis.
[ترجمه گوگل]سازماندهی ضعیف مطمئناً عاملی در ایجاد بحران بود
[ترجمه ترگمان]سازمان ضعیف قطعا یک عامل موثر در این بحران بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مطمئنا (قید)
assuredly, certainly

قطعا (قید)
certainly, forsooth

یقینا (قید)
certainly, surely

حتما (قید)
presently, certainly, inevitablly

همانا (قید)
indeed, certainly

محققا (قید)
indeed, certainly, surely

تخصصی

[صنعت] اطمِنان، حتمی

انگلیسی به انگلیسی

• doubtlessly, definitely
of course!
you use certainly to emphasize what you are saying when you are making a statement.
you also use certainly when you are agreeing with what someone has said or suggested.
you say certainly not when you want to say `no' in a strong way.

پیشنهاد کاربران

بدون شک، قطعاً
مثال: She will certainly be at the meeting tomorrow.
او فردا قطعاً در جلسه حاضر خواهد شد.
اطمینان، یقین. قطع، امر مسلم، قانون فقه: یقین، روانشناسی: یقین، بازرگانی: قطعیت. بی گمان
بدون شک، قطعا
Certainly, I can help you with that.
بدون شک، می توانم به شما کمک کنم.
sureness, assurance, confidence, conviction, faith, positiveness, trust, validity
- fact, reality, sure thing ( informal ) , truth
اطمینان، یقین. قطع، امر مسلم، قانون فقه: یقین، روانشناسی: یقین، بازرگانی: قطعیت. بی گمان.
بی گمان
حتما، مطمئنا، همانا، بلا شک، بدون شک، بی تردید
شک نکنید
بله حتما
certain: معین، مشخص
certainly: یقیناً
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : certify / certificate
✅️ اسم ( noun ) : cert / certificate / certification / certainty / certitude
✅️ صفت ( adjective ) : certain / certifiable / certificated / certified
...
[مشاهده متن کامل]

✅️ قید ( adverb ) : certain / certainly / certifiably

بدیهی است
قطعا، مطمعنن، صد در صد، صد البته
قطع به یقین
محققا"
=not half
Absolutely; I strongly agree. Primarily heard in UK, Australia
الزاماً، قطعاً، حتماً
مشخصا
Certainly:sure
Exactly
به ظن قوی
اعتماد کردن
قطعا ، حتما
طبیعتا، بدیها، بدیهیه که. . .
قطعا
مطمعنن
البته ( که درست است، که اینطور است، که برای شما فراهم است - معمولا وقتی کسی درخواستی داره و ما میخوایم بگیم البته که میشه - )
مطمئنأ
You certainly have no choice but to do so
مسلمأ جز این چاره ی ندارید
مطمئناً . یقیناً
used to reply completely or to emphasize something and show that there is no doubt about it
مترادف :definitly حتما
بی برو برگرد
Definitely
قطعا
حتما

Undoubtedly
قطعا. بی شک
اطمینان داشتن حتما قطعا
مطمئنا
یقینا
به یقین دارم
یقینا
certainly isn't nice
درست درواقع
قطعا، مطمئناً
قطعا
حتما
مطمئنا
اطمینان
صد البته
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٤١)

بپرس