پاسخهای حسین کتابدار
از نظر تعداد جملات کدام گزینه با بقیه متفاوت است؟ الف) برخیز تو نیز کاسه برکف خود را بفکن به سلک آن کف ب) آن دل شده چون رسید آنجا صد دل شده بیش دید آنجا ج) هر کس ز کف چنان حبیبی می یافت به قدر خود نصیبی د) مجنون چو شنید این بشارت برخاست به موجب اشارت
گزینه ج با بقیه متفاوت است، زیرا تنها یک جمله دارد؛ در حالی که سایر گزینهها هر کدام دو جمله هستند.
در یک شب نشینی ۲۰ نفر میتوانستند برقصند ، ماریا با ۷ نفر رقصید ، اولگا با ۸ نفر ، ورونا با ۹ نفر رقصید ،نینا هم با همه مردها رقصید ، در این مهمانی چند نفر مرد در شب نشینی شرکت کرده بودند
در این شبنشینی ۹ مرد شرکت کرده بودند.
اعماش خداعی بطیخ دوتو گرچ
این واژهها بیشتر ریشه در متون کهن و فرهنگهای لغت دارند. «اعماش» به معنای کمنور شدن چشم، «خداعی» به معنای فریبکاری، «بطیخ» همان هندوانه یا خربزه، «دوتو» به معنای تا کردن دوبل یا دو لا، و «گرچ» در مت ...
معنی و مفهوم و تفسیر این دو بیت از حضرت حافظ چیست؟ دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتیشکستگانیم ای بادِ شُرطِه برخیز باشد که باز بینم دیدارِ آشنا را
🔹 بیت اول دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا معنی تحتاللفظی شاعر میگوید: دل از دستم میرود، ای صاحبدلان به فریادم برسید. افسوس که راز پنهانِ عشق و دلدادگی به ...
🔸 خطوب ریشه: عربی (جمع «خَطْب»). معنی: حوادث بزرگ، بلاها، مصیبتها، رویدادهای مهم. نمونه: «صبر در برابر خطوب روزگار» → صبر در برابر مصیبتهای روزگار. 🔸 حراب ریشه: عربی (جمع «حَرب»). ...
و آلت اِسکاف پیش برزگر پیش سگ کَه، استخوان در پیش خر ✏ �مولانا�
🔸 ضربالمثلهای معادل در فارسی هر چیزی را جایی و هر کاری را زمانی است. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. هر چیزی به کار خودش میآید. کاه به نانوا بردن، آب دریا به دریا بردن. آب در هاون کوبیدن. (وقتی ابزار یا کار بیجا باشد)
طغرای ابرویش حاسه بصر و سمع کشتگران اختر گری افراد ثقه
طغرای ابرویش: خط یا قوس زیبای ابروهایش (طغرا به معنای امضای سلطنتی یا خط خوشنویسی منحنی است و اینجا به شکل هنری ابروها اشاره دارد). حاسه بصر و سمع حس بینایی و شنوایی (حاسه جمع حس است؛ بصر یعنی دیدن ...
بشائیم بی تجشم دهای صاحب المصلحه شبهای مقمر مصدقت ملابست اعمال
🔹 بشائیم از ریشهی «شئ» (چیز، موجود). معادل فارسی: اشیاء، چیزها، موجودات. کاربرد: در متون قدیم به معنای «اموال و اشیاء». 🔹 بی تجشم «تجشم» = زحمت، رنج. معادل فارسی: بیزحمت، بدون رن ...
رایحت غره شهر سلخ شهر رقیمه جات کراچتن قلمی کردن افعال ذمیه من تبعه
🔹 رایحت از ریشهی «ریح» (عربی) = بوی خوش. معادل فارسی: عطر، بوی خوش، نسیم خوش. کاربرد: بیشتر در متون ادبی و قدیمی. 🔹 غره شهر «غره» = آغاز، اول. معادل فارسی: روز اول ماه. مثال: «غرهی ...
زیر چاقی شکم باب زنی اورته بزستان ظلمگی نقیر و قطمیر
🔹 زیر چاقی اصطلاح عامیانه برای کسی که چاق نیست ولی زیر پوست و گوشتش لایهی پنهان چربی دارد . گاهی به معنای «ظاهر لاغر ولی با ذخیرهی چربی» یا «چاقی پنهان» استفاده میشود. 🔹 شکم باب زنی ...