تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

وقتی شما چیزی قابل توجه و با اهمیت را بیان میکنید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کلمه cresset به معنای مشعل و press به معنای مطبوعات یا انتشارات می باشد. این نام به طور خاص به یک مؤسسه انتشاراتی معتبر اشاره دارد که ویژگی های زیر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

به کار انداختن یک ماشین یا یک وسیله نقلیه یا یک دستگاه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

این فرصت را دارم یا این شانس را دارم که . . . وقتی در شرایط یه موقعیت خوب یا یه فرصت خوب قرار دارید به کار می رود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

از روی راحتی به خاطر سهولت به علت دم دست بودن ( لزوما بهترین یا درست ترین انتخاب نیست )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزی را برای استفاده در آینده کنار گذاشتن. معادل to save یا to put aside

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توسعه جهانی در تجارت به معنی انتقال کسب و کار شما به فراتر از کشور خودتان وفعالیت در بازار کشورهای دیگر در سراسر جهان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خیلی بهتر استفاده از more قبل از better اشتباه است. زیرا better خودش یک صفت تفضیلی ست. Much یک intensifier است و استفاده از آن قبل از صفات compariti ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مجبور به انجام کاری شدن. تحت فشار قرار گرفتن برای انجام کاری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک عبارت قیدی ( زمان ) است در اوایل زندگی ( نوزادی یا کودکی ) . در سن بسیار کم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی خمیر شیرینی پزی ست که به صورت لایه لایه در می آید و نام دیگر آن flaky pastry است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

کل سال

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصلا و ابدا در موارد مخالفت شدید با کسی یا انجام کاری به کار می رود یا وقتی پاسخ شدیدا منفی باشد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

توافق داشتن ( بین دو یا چند نفر یا دو گروه )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرو کردن ( غذا یی ) از قابلمه ( برای کسی ) با قاشق یا ملاقه. بخصوص وقتیکه جزئی از غذا را بخواهیم در قابلمه پیدا کنیم و آن را با قاشق بیرون بیاوریم.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در دنیای بازرگانی و محصولات یک شرکت come in به معنی موجود بودن و ارائه شدن کالا در مدلها یا رنگها یا ویژگیهای مختلف هست. Come out به معنی عرضه شدن و ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

انجام ناگهانی و برنامه ریزی نشده کاری. ( معمولا مورد علاقه فرد هم هست )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

لحظه آخری آخرین زمان و آخرین فرصت ممکن برای انجام یک کار یا شرکت در یک رویداد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

الکساندر فون هامبولت جغرافی دان و طبیعت شناس برجسته آلمانی است. از ۱۷۶۹ تا ۱۸۵۹. نام او بر دهها دانشگاه و مدرسه و مناطق جغرافیایی در مناطق مختلف دنی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام یکی از خاندانهای قدیم اسکاتلند است که ابتدا فرمانروایی اسکاتلند را به عهده داشتند اما از سال ۱۶۰۳ به فرمانروایی انگلستان هم دست یافتند که تا سال ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To have good reviews

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازگشتن به جای یا مکان قبلی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محاوره ای و غیر رسمی است به معنی : برای یک مدت کوتاه، یکم برخلاف for a while که رسمی تر است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه نگاه انداختن، سریع نگاه کردن، گشتن بین چیزها بدون هدف دقیق مثال I was browsing through the menu

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تنوع زیاد وجود داشتن گزینه های زیاد برای انتخاب ( محصولات یک فروشگاه یا شرکت )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

To explore, walk around and see atractives of a city

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Beautiful or pretty landscape to look at

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To start a trip or journey usually by car

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موارد استفاده. کاربردها

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از شدت هیجان یا فشار عصبی از خود بیخود شدن. یا به اصطلاح دیوانه شدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترافیک مشتری تعداد افرادی ست که در یک واحد زمانی به صورت فیزیکی از یک مرکز تجاری مثلا فروشگاه یا رستوران بازدید و در آن رفت و آمد میکنند. پاخور اصطل ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در کمال تعجب غافلگیر کردن کسی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرخ شده در ماهیتابه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موقعیت یا تجربه ای سخت که تاثیر عاطفی شدیدی بر فرد بگذارد که به سختی با آن کنار بیاید

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی یک گزینه یا یک منبع مورد اعتماد در طول یک دوره زمانی و یک اتنخاب ثابت

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوربین یکپارچه. دوربینی است که در یک دستگاه مانند لبتاب، تلفن هوشمند یا عینک هوشمند تعبیه شده است و از نظر فیزیکی جزئی از ساختار یک دستگاه است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

به معنی هد فونهایی می باشد که در کانال گوش قرار نمی گیرند و با یک فاصله در مقابل کانال گوش قرار می گیرند، تا به شنوایی آسیب نرسانند. برای ایجاد ثبات ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

این لنزها لنزهای فتوکرومیک هم نامیده می شوند. لنز این نوع عینکها وقتی در معرض نور خورشید و بخصوص اشعه UV قرار می گیرند به رنگ تیره در می آیند. و وقتی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لنز طبی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

رهایی آزاد کردن خود از محدودیت ها و قیدهای اجتماعی، عاطفی یا فیزیکی فرار از زندان فرار از چنگ کسی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

در عنوان یک کتاب بنام "the road not taken" واژه taken به معنای رفته یا طی شده است. ترجمه عنوان کتاب میشه: جاده طی نشده.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

سخنرانی در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان که معمولا توسط یک فرد برجسته انجام می شود و مخاطبین آن فارغ التحصیلان و خانواده های آنها هستند. در این سخنرانی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امید دادن. ایجاد حس خوش بینی و اعتقاد به نتیجه مثبت. تشویق کسی یا انگیزه دادن به او در هنگام مواجهه با چالشها برای ایمان به بدست آمدن نتیجه مطلوب.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فضای باز آفتاب گرفتن و لذت بردن از گرما و نور

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه در واقع یک فعل لاتین است به معنای صدمه زدن یا آسیب رساندن. اغلب در عبارت primum non nocere می آید که یک اصل در اخلاق پزشکی است به معنای "او ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چند ماه قبل مدتی قبل

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقریبا نصف نزدیک به پنجاه درصد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعظیم مودبانه خانمها در برابر یک شخص مهم که به صورت خم کردن زانوها می باشد. در مقابل آن bow که تعظیم مودبانه آقایان به صورت خم کردن کمر است.

پیشنهاد
١

میل یا قصد قوی برای انجام کاری داشتن. انجام کاری به سر زدن ( معمولا با حالتی از عصبانیت یا تردید همراه هست ) مثلا I've got a mind to quit my job. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک نوشیدنی الکلی است که از نیشکر یا چغندر قند به روش تقطیر تهیه می شود. نوشیدن آن برای مسلمانان حرام است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

این ور و اون ور چرخیدن ( زودگذر و سریع )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریا کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه از دو قسمت تشکیل شدهviru به معنی ویروس و پسوند cide به معنی کشنده. ترجمه آن میشه ویروس کش و به مواد شیمیایی یا فیزیکی کشنده ویروس اطلاق میشه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه از دو قسمت تشکیل شده viri به معنی ویروس و پسوند cide به معنی کشنده. ترجمه آن میشه ویروس کش و به مواد شیمیایی یا فیزیکی کشنده ویروس اطلاق میش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس پشیمانی و ندامت در مورد چیزی که در گذشته اتفاق افتاده یا نیوفتاده است و شخص آرزو می کند که ای کاش می توانست آن تصمیم یا عملکرد را تغییر دهد ولی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غم انگیز مصیبت بار اسفناک همراه با بدبختی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طعم اصیل

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاه در جریان ( بودن ) مطلع خبردار ( بودن )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افشاگر. کسیکه شواهدی از تخلف را به یک شخص یا سازمان مجاز اطلاع می دهد تا او با تخلف مقابله کند. Whistleblowing به معنی افشاگری می باشد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت have got to بیشتر در زبان محاوره ای و در زمان حال به کار میرود. زمان گذشته و آینده استفاده نمی شود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بررسی ( یک محصول یا خدمت ) Customer reviews of the restaurant were positive. نقد و نظر ( در مورد فیلم یا یک کتاب . . ) The movie received great r ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کلمه nearby علاوه بر قید نقش صفت هم می تواند در جمله داشته باشد. در این صورت قبل از اسم می آید. مثال: We stayed at a nearby hotel.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آخرین راه چاره به آخر خط رسیدن نامطلوبترین یا بی کیفیت ترین گزینه یا راه حل باقیمانده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سفر بی خطر ، به سلامت بری و برگردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک جمله مودبانه به معنی "بهتره که راه بیوفتیم" We had best یعنی بهتره که. .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی وقتی اوضاع خوبه بهتره الکی کاری نکنی که خراب شه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی چیزی را از دست دادن بویژه یه فرصت یا یه تجربه ای که مفید و لذت بخش است. یا بی نصیب ماندن از یه فرصت خوب با حرف اضافه on می آید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مایه تاسفه، مایه افسوسه در محاوره It's a ممکن است از ابتدای جمله حذف شود و جمله با shame to شروع شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به شدت تاکید کردن، به شدت تحت تاثیر قرار دادن، به اجبار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی یک موضوع را به دقت بررسی کنید یا درباره آن فکر کنید. به جای book کلمات دیگری مثلا document یا problem هم استفاده می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک پای خامه ای که با پوره شاه بلوط یا میوه های شیرین درست می شود و با شکلات تزیین می گردد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وحشتناک، ترسناک، شوم، عجیب و غریب، منزجر کننده، لرزان. داستان جنایی ترسناک با پایان غیرمنتظره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دره کوچک در میان درختان که پوشیده از درخت یا چمن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To be dead gone on ( over ) somebody بسیار مجذوب کسی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در اروپای قرون وسطی و مستعمرات آنها برای اجرای عدالت، متهم را برهنه میکردند و بر بدن او قیر مالیده و سپس بر روی آن پر می چسباندند. امروز ه به معنی س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلاش برای بدست آوردن چیزی بدون درخواست مستقیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک گیاه استوایی است که ریشه غده ای شکل و برگهای بزرگ دارد. این گیاه باید به صورت پخته خورده شود و مصرف خام آنها سمّی ست. نام دیگری برای taro می باشدِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در رسیدن به یک هدف پیشرفت حاصل کردن یا به موفقیت رسیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گذراندن زمان با تفریحهای بیهوده یا شوخی های عملی، سر به هوا بودن، رفتار احمقانه با شوخی های بی اهمیت، جست و خیز و بازی خشن. در اصل این کلمه ابتدا در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این اصطلاح در مواردی به کار میرود که بعد از یک دوره ای از یکنواختی و سکون و رخوت ، کسی یا چیزی تازه و خوشایند و متفاوت حضور پیدا کند. میتوان معادل ها ...

پیشنهاد
٠

این اصطلاح برای به خاطر سپردن تغییر ساعت در ابتدای بهار و پاییز به کار میرود. Daylight saving time ( DST ) یعنی در ابتدای بهار ساعت را یک ساعت به جل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این اصطلاح برای کسانی به کار میرود که بعد از یک دوره انزوا یا کم کاری دوباره فعال شده اند معادل فارسی آن را میتوان به صورتها بیان کرد: از خواب زمستان ...

پیشنهاد
٠

I don't have a horse in the race. یعنی این ماجرا نفعی برام نداره. چیزی از توش نسیب من نمیشه

پیشنهاد
٠

وقتی موضوع محرمانه ای را به کسی بگویید و انتظار دارید آنرا به کسی نگوید. رازداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک دیواره کوچک بافتی به شکل زاویه قائمه در قلب است که دهلیز راست را از بطن چپ جدا می کند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از فرصت بخوبی استفاده کردن، استفاده از موقعیت به نفع خود، معادل فارسی آن: تا تنور داغه چسباندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یکی از معانی tell متمایز کردن و تشخیص و تمایز تفاوتها بین دو یا چند چیز است. بنابراین عبارت I can't tell به معنی "من قادر به تشخیص تفاوت نیستم" می با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وقتی می خواهید بر عصبانیت خود تاکید کنید به کار میرود. معادل : یعنی چه؟ آخه چرا؟ که چی؟ Why the devil How the devil What the devil همه اینها به همین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی ارزش ( غیر رسمی ) ، without value

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلیلش این نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خشمگین شدن، عقل از سر پریدن ( از شدت ناراحتی ) ، از نظر عاطفی یا عقلی ناپایدار شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کل هستی، تمام کائنات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لووکاردیا یعنی موقعیت قلب، در سمتِ چپِ قفسه سینه و راس آن به سمت چپ باشد. این حالت اکثر موارد آناتومی طبیعی قلب را تشکیل میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مزوکاردیا یعنی موقعیت قلب در قفسه سینه به جای اینکه در سمت چپ باشد در وسط قفسه سینه است و راءس آن در خط وسط قفسه سینه قرار دارد. این وضعیت ممکن است د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این بیماری مادرزادی شامل تنگی قسمت کوچکی از آئورت می باشد که باعث می شود خونرسانی به اندام های تحتانی کاهش پیدا کند و فشار خون در اندام فوقانی بالا و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مقدار زیاد، کلّی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( کاری را سریع انجام دادن ) عجله کن، بجنب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرمای شدید خوردن به علت عدم پوشیدن لباس گرم یا خشک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لباس عوض کردن ( در آوردن یک لباس و پوشیدن لباس دیگر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Sometime: به معنی یک نقطه زمانی ( نامشخص ) در آینده یا گذشته است و در جمله نقش قید زمان را دارد. معنی دوم آن" قبلا" یا "سابقا" است Some time: یک فاصل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Sometime: به معنی یک نقطه زمانی ( نامشخص ) در آینده یا گذشته است و در جمله نقش قید زمان را دارد. معنی دوم آن قبلا یا سابقا Some time: یک فاصله بین دو ...

پیشنهاد
٠

( وقتی دو دوست بعد از مدتها همدیگه رو ملاقات میکنند ) می پرسند" اوضاع زندگی چطوره؟" و انتظار یک پاسخ کلی و خلاصه در مورد اتفاقات زندگی در این مدت که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرویسی تشکیل شده از میز آرایش، صندلی و آینه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیروی ما ورائ طبیعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی نیازی نیست که نگران چیزی باشید یا با آن مقابله کنید زیرا مسئولیت آن از روی دوش شما برداشته شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پروردگار بلندمرتبه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلند مرتبه، والا مقام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی شما تاکید می کنید که چیزی یا موضوعی بسیار ساده است، یا پیش پا افتاده ست، یا درست و حسابی نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جای شکرش باقیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فروپاشی عصبی یا فروپاشی روانی که در اثر استرس شدید ایجاد می شود و فعالیتهای عادی فرد را مختل می کند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( بیرون رفتن از خانه ) برای هواخوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه ملاقات کوتاه کردن، یه بازدید کوتاه کردن، یه سر زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترجمه دوستان عزیز الهام و درفام اشتباه است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنگ در سونوگرافی به صورت اکو توصیف می شود. رنگ یک بافت با یکی از بافتهای مجاورش مقایسه و توصیف می شود. هرچه روشنتر باشد یعنی سفیدتر باشد hyperechoic ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حس خوب به کسی دادن کسی را خوشحال کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خوابیدن در طول روز یا بخش زیادی از روز ( یا یک دوره زمانی ) به جای انجام کارهای سازنده و موثر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وقتی به کار می رود که در یک موقعیت سخت فقط یک راه ( یا راههای محدودی ) برای رسیدن به هدف وجود داشته باشد. راه چاره داشتن، چاره ای جز . . نداشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یک عفونت معمولا ویروسی دستگاه تنفسی است که بیشتر در بچه ها ایجاد می شود. در آن نای و حنجره ملتهب می شود و مشکل در تنفسی ایجاد می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وجود یک ناهنجاری در یکی از اعضا بدن جنین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه روز پرتلاش، یه روز سخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای قدردانی و پاسخ به کسی که از شما تعریف کرده گفته می شود، به معنای : لطف دارین، نظر لطف شماست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سعادت دنیوی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هیچی برام جذابیت نداره. اشتهای هیچ چیز رو ندارم. حوصله هیچی رو ندارم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی هرگز فرصت چیز خاصی را پیدا نکردن یا هرگز به چیز خاصی دست نیافتن ( آرزوی چیزی را به گور بردن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منظورت چیه؟ در مواقع حیرت و شگفتی زدگی به کار میرود. ولی what do you mean وقتی بکار میرود که منظور طرف مقابل را متوجه نشده باشیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این اصطلاح یعنی نتیجه آینده را اشتباه پیش بینی کنید یا اشتباه قضاوت کنید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تو دهنی زدن به کسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درصحبت عامیانه به معنی صورت ، دهان و لب می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی چیزی رو زیاد دوست داشتن، بیشتر از چیزای دیگه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شک ندارم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هیچکس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قبلا، تا امروز، تا حالا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با وجود شلوغی و سروصدا تمرکز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی با وجود صداهای اطراف ( noise ) تمرکز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

املای صحیح انomission هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشتباه سهوی و غیرعمد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دخالت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صحبت زیاد و بیهوده کردن، صحبت زیاد و بی اثر کردن، خودمانی: فک زدن ، وراجی کردن

پیشنهاد
٠

نظر مساعد کسی رو جلب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی عالی، بسیار خوب، معرکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وقتی به کسی میگیم" patience" یعنی صبر داشته باش، دندون رو جیگر بذار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایده های بلندپروازانه، ایده هایی با استاندارد بالا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی کسی آنقدر باهوش است که بقیه به او حسادت میکنند یا خشمگین می شوند

پیشنهاد
١

نکنه . . ( اون اتفاق بیوفته یا اون کار انجام بشه ) نکنه یه وفت . . . مبادا. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از کوره در رفتن ( از شدت عصبانیت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از عهده مسئولیت امری بر آمدن، توانایی مدیریتِ موفقِ یک چالش را داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در مورد موضوعی سردرگم و گیج بودن

پیشنهاد
٠

یک اصطلاح هست به معنی بسیار تعجب کردن، شگفت زده شدن، غافلگیر شدن Astonish, surprise

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اغلب، معمولا

پیشنهاد
٠

تعبیر کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

برای او به نظر می رسه. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپردن به. .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Be set on something برای کاری برنامه ریزی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلشوره داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی را به حال خودش وِل کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی را به حال خودش گذاشتن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

داروی مخصوص که برای تصویر برداری پزشکی استفاده می شود و به طور کلی ماده حاجب نامیده می شود contrast agent می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از خستگی نا نداشتن خسته و کوفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به شدت پریشان شدن بدجور آشفته شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پوزش می طلبم ( عذرخواهی مودبانه ) ببخشید ( وقتی منظور صحبتهای طرف مقابل رو متوجه نشدیم یا نگرفتیم )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ترس از جا پریدن زَهره تَرَک شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرز، چست و چابک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوار هر وسیله نقلیه ای شدن به صورت رایگان