dead beat


(مکانیک - ساعت و غیره) بی نوسان، بی ضربه، بی بازگشت، بی جنبش، (خودمانی - کسی که در پرداخت دیون خود کوتاهی می کند) بد حساب، از زیرش در رو، کوتاهی کننده، زدن ضربه بدون برگشت وعکس العمل، دارای سکون
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) one who avoids paying debts or expenses.

- You'll never get your money back from that deadbeat.
[ترجمه ابوالقاسم امینی] تو هرگز پولت را از آن آدم بدحساب پس نخواهی گرفت.
|
[ترجمه گوگل] شما هرگز پول خود را پس از آن مردود باز پس نخواهید گرفت
[ترجمه ترگمان] تو هیچ وقت پولت رو از اون deadbeat نمی گیری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. deadbeat instrument
ابزار کم نوسان

2. I'm dead beat after going through all this mass of details of the case!
[ترجمه گوگل]من بعد از گذشتن از این همه جزئیات پرونده مرده ام!
[ترجمه ترگمان]بعد از این که همه این جزئیات را از بین ببرم، من مرده هستم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Come and sit down, you must be dead beat .
[ترجمه Bb] بیا بشین. تو باید اروم باشی
|
[ترجمه گوگل]بیا بشین، حتما مرده باشی
[ترجمه ترگمان]بیا بشین، تو باید مرده باشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You look dead beat.
[ترجمه ami] هدف قانون جدید صاحبخانه های بد حسابی هست که دو میلیون بدهکار هستند
|
[ترجمه گوگل]به نظر میرسی مرده
[ترجمه ترگمان]انگار که مرده به نظر می ای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He was dead beat after a day's work.
[ترجمه گوگل]او پس از یک روز کار کتک خورده بود
[ترجمه ترگمان]بعد از یک روز کار، مرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We ran five miles, and came back dead beat.
[ترجمه گوگل]پنج مایل دویدیم و با ضرب و شتم برگشتیم
[ترجمه ترگمان]ما پنج مایل دویدیم و باز به راه افتادیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He dead beat after a day's work.
[ترجمه گوگل]او مرده پس از یک روز کار کتک زد
[ترجمه ترگمان]بعد از یک روز کار کشته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She was dead beat after long - distance race.
[ترجمه گوگل]او پس از مسابقه طولانی مدت شکست خورده بود
[ترجمه ترگمان] بعد از یه مسابقه طولانی، مرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The long - distance runner was dead beat as he crossed the finishing line.
[ترجمه گوگل]دونده مسافت طولانی هنگام عبور از خط پایان شکست خورده بود
[ترجمه ترگمان]همان طور که از خط پایان عبور می کرد، فراری از دور مرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He must be dead beat.
[ترجمه گوگل]او باید ضرب و شتم مرده باشد
[ترجمه ترگمان]او باید مرده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He's a real deadbeat who's never had a proper job.
[ترجمه Bb] اون یه ادم بی عرضست که هیچوقت کار درست حسابی ای نداشته
|
[ترجمه گوگل]او یک مرد واقعی است که هرگز شغل مناسبی نداشته است
[ترجمه ترگمان]اون آدم deadbeat که هرگز شغلی درست و حسابی نداشته
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The new law is aimed at deadbeat landlords who owe $2million.
[ترجمه گوگل]هدف قانون جدید مالکان مرده ای است که 2 میلیون دلار بدهکار هستند
[ترجمه ترگمان]هدف از این قانون جدید deadbeat landlords است که به ۲ میلیون دلار بدهکار هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Advocates also said that the stereotype of the deadbeat dad as in jail or unemployed was a myth.
[ترجمه گوگل]مدافعان همچنین گفتند که تصور کلیشه ای از پدر مرده در زندان یا بیکار یک افسانه است
[ترجمه ترگمان]حامیان همچنین می گویند که کلیشه پدر deadbeat در زندان یا بی کار یک افسانه بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Deadbeat has really set an example.
[ترجمه گوگل]Deadbeat واقعاً یک نمونه است
[ترجمه ترگمان]deadbeat واقعا یک نمونه را تعیین کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Should a deadbeat dad's nonpayments go on his credit report?
[ترجمه گوگل]آیا عدم پرداخت یک پدر مرده باید بر اساس گزارش اعتباری او باشد؟
[ترجمه ترگمان]باید از گزارش کارت اعتباریش دست و پا کنه؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. But even if he was a deadbeat dad and a bit of a nut, Duffy had a dream as big as the Pacific Ocean and little could deter him.
[ترجمه گوگل]اما حتی اگر او یک پدر مرده بود و کمی آهسته بود، دافی رویایی به بزرگی اقیانوس آرام داشت و اندکی می توانست او را منصرف کند
[ترجمه ترگمان]اما حتی اگر پدر deadbeat بود و کمی مهره، دافی یک رویا به بزرگی اقیانوس آرام داشت و کمی هم می توانست او را بترساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. STATCOM mathematical model is set up derivative the deadbeat STATCOM control model for unbalanced load.
[ترجمه گوگل]مدل ریاضی STATCOM مشتق شده از مدل کنترلی STATCOM برای بار نامتعادل تنظیم شده است
[ترجمه ترگمان]مدل ریاضی STATCOM از طریق مدل کنترل deadbeat STATCOM برای بار نامتوازن تنظیم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. A novel deadbeat predictive current control strategy adopted according to the characteristics of three - phase grid - connected inverters.
[ترجمه گوگل]یک استراتژی کنترل جریان پیش‌بینی کننده جدید که با توجه به ویژگی‌های اینورترهای متصل به شبکه سه فاز اتخاذ شده است
[ترجمه ترگمان]یک استراتژی کنترل جریان پیش بینی جریان پیش بینی با توجه به ویژگی های مبدل های متصل به شبکه سه فازی مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. Pierre, who's working at a Dunkin' Donuts in Newburgh, was labeled a "deadbeat dad" in some news accounts but O'Connor said there was never any such allegation relating to his children with Armstrong.
[ترجمه گوگل]پیر، که در دانکین دوناتز در نیوبرگ کار می کند، در برخی گزارش های خبری به عنوان "پدر مرده" لقب گرفت، اما اوکانر گفت که هرگز چنین ادعایی در رابطه با فرزندانش با آرمسترانگ وجود نداشته است
[ترجمه ترگمان]پی یر که در دانکین Donuts در Newburgh کار می کرد، در برخی از گزارش ها خبری لقب \"بابا deadbeat\" داشت اما او گفت که هیچ وقت چنین اتهامی مربوط به فرزندان او با آرمسترانگ وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. If a deadbeat friend is bad news, a deadbeat child or sibling can be even worse.
[ترجمه گوگل]اگر یک دوست مرده خبر بدی باشد، یک فرزند یا خواهر یا برادر مرده می تواند حتی بدتر باشد
[ترجمه ترگمان]اگر یک دوست deadbeat خبر بدی است، یک کودک یا خواهر sibling می تواند حتی بدتر هم بشود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. After the day's hard work, all looked deadbeat.
[ترجمه گوگل]بعد از کار سخت روز، همه به نظر مرده بودند
[ترجمه ترگمان]بعد از کار سخت روزانه، همه ساکت به نظر می رسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Extra-special sucky is when you get deadbeat clients, which happens a lot more often –at least to me –than one would think likely.
[ترجمه گوگل]زمانی که مشتری‌های بی‌نظیر دریافت می‌کنید، بسیار خاص است، که بسیار بیشتر از آن چیزی که فکر می‌کنید اتفاق می‌افتد – حداقل برای من
[ترجمه ترگمان]Extra ویژه زمانی است که شما deadbeat مشتری می گیرید، که خیلی بیشتر از حد ممکن است - حداقل به من - بیش از آنچه که فکر می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. Test results show that the deadbeat SVPWM control algorithm can effectively track the grid voltage and reference current.
[ترجمه گوگل]نتایج آزمایش نشان می‌دهد که الگوریتم کنترلی SVPWM می‌تواند به طور موثر ولتاژ شبکه و جریان مرجع را ردیابی کند
[ترجمه ترگمان]نتایج آزمون نشان می دهد که الگوریتم کنترل deadbeat svpwm می تواند به طور موثر ولتاژ شبکه و جریان مرجع را ردیابی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. That deadbeat left town owing US $ 000.
[ترجمه گوگل]آن شکست، شهر را با بدهی 000 دلاری ترک کرد
[ترجمه ترگمان]این deadbeat شهر را به مبلغ ۵۰۰۰ دلار ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[مهندسی گاز] زدن ضربه بدون برگشت وعکس العمل

به انگلیسی

• worthless; exhausted, very tired, worn out
if you are dead beat, you are very tired and have no energy left; an informal expression.
loser, lazy person, loafer; one who doesn't pay his debts
tired, exhausted
a deadbeat is a person who is lazy or who does not want to be part of ordinary society; an informal word.

پیشنهاد کاربران

Completely exausted, bone - tired
معمولاً به افراد ولگرد، بیکار، معتاد می گن و انگل جامعه محسوب میشن.
. Someone who is lazy and no plan in life
. Someone who avoid paying debt

پول - پس - نده
آدم دوزاری
لااُبالی، بیکار و بی عار
به کسی که پول قرض میگیره و پولتون رو پس نمیده و اعتماد دیگران به خودش رو از دست میده میگن
خسته, بی جنبش, بی عرضه, بدحساب
I'm absolutely dead beat.
به کلی خسته و داغونم.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما