ابوالقاسم امینی

ابوالقاسم امینی دبیر زبان انگلیسی، پژوهشگر فرهنگ عامه
مترجم کتاب سفرنامه والنتین بیکر ( در انتظار چاپ )
در حال ترجمهٔ کتاب سفرنامهٔ جیمز ادوارد الکساندر
Saniyaramini@gmail. com

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



tumuli٢٠:٥٠ - ١٤٠١/٠٩/١٢صورت جمع tumulusگزارش
0 | 0
scanty٢١:٤٦ - ١٤٠١/٠٩/٠٨ناچیزگزارش
0 | 0
valient٠٩:٠١ - ١٤٠١/٠٩/٠٨درست آن چنین است: valiantگزارش
0 | 0
bachelor's button٢٢:٠٤ - ١٤٠١/٠٩/٠١گل گندمگزارش
0 | 0
musquito٠٩:٣٩ - ١٤٠١/٠٨/٣٠شکل قدیمی mosquitoگزارش
0 | 0
babylonish٢٠:١٧ - ١٤٠١/٠٨/٢٩وابسته به بابل و مردم و زبان و فرهنگ آن، بابلیگزارش
0 | 0
ally٢٢:٣٤ - ١٤٠١/٠٨/٢٨کاهش دادن، کم کردنگزارش
0 | 0
in state٠٩:٣٣ - ١٤٠١/٠٨/٢٧با تشریفات باشکوه، طی مراسمی شکوهمندگزارش
0 | 0
destined for١٥:١٠ - ١٤٠١/٠٨/٢٦در نظر گرفته شده برایگزارش
0 | 0
draw out٢٠:٣٧ - ١٤٠١/٠٨/٢٤( نظامی ) به خط کردن نیروهاگزارش
0 | 0
meet with reverses٢٢:٤٧ - ١٤٠١/٠٨/٢٣با شکست مواجه شدنگزارش
0 | 0
begzada١٤:٣٤ - ١٤٠١/٠٨/٢٣بیگ زادهگزارش
0 | 0
insulated٢٢:٠٤ - ١٤٠١/٠٨/٢٢منفردگزارش
0 | 0
mastick١٤:٤٤ - ١٤٠١/٠٨/٢٢شکل قدیمی و منسوخ masticگزارش
0 | 0
intreaty١٣:٠٣ - ١٤٠١/٠٨/٢٠صورت قدیمی entreatyگزارش
0 | 0
fall into rank١٠:١٣ - ١٤٠١/٠٨/١٩با بقیه همراه شدن، همرنگ جماعت شدنگزارش
0 | 0
trowsers٢٠:٣٩ - ١٤٠١/٠٨/١٧شکل قدیمی و متروک trousersگزارش
0 | 0
seal engraving٠٩:٢٠ - ١٤٠١/٠٨/١٧مهرسازیگزارش
0 | 0
C٢٠:٢٠ - ١٤٠١/٠٨/١٦و غیرهگزارش
0 | 0
in procession١٤:٥١ - ١٤٠١/٠٨/١٣در صفوف منظمگزارش
0 | 0
as large as life١١:٤١ - ١٤٠١/٠٨/١٣سُر و مُر و گندهگزارش
0 | 0
large as life١١:٤٠ - ١٤٠١/٠٨/١٣رجوع شود به as large as lifeگزارش
0 | 0
bas relif١١:٢٤ - ١٤٠١/٠٨/١٣املای درستش چنین است: bas reliefگزارش
0 | 0
entire١١:١٧ - ١٤٠١/٠٨/١٣بزرگ، عظیم الجثهگزارش
0 | 1
dung٠٩:٢٤ - ١٤٠١/٠٨/١٣فضلهگزارش
0 | 0
pummel٠٨:٣٧ - ١٤٠١/٠٨/١٣قاچ زینگزارش
0 | 0
quadrant٢٢:٣٤ - ١٤٠١/٠٨/١٢چارَک ابزاری است که در مشاهده های آسمانی اخترشناسی برای اندازه گیری زاویه تا ۹۰ درجه استفاده می شود. این وسیله را در اصل بطلمیوس به عنوان نمونهٔ بهتر ... گزارش
0 | 0
decayed١٥:٠٣ - ١٤٠١/٠٨/١٢خراب، ویران شدهگزارش
0 | 0
abominably١١:٥٩ - ١٤٠١/٠٨/١٢به طرز چندش آوری، به طور ناخوشایندیگزارش
0 | 0
encampment١٠:٠٣ - ١٤٠١/٠٨/١٢خیمه گاهگزارش
0 | 0
ferruginous٢١:٥٧ - ١٤٠١/٠٨/١١قهوه ای مایل به قرمزگزارش
0 | 0
cantle١٥:٠٦ - ١٤٠١/٠٨/١١قاچ عقب زینگزارش
0 | 0
gurgle١٥:٠٢ - ١٤٠١/٠٨/١١خروشیدنگزارش
0 | 0
unleavened bread٠٩:٣٤ - ١٤٠١/٠٨/١٠نان ورنیامده، فطیرگزارش
0 | 0
countanance٢١:٣٨ - ١٤٠١/٠٨/٠٩صورت صحیح آن، این گونه است: countenanceگزارش
0 | 0
antient٢١:٤٣ - ١٤٠١/٠٨/٠٨شکل قدیمی ancientگزارش
0 | 0
flagstaff٢١:٠٦ - ١٤٠١/٠٨/٠٧میلهٔ پرچمگزارش
0 | 0
scite١٤:٣٢ - ١٤٠١/٠٨/٠٢با سرعت حرکت کردنگزارش
0 | 0
synogogue١٠:٤٩ - ١٤٠١/٠٨/٠٢املای درست این واژه این چنین است: synagogue به معنی کنیسهگزارش
0 | 0
follow the example of٢٠:٥٩ - ١٤٠١/٠٨/٠١الگو گرفتن ازگزارش
0 | 0
horsecloth٢٢:١٣ - ١٤٠١/٠٧/٣٠جُلگزارش
0 | 0
make representation to someone١٧:٢٧ - ١٤٠١/٠٧/٣٠اعتراض و شکایت کردن از کسیگزارش
0 | 0
insipidity٠٩:٤٤ - ١٤٠١/٠٧/٢٥بی روحیگزارش
0 | 0
piquet٠٩:٤٢ - ١٤٠١/٠٧/٢٢دیده ور، دیده بانگزارش
0 | 0
for what١٤:٥٧ - ١٤٠١/٠٣/٢٤چراگزارش
9 | 0
burst forth١٥:٤٤ - ١٤٠١/٠٣/٢٣منتشر کردنگزارش
5 | 0
delibration٢٢:٥٢ - ١٤٠١/٠٣/٢٢بحث و مذاکرهگزارش
2 | 0
sotnia١٥:٣٢ - ١٤٠١/٠٣/٢٠یک واحد رزمی مربوط به روسیه یا اوکراین متشکل از یکصد سربازگزارش
0 | 0
old adam١٥:١٧ - ١٤٠١/٠٣/٢٠انسان گنهکارگزارش
0 | 0
old man١٥:١٦ - ١٤٠١/٠٣/٢٠انسان گنهکارگزارش
0 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



indebt١٤:٣٩ - ١٤٠١/٠٨/٠٢
• We're deeply indebted to you for your help.
ما مدیون کمک شما هستیم.
0 | 0
hooligan١٧:٣٣ - ١٤٠١/٠٥/٢١
• He struck the hooligan down with his fist.
او آن جوان لات را با یک مشت نقش بر زمین کرد.
0 | 0
propitiate١٧:٤٢ - ١٤٠١/٠٣/١٣
• propitiate the gods with a sacrifice.
با یک قربانی خشم خدایان را فرو نشانید.
0 | 0
stone's throw٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠١/٢٦
• The hotel is within a stone's throw of the beach.
هتل در فاصلهٔ نزدیکی به ساحل قرار دارد.
0 | 1
mash١٧:٠٥ - ١٤٠١/٠١/٢٤
• Mash the bananas with a fork.
با چنگال موزها را له کن.
2 | 0
uneatable١٢:٤٦ - ١٤٠١/٠١/١٧
• This food is positively uneataBle.
این غذا قطعاّ غیر قابل خوردن است.
0 | 0
uneatable١٢:٤٦ - ١٤٠١/٠١/١٧
• This food is positively uneatable .
این غذا قطعاً غیر قابل خوردن است.
0 | 0
interval١١:٥٦ - ١٤٠٠/١٢/٢٠
• There was a long interval before he anwsered the telephone.
او پس از وقفه ای طولانی به تلفن جواب داد.
5 | 0
in person١١:٣١ - ١٤٠٠/١٢/١٩
• The winner will be there in person to collect the prize.
برنده در آنجا خواهد بود تا حضوراً جایزه را دریافت کند.
0 | 0
positively٠٩:٢٣ - ١٤٠٠/١٢/٠٢
• Yes, I will go--positively!
بله، من قطعاً خواهم رفت.
0 | 1
mutiny٠٧:٤٧ - ١٤٠٠/١١/٠٥
• Discontent stirred the men to mutiny.
نارضایتی افراد را به شورش وا داشت.
2 | 0
stomach١١:١٦ - ١٤٠٠/١٠/٣٠
• He has no stomach for violence.
او تحمل خشونت را ندارد.
7 | 1
stomach١١:١٦ - ١٤٠٠/١٠/٣٠
• I can't stomach your insults.
من نمی توانم توهین های تو را تحمل کنم.
2 | 1
velvet٢١:٢٤ - ١٤٠٠/١٠/٢٩
• The King was enrobed in velvet.
شاه را جامهٔ مخملی پوشانیدند.
0 | 0
buy over١٦:٣٤ - ١٤٠٠/١٠/٢٩
• They all refused to be bought over to do anything they ought not to do.
همهٔ آن ها از گرفتن رشوه برای انجام کاری که نباید انجام دهند خودداری کردند
0 | 0
absent٠٩:٢٨ - ١٤٠٠/١٠/٢٨
• He looked at the professor, but his mind remained absent.
او به استاد نگاه کرد، اما ذهنش هم چنان پریشان بود.
2 | 1
dead beat٢٠:٤١ - ١٤٠٠/١٠/٢٦
• You'll never get your money back from that deadbeat.
تو هرگز پولت را از آن آدم بدحساب پس نخواهی گرفت.
2 | 0
neighbourhood١٦:١٨ - ١٤٠٠/١٠/٢٠
• A criminal gang terrorized the neighbourhood.
یک باند مسلح، محله را سخت به وحشت انداخت.
5 | 0
bale١٨:٣٣ - ١٤٠٠/١٠/١٧
• The field was dotted with bales of hay.
زمین کشاورزی پُر از کپه های کاه بود.
2 | 0
in force١٧:٥٣ - ١٤٠٠/١٠/١٧
• The police were there in force.
پلیس با تمام قوا در آنجا بود.
0 | 0
a good deal٢١:٠٢ - ١٤٠٠/١٠/١٥
• It cost a good deal, I can tell you.
من می توانم به شما بگویم که ارزش آن بسیار زیاد است.
0 | 0
tub١٨:٤١ - ١٤٠٠/١٠/١٣
• Let every tub stand on its own bottom.
هر شخصی باید روی پای خود بایستد و به خودش متکی باشد
0 | 0
prejudice١٨:٤٥ - ١٤٠٠/١٠/١٠
• He continued to smoke, to the prejudice of his health.
او به سیگار کشیدنش ادامه داد و به سلامتی خود آسیب رساند.
5 | 0
good٢٢:٢٦ - ١٤٠٠/١٠/٠٩
• We had a good time at the party.
در مهمانی به ما خوش گذشت.
0 | 1
cheer١٠:٢١ - ١٤٠٠/١٠/٠٩
• The audience cheered the soloist.
تماشاچیان تک خوان را تشویق نمودند.
5 | 1
laid up١٤:٣٤ - ١٤٠٠/١٠/٠٧
• Penny and penny, laid up, will be many.
قطره قطره جمع شود، وانگهی دریا شود.
0 | 0
gallop٠٩:٣١ - ١٤٠٠/١٠/٠٧
• If you gallop through your work, you are more likely to make mistakes.
اگر در انجام کار خود شتاب کنید، احتمال بیشتری وجود دارد که اشتباه کنید.
2 | 0
succeed١٦:٢٣ - ١٤٠٠/١٠/٠٦
• Her first novel was far more popular than the one that succeeded it.
اولین رمان او بسیار محبوب تر از رمانی شد که پس از آن نوشت.
2 | 0
succeed١٦:٢١ - ١٤٠٠/١٠/٠٦
• The vice-president succeeds the president if the latter should die in office.
معاون رئیس جمهور جانشین او می شود اگر در هنگام تصدی مسئولیت از دنیا برود.
0 | 1
wreak٢١:٤٣ - ١٤٠٠/١٠/٠٥
• The storm wreaked havoc on the coastal towns.
طوفان در شهرهای ساحلی خرابی به بار آورد.
7 | 0
stow٢١:٢١ - ١٤٠٠/٠٩/٢٢
• I'm very hungry, and I can now stow away an ox.
من خیلی گرسنه ام و حالا می توانم یک گاو نر را بخورم.
0 | 0
stow٢١:٢٠ - ١٤٠٠/٠٩/٢٢
• My big luggage could stow all of your clothes.
چمدان بزرگ من می تواند تمام لباس های شما را جای دهد.
0 | 0
amidst١٤:٥٠ - ١٤٠٠/٠٩/١٦
• The bridge was completed in 1811 amidst much rejoicing.
این پل در سال ۱۸۱۱ در میان شادی فراوان کامل شد.
0 | 0
alike٢٠:٣٣ - ١٤٠٠/٠٩/١١
• They dress alike.
آنها مانند هم لباس می پوشند.
0 | 1
waiting٢١:٣٦ - ١٤٠٠/٠٩/١٠
• a hotel with a large waiting staff
هتلی با پیشخدمت های فراوان
5 | 0
painfully٢١:١٤ - ١٤٠٠/٠٩/١٠
• As a teenager I was painfully shy.
به عنوان یک نوجوان، من بیش از حد خجالتی بودم.
0 | 0
impracticable١٥:١٢ - ١٤٠٠/٠٩/٠١
• The scheme was criticized as too idealistic and impracticable.
این طرح به خاطر این که خیلی ایده آل گرایانه و غیرعملی بود مورد انتقاد واقع شد
9 | 0
aguish٢١:٣٨ - ١٤٠٠/٠٨/٣٠
• Aguish is easy to break out in the tropic area.
تب مالاریا به آسانی در نواحی گرمسیری شیوع می یابد.
9 | 0
steed١٤:٥٨ - ١٤٠٠/٠٨/٢٦
• While the grass grows the horse (or steed) starves.
در حالی که علف می روید، اسب گرسنگی می کشد
14 | 0