پیشنهادهای Fatemeh (١٦٤)
٣٣٤
١ سال پیش
٠
تعبیر کردن
١ سال پیش
-١
برای او به نظر می رسه. . .
١ سال پیش
٠
سپردن به. .
١ سال پیش
١
Be set on something برای کاری برنامه ریزی کردن
١ سال پیش
٠
دلشوره داشتن
١ سال پیش
٠
کسی را به حال خودش وِل کردن.
١ سال پیش
٠
کسی را به حال خودش گذاشتن.
١ سال پیش
٠
داروی مخصوص که برای تصویر برداری پزشکی استفاده می شود و به طور کلی ماده حاجب نامیده می شود contrast agent می باشد
١ سال پیش
١
از خستگی نا نداشتن خسته و کوفته
١ سال پیش
١
به شدت پریشان شدن بدجور آشفته شدن
١ سال پیش
٢
پوزش می طلبم ( عذرخواهی مودبانه ) ببخشید ( وقتی منظور صحبتهای طرف مقابل رو متوجه نشدیم یا نگرفتیم )
١ سال پیش
٠
از ترس از جا پریدن زَهره تَرَک شدن
١ سال پیش
١
فرز، چست و چابک
١ سال پیش
٠
سوار هر وسیله نقلیه ای شدن به صورت رایگان