پیشنهادهای ژاسپ (٤,٤١٢)
غافل
پَرَن = دیروز دوش = دیشب = دیشب دیروز = شب دو روز پیش
پَرموته = چیز ، شیء ، ماده ، جسم
پَرگین = عام و شایع
رَحِم = پَرکام فرهنگ نفیسی
پرغول شکل قدیمی تر بلغور بوده همان طور که می بینید تبدیل ر به ل بسیار رایج است.
پر از ابر ، هوای پر از ابر بارانی ، هوایی که احتمال بارش باران برود.
برخلاف حرف دهخدا ، اتفاقا پُرسی به تنهایی به کار می رود و به معنی "باج و خراج ، مالیات یا جریمه " است.
پَردُو ( واو ساکن ) = به معنی سقف ، ایوان ، تیر کوچک و بالا خانه است
پَردَن = حد و کرانه
هشتن / گماردن / واگذاردن
بخشیدن = بخش بخش کردن ، تقسیم کردن
توزیع
نهفتگی ویژانش ( روش شناسی پژوهش )
توضیح دادن ، شرح دادن
نگیختن
نِگیختن
اجرا کردن ، اقدام کردن
نِبَستن= خوابیدن / قرار دادن / نهادن
خوابیدن
گناه کردن
دخشک
آه کشیدن
تیر انداختن ، پرتاب کردن
تقسیم کردن = برخیدن / وابخشیدن/ وشکیدن
تکان دادن و ریختن
اختلال اختلالات لطفا این واژه ی زشت رو از فارسی حذف کنید! . به جای آن آشفتاری و آشفتگی را به کا برید.
نشاختن / نشاخیدن / نشاستن = به معنی نشاندن است. در نبیگ های بیگانه برابر To Set Up به معنی گذاشتن ، صاف نشاندن ، بر تخت نشاندن ، به قدرت رساندن و قر ...
واخیدن = جدا کردن
جدا کردن
ریویدن = باز پس فرستادن
هَچیدن = ربودن
پاک سازی
خجالت کشیدن و فرار کردن
بینی خِلمیده / بینی آبریز
آبریزیش بینی
ژاژیدن / نشخوار کردن
مالیدن به هم
دزدی کردن ، کش رفتن
برمشیدن
رُبیدن / رُبودن
ریویدن
مِیچودن = برشته کردن
پزافتن = پز آمدن = پخته شدن ، رسیدن ( میوه و امثال آن ) ، از کالی و خامی در آمدن
داسَر دادن = پاداش دادن
غربال کردن
برگشتن ، برگشت دادن
آبخش بودن = پشیمان بودن
اَبَخش = پشیمان
پاسخ دادن