پیشنهادهای ژاسپ (٤,٤١٢)
پیچ دار کردن ، پیچاندن ، تافتن
تافتن
چشمک زدن ، سوسو زدن
یوغیدن ، جفت کردن
ترنگیدن
نوفیدن
سورمیدن
اعلام کردن ، شیپور شدن
آیوزیدن = رنجیدن ، به دردسر افتادن
چیره شدن ، پیروز شدن
پیروز شدن
زمیدن = چیره شدن ، برتری یافتن
تسیویدن = لرزیدن
تشنه شدن ، احساس عطش
نُوُشتن
تَوَشتن = سفر کردن ، طی کردن ، پیمودن ، نوردیدن
انتقال دادن ، فرستاددن
جزیدن ، ترادیسیدن
جزیدن ، میدن ، تغییر شکل دادن ، وردیدن
تلاندن ، له کردن ، پیخستن
له کردن
پهرماهیدن = پرماسیدن ، لمس کردن
شنکنجه کردن
تقویت کردن
غُرونبشت = غُرنبیدن
گرایش داشتن ، میل کردن
الفندن
ستاندن ، ستادن ، گرفتن
جنباندن ، تکان دادن ، آویختن ، لرزیدن
قوذت دادن ، بلعیدن
به آرامی عطسه کردن
شان و منزلت = فرباره
جهاد
غالب
عقل = فَرزو / اَنجِم
شناویدن
شنازیدن = شنا کردن
آگُستن
مردانگی و زنانگی نرینگی و مادگی نره و نیامه چُل و چوز فَز ( فزار ) و نَس ولی بهترین واژه "زهار" است که می تواند هم برای مرد و هم برای زن استفاده شود.
آنامِش ، آنامیدن
آنامیدن / نمیدن / فرودیدن
فرغول
حضور
آنامیدن = نمیدن = توجه کردن
آنامش = توجه آنامیدن = توجه کردن
برگماشت
فرور
فسره
فنار = منار ، مناره ، آتش دان
فَندَل = بند ، مانع ، چیزی که با آن راه را بند آورند.