پیشنهادهای ژاسپ (٤,٤١٢)
گُنجیده
بیت المقدس/ اورشلیم = گنگ دژهخت / گنگ دژ
برابر فارسی عاملیت = گنورِگی
برابر فارسی عامل "گنوره" است.
Language
صمغ = گَوَچ
گَوِشت
گوشتاسب
پسوند چی به معنی نگهداری و داشتن و کابردش مانند پسوند بان است. مثلا این واژه ها هم معنی اند گوشچی = گوش بان = گوشدار = پاسدار
حماقت =گولی ، غُولِگی
گولیدن
کارواژه ای امری = گومباش = به معنی ول کن ، بگذار بشود و اگر آن اتفاق اوفتد مشکلی پیش نخواهد آمد.
گوناب
گونسته
فرناک / آبخانه / کِنارآب
گوهر زای / گوهر زاد / اَسپوره
مجرا = گوهین
گویانی
گُهر گُستر
دوران نوزادی ، دوران کودکی
گیاخُن / گیاخَن = آهسته و پیوسته ( کارکردن ، رفتن )
گیتی افروز
بی غیرت = گید
گیرداشت = توانایی و قدرت گرفتن
تسخیر = گیرِش
قصه گو = گیوَر / داستان گو
در فارسی " لاج" و " لاس" به معنی سگ ماده اند. ماتم. [ ت َ ] ( اِ ) سگ ماده. ( ناظم الاطباء ) .
در این باره مطمعن نیستم ولی گمان میکنم "لاجوردی" که گاهی "لاژوردی" نیز در فرنگ ها آورده شده از "لاژه" به معنی زعفران و "ورد" به معنی گل ساخته شده . ر ...
مدح = لاف
لانگ
لالَنگ
نان
باتلاق = لایِستان ، ماندآب ، لَشاب
پیراهن آستین کوتاه
بارونی ( جامه بارانی ) = لَباده / لباد
اندار
مطرود = لُتره
قایق کوچک ، کرجی
لَچ = صورت
لَخاگر ، کفشدوز ، موزه ساز
جزئی = لَختی / باذَم ( باذذم )
جزئیات = لَختی ها
لُرس = شفت ، ترحم
فارسی ترحم = لُرس
مقاوم
ممکن است با " لَست " در پارسی به معنی مقاوم و پایدار از یک ریشه باشد.
لَست = مقاوم لَستینگی / اَنیسون /تاوِست /فَتایِش /وایستش= مقاومت تاوستن = مقاومت کردن
لَست ( Last ) = مقاوم
لَش
لشکر پژوه