پیشنهادهای ژاسپ (٤,٤١٢)
فَرخاد = غالب و چیره بُگمار = غالب ، قاهر و پیروز گینده = غالب
خوش اخلاق شدن
نرم کردن ، لطافت بخشیدن
فرخنج
هرس کردن = فَرخَویدن، پَرخَویدن ، کَزدیدن
فرداب کردن
فُرز ه= کنار رودخانه و در یا ها که محل حرک یا پهلوگیری کشتی ها بُود.
آغوز
فرغندگی
فَرَفت = شاهزاده
تیهور = فرفور = فرقور
فرگفت فرگفتن
فَرمَرُست
فَرناد
خجالت کشیدن
فَروَت = فارسی کثرت
فروخوانش
فروخواندن
یک سایت بسیار چرت و غیر علمی و مخالف علمی نویسی به خصوص سره نویسی فارسی .
فَروَرد = 1 - جدایی و افتراق 2 - ذهن و ادراک #فرهنگ_نفیسی
واژه ی پارسی " فروزینه " به جای چخماق همیشه استفاده میشده و می شود.
فروک = مرغ جوان تخم ناکردن نِخَنگ = خروس جوان تازه به بلوغ رسیده
فروگشت= انقراض فروگشتن = منقرض شدن
فرومیراندن
فرومیراندن
تعلیق = فروهِشتگی / اَندَروایی
فَروهیدن= ترک کردن
فَریوَردن = راست شدن و درست شدن
فزه
هسته انگور
فغیاز
ناکجا آباد
هر جایی می تواند باشد
فَلانه = نره ، آلت جنسی
فلاوه
فنانیدن
اوینیستن / اوینیدن = انتقاد کردن
می توان از شکل پارسی این واژه "یوخه" استفاده کرد.
رندیدن
آموختن
شناریدن / شنازیدن / شناویدن = شنا کردن
مشورت کردن
در زبان ایتالیایی می گویند basta
ایوجیدن/ ایوزیدن = متحد کردن ، ایویدن ، ایوه کردن
ایوجیدن/ ایوزیدن = متحد کردن ، ایویدن ، ایوه کردن
ویوزیدن = عمل زدایی کردن ، کاری انجام شده را به حالت قبل در آوردن ، معکوس کردن ، خنثی کردن
آشِنودن = فهمیدن ، درک کردن
اُزواردن = فهمیدن
وَغَشتن = آشکار کردن ، شناساندن
پیخستن = تضعیف کردن