پیشنهادهای ژاسپ (٥,٢٩٣)
پَداَوگیدن = پاسخ دادن ، جواب دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ویوگیدن = وی اوگیدن ، اعلام کردن ، مطلع کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَوگیدن = گفتن ، اعلام کردن .
اَوته = سرد. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَوت = سرما ، برودت. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَوت = سرما ، برودت. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَوشیدن ( aoshidan ) = به کسی گفتن ، با کسی صحت کردن ، باکسی حرف زدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَغرو = ناباردار ، حامله نشده. ( در اصل به معنی "غیر سنگین، نا گِران" است ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
غِرو = باردار ، حامله . ( در اصلبه مینه ی سنگین است ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پداَذیدن = پاسخ گفتن ، جواب دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَذان = بانگ ، صدازنی ، فراخوانی. ( اوستایی ) بنگرید به اذانیدن.
اَذیدن = گفتن ، صدا زدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَذاندن = صدا زدن ، بانگ زدن ، فراخواندن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ذویمَن = ساده لوح ، فریفتنی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَذک = شِنِل ، رَدا . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ایسیجیدن = به خطر افتادن ، در معرض خطر قرار گرفتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فَراَپیدن = رسیدن ، پیشی گرفتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پی اَپیدن = رسیدن به ، ار بین بردن جا ماندگی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَپیدن = 1 - رسیدن ، سبقت گرفتن. 2 - شرکت کردن ، سهیم شدن. 3 - مشاهده کردن ، نگریستن. 4 - سازش کردن ، کنار آمدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پی بوستن = احساس کردن ، پی بردن به احساس. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آوْیِه = خایه ، بیضه، تخم. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پاژینه = معکوس، وارون.
اَپاژی= معکوس. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
افزَدَن = ضربه زدن ، کوبیدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
بَرنِتَیدن = باعث شدن ، ایجاد کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
بَروْانیدن = غلبه کردن بر چیزی ، پیروز شدن بر چیزی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
برایژیدن = هوس کردن ، آرزو کردن.
ایژیدن = خواستن ، میل کردن، آرزو کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
برشَستن = سوار شدن ( برای اسپ و . . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
شِتای = مطالعه ، فروخوانی. همچنین سِتای ( Study ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فَرکاذ وَند = قابل حرکت دادن ، جُنبیدنی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فَرجیامَن = خسته شونده. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَفرجیامَن = خستگی ناپذیر. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
جیام ( درست آن است )
فرداد کوست= به پیش ، در جهت جلو ، فرارون ، فراسوی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَفَرپَداییدن: سازش کردن ، کنار آمدن ، مخالفت نکردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
افشَم = خط ، نوار. ( # اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَفشه = فقدان ، نبود. ( # اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَفشه = فقدان ، از دست دهی. ( # اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَنیدن = نفس کشیدن ، دَمیدن. او اَنیدن ( o - anidan ) = به چیزی دمیدن ، هدایت کردند نفس و دَمِش به سوی چیزی . ( # اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَنومیه =بع بع کننده . ( زاب ) بَس اَنومیه /پس انومیه = بَبَعی ، بره ، گوسفند ، بسیار بع بع کننده. ( # اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَنوسَند= بر خلاف میل و اراده ی شخصی. ( # اوستاخوان - هنس ریشِلت )
انگِریانه: با بدخواهی ، با پلیدی. ( # اوستاخوان - هنس ریشِلت )
در فارسی " آتاییک / آتاویک" به چم ( معنی ) پدری ، وابسته به نسل پدری است! بنگرید به آتا واژه ی فارسی ( و نه ترکی و. . . . ) به چم پدر.
این دهخدا هم هر چی سوادش نمیکشیده می گفته " از معجولات است"
اندر نیمک = به سوی داخل ، به درون ، تو سوی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَنیه اَنیه = به هم دیگر ، دو به دو. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
انیات = نجات ، رهانِش. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَمَه نِزَدن = حمله کُش ، در یورش دشمن کشته شده. حمله = هَله / اوگَت / ایبگت / آما / اَمَه/ اَمَله
پَدآییدن = امتنا کردن ، اجتناب کردن. ( پد آییدن ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )