پیشنهادهای ژاسپ (٥,٢٩٣)
گُسینیدن = پاره کردن ، دریدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
ویسینیدن = پاره کردن ، دریدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
ویسبُد = رئیس قبیله . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
ویشُلوْ = سگِ خانگی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
ویشُروْ = سگِ خانگی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
خونومند : خونین ، در حال خون ریزی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
خوفسیدن = خوسیدن، خفتن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
خواه = خواهر. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
خیهستن = تعقیب کردن ، دنبال کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
خیهِش = تعقیب . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
خیهیدن = دنبال کردن ، تعقیب کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
وَستَرا = پوشاک ، لباس ، جامه. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
یوژدان = انبر، انبرک. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
یوژداسه = یوژداسیده ، خالص شده ، تطهیر شده. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
یوژداسانیدن = تطهیر کردن ، خالص کردن ، پالودن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
یوژداس = تطهیر ، خلوص. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
زَها =زَهنا ، ژَرفنا ، گودا ، عمق. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
زهر گر = زهر ساز ، مسموم کننده . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
زیانا = زن جوان ، بانوی جوان. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
زَندبُد = رئیس قبیله . زَند = قبیله ، قوم. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
زمانیک = قدیمی ، کهنه. ( پارسیگ )
آزا = آزنده ، آز ورزنده ، طمع کننده. ( در اوِستا ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
سلام جناب فرتاش گویا برای حذف شدن این مدخل هم من و هم شما باید نظراتمان زیر این واژه را حذف کنیم.
به پارسیگ "سهم های فرکانندگان"
در پارسیگ " فَرکاناد" ر. ک فرکاندن
فَرکانِش ( پارسیگ )
به فارسی "هم فرکان / هم فرکاننده " به معنی هم بنیان گذار است.
نوفرکانیدن =بدعت ایجاد کردن ، رسمی نو پایه نهادن. ( پارسیگ ) #پیشنهادی
اوزَرنَویدن = اوس اَرنَویدن ، گماشتن ، محول کردن ، موظف کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَرنَویدن = اختصاص دادن ، اجازه دادن ، موافقت کردن با درخواست ، پذیرفتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فرا اَرنویدن = محول کردن ، گماریدن ، موظف کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَرَییدن = چسپیدن . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پَدعَریدن = متوقف شدن ، به مانع برخوردن و از حرکت ایستادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
نیعَریدن = پس راندن ، دور کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
آعَریدن = برآغالیدن ، برانگیختن ، تحریک و وسوسه ی جنسی کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
آزعَریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
اوعَریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
ویعریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
عَریدن = حرکت کردن . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
عَیسیدن : ریاست کردن ، حکم راندن ، قادر بودن ، موظف بودن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
ایسیدن = ریاست کردن ، حکم رانی کردن ، عَیشیدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
عَیشیدن : ریاست کردن ، فرمان راندن ، قادر بودن ، موظف بودن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
فراَشیدن = راندن ، فراری دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَشیدن = راندن ، حرکت دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پیرایشیدن = جوییدن ، به دنبال چیزی گشتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پدایشیدن = مشاهده کردن ، نگریستن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
برایشیدن = درک کردن ، دریافتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ایشیدن = هوس کردن ، آرزو کردن ، خواستن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پیراَوگیدن = دستور دادن ، فرمان دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آنَوگیدن = آ ن اَوگیدن = گفتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )