تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گُسینیدن = پاره کردن ، دریدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ویسینیدن = پاره کردن ، دریدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ویسبُد = رئیس قبیله . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ویشُلوْ = سگِ خانگی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ویشُروْ = سگِ خانگی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خونومند : خونین ، در حال خون ریزی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوفسیدن = خوسیدن، خفتن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خواه = خواهر. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیهستن = تعقیب کردن ، دنبال کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیهِش = تعقیب . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیهیدن = دنبال کردن ، تعقیب کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وَستَرا = پوشاک ، لباس ، جامه. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یوژدان = انبر، انبرک. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یوژداسه = یوژداسیده ، خالص شده ، تطهیر شده. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یوژداسانیدن = تطهیر کردن ، خالص کردن ، پالودن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یوژداس = تطهیر ، خلوص. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زَها =زَهنا ، ژَرفنا ، گودا ، عمق. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زهر گر = زهر ساز ، مسموم کننده . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زیانا = زن جوان ، بانوی جوان. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زَندبُد = رئیس قبیله . زَند = قبیله ، قوم. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زمانیک = قدیمی ، کهنه. ( پارسیگ )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزا = آزنده ، آز ورزنده ، طمع کننده. ( در اوِستا ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سلام جناب فرتاش گویا برای حذف شدن این مدخل هم من و هم شما باید نظراتمان زیر این واژه را حذف کنیم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به پارسیگ "سهم های فرکانندگان"

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در پارسیگ " فَرکاناد" ر. ک فرکاندن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فَرکانِش ( پارسیگ )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به فارسی "هم فرکان / هم فرکاننده " به معنی هم بنیان گذار است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوفرکانیدن =بدعت ایجاد کردن ، رسمی نو پایه نهادن. ( پارسیگ ) #پیشنهادی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اوزَرنَویدن = اوس اَرنَویدن ، گماشتن ، محول کردن ، موظف کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اَرنَویدن = اختصاص دادن ، اجازه دادن ، موافقت کردن با درخواست ، پذیرفتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرا اَرنویدن = محول کردن ، گماریدن ، موظف کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اَرَییدن = چسپیدن . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پَدعَریدن = متوقف شدن ، به مانع برخوردن و از حرکت ایستادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیعَریدن = پس راندن ، دور کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آعَریدن = برآغالیدن ، برانگیختن ، تحریک و وسوسه ی جنسی کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزعَریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اوعَریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ویعریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عَریدن = حرکت کردن . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عَیسیدن : ریاست کردن ، حکم راندن ، قادر بودن ، موظف بودن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایسیدن = ریاست کردن ، حکم رانی کردن ، عَیشیدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عَیشیدن : ریاست کردن ، فرمان راندن ، قادر بودن ، موظف بودن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فراَشیدن = راندن ، فراری دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اَشیدن = راندن ، حرکت دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیرایشیدن = جوییدن ، به دنبال چیزی گشتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پدایشیدن = مشاهده کردن ، نگریستن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برایشیدن = درک کردن ، دریافتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایشیدن = هوس کردن ، آرزو کردن ، خواستن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیراَوگیدن = دستور دادن ، فرمان دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آنَوگیدن = آ ن اَوگیدن = گفتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )