پیشنهادهای ژاسپ (٥,٨٧٩)
پَدیش = مخالف، بر علیه. ( # واژه نامه ی فُرس باستان – تولمن )
پَث = مسیر ، راه. ( # واژه نامه ی فُرس باستان – تولمن )
پُروِه = سابق ، پیشین. ( # واژه نامه ی فُرس باستان – تولمن )
پیرآبه = نام رودخانه ی نیل در سنگ نوشته های هخامنشی. ( # واژه نامه ی فُرس باستان – تولمن )
پیسا ( 2 ) = کلک، قایق بادی، قایق مربعی. ( # واژه نامه ی فُرس باستان – تولمن )
فرماتَر = ارباب ، خواجه. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
یان/ یانه= لطف، مرحمت . ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن ) ( #فرهنگ کوچک پهلوی - مک کنزی )
یووْیا = کانال ، کاریز ، جوب آب. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
وَرک = گُرگ. {شکل کهن ولی شایسته ی بازیافت} ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
وَرکان = گُرک. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
وَشن = خواست ، لطف. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
ویث = شاهانه ، مربوط به خاندان سلطنتی، هر چیز سلطنتی {دربار، کاخ، نژاد}. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
ویسا دخیو = همه ی کشور ها ، کل ممالک، همه ی سرزمین ها. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
ویسپازن/ ویسپَزنه = مردمانی از همه جور ، جعمیتی از همه گروه ها و فرهنگ ها، متنوع. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
شیو = به راه افتادن، عازم سفر شدن ، حرکت کردن ، به پیش رفتن. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
شیو = به راه افتادن، عازم سفر شدن ، حرکت کردن ، به پیش رفتن. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
هَینا = ارتش ، سپاه ، لشکر. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
هَدیش = مکان اقامت ، اقامتگاه. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
هم اَرِه = هماورد ، دشمن جنگی ، حریف مبارزه. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
هم اَرَنه/ همارَنه = نبرد ، مبارزه ، تنازع. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
هَروِه / هَرووِه= کل ، تمام ، همه. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
هَیثیه / هَیشیه = حقیقی ، راستین. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
هَیثیه / هَیشیه = حقیقی ، راستین. ( # واژه نامه ی فُرس باستان - تولمن )
تاگ = شاخه . ( # نبیگ هفتم دینکرد )
تاگ = شاخه. ( # نبیگ هفتم دینکرد )
توشت منشی = سکوت پیشگی. ( # نبیگ هفتم دینکرد )
این واژه عربی نیست! اولیا = بالا، برتر. اولی = بالایی ، برتری. ( # نبیگ هفتم دینکرد )
اوروسپَر= رَحِم، پوگان، زهدان. ( # نبیگ هفتم دینکرد )
اوزدیس= بُت، صنم. ( # نبیگ هفتم دینکرد )
والونی = همراهی. ( # نبیگ هفتم دینکرد )
وَن = درخت . ( # نبیگ هفتم دینکرد )
وانِستار = شکست، باخت. ( # نبیگ هفتم دینکرد )
وَر = امتحان ، امتحان الهی. ( نبیگ هفتم دینکرد )
وَرس = مو ، موی {بدن ، سر}. ( بنخان: کتاب هفتم دینکرد )
وَرس = مو ، موی {بدن ، سر}. ( بنخان: کتاب هفتم دینکرد )
ورجکاری= اعجاز ، معجزه کردن. ( کتاب هفتم دینکرد )
پِیه پیه. [ پ َ ی َ / ی ِ ] ( ص ) تابع و پیرو. ( دهخدا ) ( برهان ) .
لغت نامه دهخدا پیهورده. [ وَ دَ / دِ ] ( اِ ) در زبان پهلوی بمعنی پیک است. ( دهخدا )
تابال. ( اِ ) تنه درخت. ( لغت نامه ی دهخدا )
تابوک. ( اِ ) مخارجه عمارت را گویند. ( برهان ) ( فرهنگ جهانگیری ) . بالاخانه کوچک که در بالا واقع شود و آن را مخارجه گویند، بیرون داشت عمارتها. ( شر ...
تابوک. ( اِ ) مخارجه عمارت را گویند. ( برهان ) ( فرهنگ جهانگیری ) . بالاخانه کوچک که در بالا واقع شود و آن را مخارجه گویند، بیرون داشت عمارتها. ( شر ...
آواده = عقبه ، نسل. ( کتاب پنجم دینکرد )
اَخوْی = دنیوی ، مادی ، وابسته به جهان هستی. ( کتاب پنجم دینکرد )
دیرند = به تفصیل. ( کتاب پنجم دینکر )
"دید" = به علاوه ، علاوه بر آن ، دیگر آنکه . ( کتاب پنجم دینکرد )
ایوین / ایوینه = گونه ، نوع، سرده. ( # نبیگ پنجم دینکرد )
ایوین/ ایوینه = گونه ، نوع. ( # کتاب پنجم دینکرد )
اِمبَغ = علی حضرت ، عالیجناب. ( # نبیگ پنجم دینکرد )
به پهلوی "مانا دانش" به چم "شبه علم ، علم کاذب " است. ( # نبیگ پنجم دینکرد )
مَردومند = دارای مردم ، مردمی. ( # نبیگ پنجم دینکرد )