پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٢٤٥)
" خریدمان. خَرِ مان ":خرمن.
" خشم و مهر " :خشونت و عطوفت در مرد و زن. خشم: در مرد. مهر: در زن.
" خواب دهی ": هیپنوتیزم. خواب ده : " هیپنوتیست" .
" دگرش و فرازش ": تحول و تعالی.
تلفظ:" لَزمِش ".
تفویض:" آلشتش ". تبدل:" دالش. جایش ". تصرف:" گرفتش ". تسلط:" برترش ". تحصل:" آورش ". تعذیر: کوبش ". دهن کوب. سر کوب. کوبیدند. کوبیدن. تقدیم:" پ ...
تعذر " پوزش ". تعفوّ:" بخشش ".
" ویرایش و پژوهش ": تصحیح و تحقیق. " مصحح ":ویراستار. " محقق ":پژوهشگر. تقدیم=مقدمه:" دیباچه . آغاز. درآمد. پیشگفتار ". تقریض:" بُرِش ". تمهید:" ...
مردمان نه ملون و نفرین گردند و نه معصوم وپاک پس باید روند روا را داشته باشند.
به گفته های او کار می کند.
" ماندنی. مانا ":خالد. هم فیها خالدون:" اینان در آن ماندنی اند ( مانایند ) ".
" بنیادها ":تاسیسات. . . . . . . . . . . . . بنیادهای هسته ای، بنیادهای اتمی:تاسیسات اتمی.
" دِ کرّ بودن . زِکرّ بودن. در خط بودن ":ذکر. " کرّ ":خط.
" میانکان. میانگان. میانان. میانا. میانگی. میانکی. میانشی. میانش. میان. میانه ":معدل.
این که بتها دارند از زیر خاک و ویرانه ها بیرون می آیند را میتوان //رستاخیز بتها// نام نهاد .
پول. پولوَند. پوَلوندی. پولوَندان:صراف. صرافی. صرافان.
افراط:" فرایش ". تفریط:" فرویش " . افراط و تفریط :" فرایش و فرویش ".
" قرار ومدار ":وابود و وانمود.
" پیمان دادن. پیمان بستن . پیمان. پیمانش. پیمانیت. پیمانه. پیمانگی. پیمانور. پیمانوری. پیمانورزی. پیمانداری. پیمان دار. پیمانگر. پیمانگرانه. پیمانگرو ...
شَل و پَل نمیکند روی هم نمی اندازد. پَل:پهلو پهلو کردن و روی هم انداختن.
"درمان پرداخت. پرداختی درمان. پرداختی درمان. پرداخت درمان ":حق العلاج.
" پرداخت کارش در گمرگ ":حق العمل کاری در گمرگ.
" راسته تلاش. راسته کوشش. راسته ورزی ":حق الزحمه.
" پرداختکاری ":حق العمل کاری.
"پرداخت. پرداختی. پرداختانه. پرداختا. پرداختان. پرداختش. پرداختواره. پرداختوارگی. پرداختوارانگی مندی . راسته کار پردازی. راسته های کارپردازی":حق العم ...
" و هرگز نایافته از فروغ رازوری نبود ":و هرگز نامستفیض از فروغ عرفان نبود.
" پیشا کالبد ( فروکالبد ) ":ماقبل الطبیعه. " پسا کالبد ( فراکالبد ) ":مابعد الطبیعه.
سجع:" همسنگ. هم آهنگ. آهنگ. آهنگی. آهنگش. آهنگشی. آهنگمند. آهنگوند. آهنگش. آهنگین. آهنگا. آهنگام. آهنگاما. آهنگامیکه. آهنگامانگیوارانه مندی گونه گی س ...
پشتا:مقفی.
" همسنگ. سنگین. سنگی. سنگین. سنگونه. سنگش. سنگمند. سنگا. سنگام. سنگشی. سنگایش. سنگایه. سنگاور. سنگاورز. سنگاورزی. سنگاورزش. سنگاورزشانه. سنگاورزشیانه ...
" کارواره های آزارشی ":عملیات ایذایی.
هیت:" گرم. گرما . " هیتر:" گرمگر. گرماگر. "
"پشت هم انداز. قمارباز. ریاکار. نیرنگ. نیرنگ باز. زیربرّ. آب زیر کاه. سالوس. مولی. موزی ":شیاد
" گسترش و درازش. گسترایی و پَهَنایی گستر و بَر. کشور و واره بر. ( جلو واره. پیشواره. بلندواره ) . گستره و درازه. بازا و بلندا. بازش و بلندش. گس ...
برد و بار :ات ِ بار =اعتبار.
"ارزش. جا. جای. جایگاه:پایگاه. پا. پای. گاه. گاهگاه. جایجا. ارج. ارجمندی. ا. هنر. رجش. آبرو. آب. چیز ( چیزی برایمان نمانداز بس . . . . . . ) . بن. بی ...
" رُخَکِ پیغامکِ بَسته ":فرمت فایل off. #" رُخُک پیغامکِ باز ":فرمت فایل on.
" رُخُکِ پیغامک ":فرمت فایل.
" پیغامک ":فایل.
خودرو. خودران. خودکار. خودبر. خودبار. خودپرداز. خودکار. خودکار. خودکار. خودکار. خودکار. خودکار. خود خوار. خودآر. خودتبار.
" خانک. خانچه. دفتر. دفتر خودرو. دستک ماشین. خانک ماشین. خانچهء ماشین. دفتر ماشین ":کنسول وسط در خودروها.
کنسول. کونسولگری:دفتر خانه. سردفترخانه. برای سفارت خانه ها.
" مقابله ":به همش. " مقایسه ":باهمش ( چینش ) . " مطابقه ":برهمش.
تطبیق:بَرهَمِش. تکمیل:باهَمِش. تقابل:به هَمِش. . . . . . . . . . . . . . . . .
دیباچه سازی. دیباچه واری. دیباچه انگاری. دیباچه واداری. دیباچه مندانگیورانه مندی. دیباچه بازی. دیباچه اندازی. دیباچه آسایی. دیباچه گری. دیباچه گرانه. ...
" نُهفت. نُهفته ":غیب. لسان الغیب:نُهفت زبان. زبان نهفته. نُهفته زبان. زبان نهفت .
واژگان فارسی که چند وجهی می باشند از نگرِ لَزمی ( لفظی ) همانند می باشند .
فرزانش خاوران:حکمت اشراق. فرزانش خاور:حکمت شرق.
" فرزانش خاوران ":حکمه الاشراق. " خاوران فرزانش ":حکمه اشراق. فرزانش خاور:حکمت شرق. خاور فرزانش:شرق حکمت.
دانست. و دنستنی :به جای دانش و دانشها. دانستوری : دانشوری. دانستور: دانشور.