پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٤٨٩)
آلمانیده. انگلیسیده. فارسیده. تازیده. لریده. لکیده. ترکیده. هندیده. چینیده. ژاپنیده. کرویده. و . . . . . . . . . . . . . . . . . . هر ...
" خطبه ": گفتاره . " خطابه ": گفتار .
" یکاناجُنب ": astronomical unite
" هور سا . هورسامان ": منظومهء شمسی .
[" یکاچرخ ": astronomical unite ]
" یکا کیهان شناس ": astronomical Unite
" کُنشگر گِرا ": فاکتوریل .
" بازگردا ": تجدید پذیر .
[ " داشتِمان. سرمایه شناسی ": اقتصاد . economic ]
سکولاریسم و اسکولاریسم ": دین آزماگرا و دین باورگرا. " دین باوری ": اسکولاریسم . " دین آزمایی ": سکولاریسم . آزماگرا =سکولاریسم. باورگرا=اسکولاری ...
زنا شویی؛ پیشا زناشویی ": پیشا ازدواج. پای زناشویی ": پای ازدواج. پسا زناشویی ": پسازدواج. که هر کدام بینش و آزمون خود را در پیایند دارند.
دانشبُد. فرزانشبُد و آیینبُد و رازوریبُد به دانستنیهای چهارگانه ورشته های فراشمار و نابه پایان آنها روی آور میشوند.
دینبُدان و دانشبُدان و راز بدان و فرزانشبُدان باید برپایهء اندیش و اندیشوری و اندیشورزی به گزاره ها بپردازند.
گزاره های مادی و معنوی را از روی خرد وخرد ورزی و خردمندی شناسه می نمایند. ودانستنی های چهار گانهء دانشهاوفرزانشها و آیینها و رازوریا را که بیشمار و ...
گستر. گستر واژگان. گستر واژ. گستر واژان. واژگستر. واژگسترا. واژه گسترا. واژگستران. واژه گستران. واژه قمار. قمار واژه. واژگان قمار. قمار واژگان . ...
گستر: واژه گستر. واژه کار. واژه گر. واژه نگر. واژه نگار. واژه بار. واژه انگار. واژه آمار. واژه بند . واژه چند. واژه پند. واژه خند. واژه آر. واژه نمه. ...
" جاگیره ": آبونمان .
" پرتوشکن ": آباژور .
نیرویش های دگرنده ": انرژی های تجدیدپذیر.
" دگرنده ": تجدید پذیر .
" درخت. چوب. کُت ": تن. بدن. "به لکی لری.
" لَش. لاشه. لار " به لکی و لری ".
اندام ها: " پای راست ": پای تخصصی. " پای چپ ": پای غیر تخصصی . برخی چپ پا و برخی چپ دست میباشند که دست تخصصی و پای تخصصی آنها به شمار میرود.
" بستهء گل ": حلقهء گل . " بستهء تاج گل ": حلقهء تاج گل .
" گِرد گل ": مجموعهء گل . " دستهء گل ": مجموعهء گل .
" دستهء گل ": مجموعهء گل .
" واگذارمند دادگستری ": وکیل دادگستری. " واگذارگر دادگستری ": موکل دادگستری .
" چه خوب سروری و چه خوب یاوری ": نعم المولی و نعم النصیر.
عش الان زین":عیش الآن زین=حالت اینک خوب است.
" ذهن ": یاد . در هستی یادی. در هستی هوشی. ذهن#عین. درهستی آختی# در هستی ساختی=در وجود عینی # وجود ذهنی.
تجزیه و ترکیب: "پراکنش. جز جز. دور ": تجزیه. " باهم . درهم. روهم ": ترکیب .
" دانش ( برین ) و دین ":معقول و منقول. معقول ( عقل ) ":فرزانش. فلسفه. حکمت. حکمت اولی. خرد. منقول ( نقل ) ":دین. آیین. وحی.
" عقل . عقول ": اندیشه . اندیشه ها. " حس. احساس. ":یابش. یابش ها. " اندیشش ها . خردیته ها ": معقولات. " اندیشش. خردیته": معقول. معقول#محسوس. " م ...
" اندیشش های نخستی. اندیشیده های نخستی. ": معقولات اولی. " اندیشش های دومی. اندیشیده های دومی": معقولات ثانوی . اندیشیدهء اولی. اندیشیدهء دومی. او ...
" امور عامه": " دستور همگان. دستورهمگانی. دستورهمه": امور عامه ( در فرزانش که یادآوری چیزهایی در فرزانش است که روند سخن و بازش را در فرزانش رونمایی م ...
" عواطف ": گرایش. تاخت. خم چم. دوتایه. پیچیدن . گردانیدن. بازگشتن. بازداشتن. بگردیدن. جانب. پهلو . کرانه. مُهره ای است برای مهربانی. ۱_گرایش عاطفی. ...
یکاب ( یک آب ) : میسک .
انجامگر:اجرا، انجام گریز و انجام گزیر.
افتامد و بُنامد = تَهامَد ( ته آمد=از ته آمدن و از بُن آمدن ) .
" باده . می . شراب ": عرق .
" علاج ": درمان. هَکاهَک. " همان درمان بود ": همان علاج بود . زودتر علاج را هلاج و اکنون هم میگویند.
" مرشد ": " سبزاننده. سبزانند. سبزنما. سبز کننده. سبزگر. سبزکر. سبزگار. سبزکار. سبزند. سبزنده. سبزندا. سبزور. سبزوری. سبزورز. سبزورزی. شبزا. سبزشا. ...
" سبزگَرِ خویش. سبزانندهء خویش ": مرشد قوم .
" رئالیسم جادویی": افتامد جنبلی افتامد جادویی. افتامد سِرّی. ( بلادرباری افتامدی ) ": رئالیسم ماجبکی ".
" طلیعهء رئالیسم جادویی ": زَدِ افتامد جادویی. زَدنِ اُفتامد جادویی. در آمدنِ افتامد جادویی. در آ مدِ افتامد جادویی. پیدایشِ افتامد جادویی. پیدا ...
" اُفتامدگرایی فرزانشی ": واقع گرایی فلسفی. " بُنامد گرایی فرزانشی ": حقیقت گرایی فلسفی. " بُن چیز ": حاقّ شیء .
رئالیسم ": " افتامَد و ناافتامد ":رئالیسم وضدرئالیسم. زدا و نازدا. ایستا و نا ایستا. روا و ناروا. شایا و ناشایا. بایا و نابابا. ( بایسته و شا ...
" طول": شاخهء گیاهان و درختان را به لکی و لری تَل گویند. تَلّ بروزن پَلّ پهلو و ملّ پرنده ( بالِنَه ) را به لری و لکی گویند.
" طول": درازی شب. درازای شب. درازنای شب. درازناکی شب. درازی روز. درازای روز. درازنای روز. درازناکی روز. درازی زی. درازای زی. درازنای زی. درازناکی ر ...
" فیلتر فعال ": پالهء کارا # پالهء ناکارا.