پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٥٧١)
نیکی که به نزد من همان پیروزی است. پیروز شوی همان جهان افروزی است. آن هم به پسند خود و خلق است و خدا. بنگر به روند پیشرفت آموزی است. شهرام. ص.
سکانس سه گوش به شمار می آید. چارانه چهار گوش به کار می آید. گویند که زنجیرهء مهرورزیهاست. اندازهء بردار به گدار می آید. شهرام. ص.
آرامش ما آرامش ووی هست. یا صافی ما چو صافی صوفی هست. آیا به روند ما روندیته بود. یا آنچه بگوییم فرا گویی هست. شهرام. ص.
روزی که سرایندهء ایران بودیم. روزی که سخندانی ز تهران بودیم. روزی که جهان را فیلسوفان بودیم. این را که زمهر مهر آران بودیم. شهرام. ص
بنگر که تلاش هست و دارو و دوا. وین زندگی رنج وغم وبخت و هلا. آیینهء زندگی همین آیین است . غم بر سر غم گرفتنت نیست روا. شهرام. ص.
" قطعه. تقریض. قرض. . . . ": برش . برّه. بره. برک. برکا. برکانه. برکی. برکیا. برکیانه. برکیانه مندی وار ه های او. برا. برشا. برینه. بر. برّ. برشینه. ...
شادی در زندگی ، دانستِ خوش": دانش شاد. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . دانستِ خوش. از فردریش نیچه.
lorestan اگر کسی ویا کسانی بخواهند در بارهء تاریخ و جغرافی و شناخت خویشی مانند خویش لر تلاش نمایند باید به روزگار جوانی با گرفتن کاریابی خود در رشته ...
داو به لری و لکی انگیزش. انگیزانندگی. انگیزانش. انگیختگی. انگیختن. انگیختش. وادار. وادارنده. واداشت. واداشتن . دُژ دادن. دُژ. دوت ( دوءَت":عروسی.
داو تمامی":داو تمامیت. حالی من اندر عاشقی داو تمامی می زنم . حافظ
لر؛ دیدگاه من این است که خویش لر سه گروه اند؛ ۱_لک؛ به پنداشت ودریافت لغت ، لوگوس، لوجیک وذهن وزبان میباشد . ۲_لر؛ که به پنداشت ودریافت اینکه بر سر ...
می ؛واژگانی چند. شراب و کباب و رباب ببین. سراب و حباب و بناب نگر. شهرام. ص.
چشم؛ " به دیدِ چشم ": به رای العین .
علم و دانش ازلی؛ من می خورم و هر که چو من اهل بود. می خوردن من به نزد او جهل بود. می خوردن من حق زازل میدانست. گر می نخورم علم خدا جهل بود. خیام ...
فرجامین شهراورد توپا ۲۰۲۶ .
در کوی بی خیالی شد بی خیال میباش& ای بوی بیخیالی خود بیخیال میباش& پوی خیال خواهی روی خیال بنگر & در کوی بیخیالی خوی خیال میباش& در کوی بیخیالی ک ...
" بیخیالنورد. بیخیال پیما. بیخیال پیمان. بیخیال رو. بیخیال دو . بیخیال آیین. بیخیال روند. بیخیال سمت. بیخیال سو. بیخیال پو. بیخیال کو. بیخیال کوی[، د ...
" بیخیالنورد. بیخیال پیما. بیخیال پیمان. بیخیال رو. بیخیال دو . بیخیال آیین. بیخیال روند. بیخیال سمت. بیخیال سو. بیخیال پو. بیخیال کو. بیخیال کوی[، د ...
" بیخیالنورد. بیخیال پیما. بیخیال پیمان. بیخیال رو. بیخیال دو . بیخیال آیین. بیخیال روند. بیخیال سمت. بیخیال سو. بیخیال پو. بیخیال کو. بیخیال کوی[، د ...
" بیخیالنورد. بیخیال پیما. بیخیال پیمان. بیخیال رو. بیخیال دو . بیخیال آیین. بیخیال روند. بیخیال سمت. بیخیال سو. بیخیال پو. بیخیال کو. بیخیال کوی[، د ...
هرگز نه نگاهدشتت سالوس است. شهرام . ص.
آرمان؛ آرمانها. آرزوها. امیدها. نویدها. دغدغه ها. و دلهره ها. آماجها. نگرانیها. ناراحتیها. کم و کاستها. فرازو فرودها. گذشته ها. ازدست رفته ها. بدست ن ...
" ریزبوم شناس. ریزبوم شناسها. ریزبوم شناسان. زیزبوم شناخت. ریزبوم شناختها. ریزبوم شناختان ": میکروبیولوژیست.
روزها. همه روزها. همه روز. همه روزه. هرروز. هرروزه. روز ": الایام .
ساله به انتفاء موضوع؛ هیچ در هیچ. پوچ در پوچ. پوچ در هیچ. هیچ در پوچ. هیچیت در پوچیت. پوچیت در هیچیت. پوچش در هیچش. هیچش در پوچش. هیچانه در پ ...
" نیستی با نبود نهاد. نیستی با نبود نهادی. نیستا با نبود نهادا . نیست با نبود نهاد. نیستش با نبود نهادش. نیستشیت با نبود نهادیت. نیسته با نبود نهاده. ...
شعر. سرود. چام. چامک. دیوان؛ به جای دیوانه فرزانه را به کار میبریم . نمونه را؛ ای شاعر فرزانه به جای ای شاعر دیوانه . شهرام. ص.
" پَتی و پُر ": را بهتر است به جای[ ادرار و مدفوع ] به کار ببریم. " پتی ": ادرار. " پر ": مدفوع. " پَتی و پُر ": ادارار و مدفوع
" زِیگَر . زِیگَرها ": ویتامین . ویتامین ها .
مایه کوبی=مایکوب. مایه ور. مایور. مایوری. مایورز. مایورزی. مایشور. مایشوری. مایشورز. مایشورزی. مایشگر. مایشگری":واکسیناسیون.
در خور یاد است در زبان لری تنوین را داریم. زمین=زمینِن. درخت =درختِن. شما =شمان. شمانِن. و. . .
من به هنگام گرفتن پروفایل سوم خودم به جای کلیک روی نام خودم به اشتباه دستم به روی نام کسی دیگر برخورد و وارد پروفایلم شد که این دیگر جلوی کارم را گرف ...
آلمانیده. انگلیسیده. فارسیده. تازیده. لریده. لکیده. ترکیده. هندیده. چینیده. ژاپنیده. کرویده. و . . . . . . . . . . . . . . . . . . هر ...
" خطبه ": گفتاره . " خطابه ": گفتار .
" یکاناجُنب ": astronomical unite
" هور سا . هورسامان ": منظومهء شمسی .
[" یکاچرخ ": astronomical unite ]
" یکا کیهان شناس ": astronomical Unite
" کُنشگر گِرا ": فاکتوریل .
" بازگردا ": تجدید پذیر .
[ " داشتِمان. سرمایه شناسی ": اقتصاد . economic ]
سکولاریسم و اسکولاریسم ": دین آزماگرا و دین باورگرا. " دین باوری ": اسکولاریسم . " دین آزمایی ": سکولاریسم . آزماگرا =سکولاریسم. باورگرا=اسکولاری ...
زنا شویی؛ پیشا زناشویی ": پیشا ازدواج. پای زناشویی ": پای ازدواج. پسا زناشویی ": پسازدواج. که هر کدام بینش و آزمون خود را در پیایند دارند.
دانشبُد. فرزانشبُد و آیینبُد و رازوریبُد به دانستنیهای چهارگانه ورشته های فراشمار و نابه پایان آنها روی آور میشوند.
دینبُدان و دانشبُدان و راز بدان و فرزانشبُدان باید برپایهء اندیش و اندیشوری و اندیشورزی به گزاره ها بپردازند.
گزاره های مادی و معنوی را از روی خرد وخرد ورزی و خردمندی شناسه می نمایند. ودانستنی های چهار گانهء دانشهاوفرزانشها و آیینها و رازوریا را که بیشمار و ...
گستر. گستر واژگان. گستر واژ. گستر واژان. واژگستر. واژگسترا. واژه گسترا. واژگستران. واژه گستران. واژه قمار. قمار واژه. واژگان قمار. قمار واژگان . ...
گستر: واژه گستر. واژه کار. واژه گر. واژه نگر. واژه نگار. واژه بار. واژه انگار. واژه آمار. واژه بند . واژه چند. واژه پند. واژه خند. واژه آر. واژه نمه. ...
" جاگیره ": آبونمان .
" پرتوشکن ": آباژور .